شمس الدين احمد

24

خزائن الملوك ( فارسى )

و غير آن از افعال مخصوصه بجزو اوسط و مؤخر دماغ باطل شود و خفت و شدت مرض مبنى بر قلت و كثرت قوت سبب‌ست چنانچه صاحب ذخيره مىنويسد كه بسيار باشد كه شخصى را صرع افتد و از ان بيرون آيد و تشنجى محسوس نشود و فرق در صرع و اختناق الرحم در ذكر اختناق الرحم خواهد آمد و از آنكه حدوث علّت صرع گاهى از ماده كه فقط در سر متمكن باشد و گاهى از مادهء كه تمكن آن در عضو ديگر باشد اما بطريق مشاركت بارتفاع ابخره يا بصعود نفس ماده به تسديد دماغ گرايد و گاهى بىماده و بنا بر تاذى دماغ از كيفيت رويه بسبب قوت حس خود يا بواسطهء متاثر شدن بوساطت عصب از زهر نيش حيوان زهردار كه بعضوى از اعضا رسيده باشد صورت مىبندد علّت مذكوره منقسم بسه قسم شده اول آنكه مبدأ مرض مخصوص بدماغ باشد و اين نوع از ثقل سر و تقدم اوجاع مختلفهء آن و ردائت حواس و دوار خالى نباشد پس اگر سبب آن مادهء بلغم بود ترهل بدن و بياض لون و كثرت بزاق و مخاط و بسيارى زيد عند النوبة و كدورت حواس و دشوارى حركات و ثقل سر بغايت علامات اوست و اگر مادهء سودا بود خفقان و اختلاج قلب و حموضت كف دهان چنانچه از افتادن بر زمين بغايت حدت و ترشى آن زمين بجوشد آن‌چنان‌كه از سركه مىجوشد و تقدم ظنون كاذبه و تخيلات و افكار فاسده و كثرت وسواس و وقت انتشار ماده در ؟ ؟ ؟ تن با وصف تمكنش در دماغ كثرت اشتهاى طعام و قحل بدن آثار آن باشد و اگر ماده خون بود كه مختلط ببلغم و سودا باشد امتلاى وداجين و حمرت و امتلاى چهره و رعاف خاصه وقت قريب نوبت نشان آنست و اگر ماده صفرا بود و صرع دماغى از صفرا نادر الوقوع است در حين نوبت اختلاط عقل و شدت كرب و التهاب و قلت تشنج و زردى روى و چشم و بسرعت گشودن صرع علامات ويست دوم آنكه مبدأ علّت ماده در عضو ديگر بود چون معده و طحال و جگر و مراق و رحم و امعا و رجلين و يدين و كيفيت حدوث صرع بمشاركت اين اعضا آنست كه در عضوى از اعضاى مذكوره ماده جمع آيد و بمشاركت نفس ماده يا بخار يا ريح آن دماغ گرفته شود و صرع پديد آيد پس مبدأ علّت اگر معده بود اختلاج و خفقان معده و لذع و رعشهء آن خصوصا در گرسنگى و در حين نوبت امتداد وداجين و انتفاخ منخرين و حالى مشابه حال مخنوقين دست دادن و نعره زدن و بول و براز و منى بىاراده برون آمدن و ازدياد علت از امتلاوى تخمه و سبكى صرع پس از قى و استيصال علت به مجرد اصلاح اغذيه بران دلالت دارد و اگر طحال باشد نفخ و صلابت و وجع طحال آثار آنست و اگر جگر بود آفت كبد شاهد وى باشد و اگر مراق بود جشاى ترش و نفخ شكم و سوزش و اضطراب در مراق و برآمدن طعام غير منهضم علامت آنست و اگر رحم يا اوعيهء منى باشد احتباس حيض و ترك جماع مدت دراز و استفراغ منى نشدن و در زهار و پيغوله‌هاى ران و گرده و پشت وجع و ثقل محسوس گرديدن امارات آن باشد