شمس الدين احمد

71

خزائن الملوك ( فارسى )

مفرد آنست كه به قوت واحده تمام شود همچو جذب و امساك و هضم و دفع و مركب آنست كه به دو قوت تمام شود چنانچه نفوذ غذا موافق طبيعت كه بجاذبهء مجذوب اليه و دافعهء منجذب عنه اتمام پذيرد و از در او يعنى بلع كه بجاذبهء طبعى و دافع ارادى اتمام مىيابد و شهوت طعام كه بجاذبهء طبعى و قوت حساسه كه در فم معده است وجود مىگيرد و تركيب از قوى در بودن فعل مركب عام‌ست كه از قواى مختلفة الحقائق باشد يا از متفقة الحقائق و مختلفة الحقائق آنست كه بينهما مغايرت من حيث الجنس باشد مثلا قوت طبعى با قوت نفسانى جمع آيد كما ذكرنا فى الازدراد و شهوة الطعام على وفق رأى الشيخ الهمام و متفقة الحقائق آنست كه در جنس متحد باشد چون قواى اربع طبعيه كه عبارت از جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعهء هر عضوست و افعال قواى اربعهء طبعيه آنست كه جاذبه جذب نافع كند يعنى آنچه از غذاى صالح باشد كه جزو مغتدى بالفعل شود جذب نمايد و ماسكه امساك مجذوب كند تا آنكه تصرف كند در ان قوت هاضمه و غير آن و هاضمه در مجذوب و ممسوك فعل احالهء قوام معتدل كند يعنى آنچه رقيق‌ست غليظ و آنچه غليظست رقيق كرده قوام صالح پديد آرد و دافع دفع فضول كند و فعل قوت لامسه ادراك كيفيات اربع خشونت و ملاست و صلابت و لين‌ست و قد زاد بعض العلماء فى الامور السبعة اربعة اشياء و هى الاسنان و الالوان و السخنة و الفرق بين الذكر و و الانثى اما اسنان سنها بحسب تغيرات ظاهره از اول عمر تا اخير آن جمله چهار درجه دارد اول سن نموست و قال المتقدمون كارسطو و غيره ان سن النمو من ابتداء التولد الى عشرين سنة و قال جالينوس و الفارابى الى ثلثين سنة و قال بعضهم ان النساء الى عشرين و الرجال الى ثلثين و اين سن را سن حداثت نيز گويند و نزد جمهور اطباء پنج مرتبه دارد نخستين طفوليت و وى آنست كه مولود را استعداد حركت نهوض بالفعل نباشد دومى صبويت و وى بعد نهوض و حركت باراده و قبل از صلابت عظام و اعضاست و غايت آن تا هشت سال باشد سوم ترعرع و وى پس از صلابت عظام و اعضاء پيش از بلوغت‌ست چهارم رهاق و وى بعد از بلوغ در مردان آنست كه سبزه بر روى پديد آيد و محتلم شود و در زنان تا آنكه پستان به بلندى گرايد و حيض اجرا يابد و غايت آن در مردان هفتده سال و در نسوان چهارده سال مىباشد پنجم فتى و غايت عنفوان آن مردان را در بست سالگى و زنان را در شانزده‌سالگى مىباشد و درين عمر حرارت و رطوبت غريزى غالب مىشود دومى سن وقوفست و اين را سن شباب نيز گويند و وى آنست كه نمو به نهايت رسيده بر ان حالت ثابت بود بدون نقصان و اين پس از سى سال تا چهل سال مىباشد و درين عمر حرارت و يبوست غالب مىشود