شمس الدين احمد

52

خزائن الملوك ( فارسى )

تحت سره است سفلى و غلاظ خوانند و باز هريك ازين قسمين را سه بخش نهاده بسه نام معروف ساخته نخستين آنچه عليااند اول آن را اثناعشرى و دوم را صائم و سوم را دقيق نامند و ثانى آنچه سفلىاند اول آن را اعور و دوم را قولون و سوم را مستقيم خوانند و در سطح باطنى امعاى عليا رطوبتى لزج واقعست كه يونانيان او را اغراس گويند و در سطح باطنى امعاى سفلى رطوبت مذكوره مع شحم مسطوح‌ست و بدايت تمامى امعا از زير معده و نهايت تا مقعدست حسب تفصيل ذيل نخستين رودهء اثناعشرى كه نسبت ديگر امعاى عليا سطبرست و راست دهن آن مسمى به بواب بمنفذ پائين معده متصل‌ست و بواب مذكور تا هضم طعام بامر اللّه منغلق باشد و پس از انهضام منفتح شود تا فضله در اثناعشرى منحدر گردد و اثناعشرى از ان گويند كه طول آن دوازده انگشت مضموم بانگشتان صاحبش مىباشد دوم رودهء صائم كه ذى تلفيف‌ست پائين اثناعشرى ملحق‌ست و صائم از ان گويند كه در اكثر امر درونش خالى باشد چرا كه ماساريقا بيشتر صفوت غذا ازو مىگيرند و نيز صفرا در ان منصب مىگردد و ثفل را غسل مىدهد و متشرحين انگلستان گويند كه وجه تسميهء آن بصائم آنست كه پس از وفات رودهء مذكور از فضله و غيره اكثر خالى يافته مىشود سوم رودهء دقيق كه ذى تلافيف و استدارت و از دو معاى مذكور بالا باريك‌ترست پائين صائم ملحق‌ست و ثقل غذا در ان تا مدت كثير لبث مىپذيرد كه صفوت غذا را بوساطت ماساريقا جگر بالاستقصاء جذب كند و نيز انسان بسرعت محتاج تناول غذا نشود و هضم درين هر سه روده بيشتر باشد جهت قرب اينها بمعده و كبد و ازين هر سه روده دو عدد يعنى صائم و دقيق بذريعهء روابط ناشى از صفاق بفقرات قطن مربوط مىباشد چهارم اعور كه پائين دقيق التصاق دارد و آن مشابه كيسه واقعست و بمنزلهء خزانه است مر ثفل را و بجانب راست بيشتر مائل‌ست و بسوى صلب كمتر و اعور از ان گويند كه براى مدخل و مخرج يك منفذ دارد و آنچه درد مىآيد برجع القهقرى خروج مىنمايد و نزد متشرحين انگلستان در دهان آن غضون واقعست و هضم درين روده از ديگر امعاى سفلى بيشترست و مبدأ تمامى استحالهء غذا بثفل همين روده است و به هيچ رباط بسته نيست و ازين باعث اكثر در علت فتق همين روده نازل مىشود پنجم قولون‌ست كه با دهان اعور ملتصق‌ست بخلاف ديگر امعا كه هريك بدنبال يكديگر آن پيوسته و اين از اعور و مستقيم تنگ‌ترست و از جاى آغاز نخست براست ميل كرده و نزديك بجگر و مراره رسيده باز بجانب چپ مائل باسفل راجع گرديده