شمس الدين احمد

39

خزائن الملوك ( فارسى )

بوريد ترسيهء تحتانيه است و آنچه در عضدين واقع‌اند ظاهرهء آنها ما سواى آورده كه بيان آن در فصد كرده خواهد شد يكى موسوم بوريد مقدم الزند الاسفل و دوم موسوم بوريد مؤخر الزند الاسفل و سوم موسوم بوريد زند الاعلىست و غائرهء آنها همراه شرائين مىباشد و آن شاخهاى وريد الابطست و وريد الابط افزايش وريد ترقويهء تحتانيه و فروع اجوف تحتانى كه در اطراف زيرين واقع‌اند يكى وريد الفخذست و آن افزايشىست از وريد حرقفيهء ظاهره و دومى وريد الداحض و آن افزايشىست از وريد الفخذ و باقى اوردهء ظاهره كه بيان آنها در فصد كرده خواهد شد فروع وريد الفخذ و وريد الداحض‌ست و غائرهء آنها همراه شرائين مىباشد و بيان اكثر اوردهء احشا در ضمن تشريح اعضاى مركبه خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى تاسع غشا كه جمع آن اغشيه است غشا جسمىست تنك جرم كه متشرحين انگلستان آن را چند قسم قرار داده‌اند يكى غشاى تحت جلد كه ملفوف تمامى جسم‌ست دوم غشاى وسميه كه در مفاصل متحرك و نواحى محورهاى بعضى عضلات واقع بود سوم غشاى شحميه همچو غشاى گرد كليتين و غشاى زير زهار نسوان و نحو آن چهارم غشاى بلغميه يعنى لعابدار كه در سطح درونى بعضى اعضا و بر عروق و اعصاب بعضى مقامات بدنيه واقع باشد و نزد پيروان اطباى يونان شايسته‌ترين فوائد غشا در جسم انسان هفت‌ست يكى آنكه اجزاى عضوى را كه به روى مجلل‌ست بر هيئت وى محفوظ و مجتمع دارد چنانچه غشاى صلب دماغ و غشاء الصدر و نحو آن دوم آنكه عضوى را با عضوى ديگر مرتبط سازد چنانچه غشائى كه كليتين را با پشت مرتبط مىدارد و امثال آن سوم آنكه ميان عضو صلب و لين واسطه باشد تا لين از صلب متضرر نشود چنانچه غشاى ام الدماغ چهارم آنكه مانع تضرر عضو باشد چنانچه غشاى مرى و معده و امعا پنجم آنكه حفظ حرارت كند و منع تحليل آن نمايد چنانچه غشاى ممتد بر جوف كه آن را صفاق نامند ششم آنكه اعضاى عديم الحس را افاضت حس كند چنانچه غشاى ريه و كبد و طحال هفتم آنكه عروق در ان منتسج شده مغذى به غذا باشند چنانچه غشاى مشيمى عاشر لحم بدانند كه لحم متكون مىشود از متانت خون كه حرارت و يبوست آن را مىبندد و نفع آن گرم داشتن اعضا را و دفع نمودن آفات از انهاست و عضلات از دست و اتباع اطباى يونان لحم مواضع خلف الاذنين و ابطين و اربيتين را مفارغ نامند كه خلف الاذنين را مفرغ فضول دماغ و ابطين را مفرغ فضول قلب و اربيتين را مفرغ فضول كبد مقرر كرده‌اند حادى عشر شحم بدانند كه شحم مكون مىشود از مائيت چرب خون و منعقد مىسازد آن را برودت بجمود و قبض و نفع آن تر داشتن عضو مجاور را و حفاظت اوست ثانى عشر جلد يعنى پوست جسم جلد نزد متشرحين انگلستان دوتو دارد كه تو برونى آن را جلد حقيقى و تو درونى او را بشره نامند و تو برونى مركب‌ست از ساخت مشبك ريشه دارد در بدن انسان در بعضى مقامات وبيز