شمس الدين احمد

137

خزائن الملوك ( فارسى )

شيرين ساخته و بگلاب معطر كرده صفراوى مزاج را سودمند باشد و روائح طيبه استشمام كردن و صندل و گلاب بر سينه طلا كردن بهتر بود و اغذيهء باردهء رطبه مثل لحم خروس بچه بشيرهء غوره قتق داده و قليهء قرع ؟ ؟ ؟ مناسب باشد و اگر فرح و لذت مفرط بظهور انجامد بحقارت امور دنياوى و بىاعتبارى آن طبع را برانگيزانند و از تدبير مرقومه آنچه سبب زيادتى تفريح نشود به كار برند اما متناولات و مشروبات موافق براى تحلل نخستين متناولات اطبا مقرر كرده‌اند كه الصحة تحفظ بالمثل و مراد ازين صحت معتدلان‌ست نه صحت منحرفان مزاج پس در غذا ضوابط چند بتوضيح آورده‌اند اول آنكه غذا بالمثل صحت باشد و اين لائق‌ست كه غذا جهت صحت حار رطب باشد كه فى الطبع شبيه بدن و موافق آن بود و درين صفت نان گندم جيد پاكيزه و گوشت و حلواى ملايم مزاج كه از شكر سفيد ساخته باشند و شيرينى ملايم مزاج و شراب حلو ريحانىست و از لحوم لحم بره و بزغاله و بز و گوسفند يك‌ساله و عجاجيل صغار و دجاج و قبائج و طيور خفيفه همه سريع الانهضام و موافق مزاج انسانيست و از حلواى شكرى مزاج بلغمى و سوداوى را قوى الحرارة و مزاج صفراوى را خفيف الحرارت موافق باشد و شراب ريحانى مقوى هاضمه باشتعال حرارت غريزى و موجب ترقيق غذا و تنفيذ آن در اعماق بدن و انتهاض اشتها و ادرار مرار و تلطيف بلغم و تسخين آن و تخضيب بدن و تحسين لون بتوليد خون طبعى مىباشد ليكن از مداومت و اكثار وى احتراز واجب‌ست كه ادمان آن مضعف دماغ و مفسد عقل و حواس و حس و حركت و موجب مرض رعشه است و مراد از شراب ريحانى شراب معتدل القوام شفاف اشقررنگ لذيذ طعم مائل بحلاوت يسيرهء خوشبوى متوسط در حداثت و عتاقت‌ست و از فواكه شبيه به غذا بقول جالينوس انجير پخته و انگور شيرين پخته است و در بعضى بلاد خرماى تر پخته هم شبيه بغذاست دوم آنكه غذا مناسب مزاج باشد پس مىبايد كه غذاى صفراوىمزاج مبرد و مرطب باشد مانند قليهء قرع و قثا و ماش سبز مقشر و نحو آن و كذلك حسب اشتها كه اگر در روزى بمرات اشتها غالب شود بخورد و غذاى بلغمى مزاج مسخن و ملطف بود همچو لحوم عصافير و قبائج مبزر بابازير حاره و نخوداب و اسفيدباجات لحوم آهو و بط فربه مطيب بتوابل حاره همچو دارچينى و زيره و نحو آن و غذاى سوداوى مزاج مسخن ضعيف و مرطب قوى باشد مانند مرقهء لحم الحملان سمين و اسفيدباج مرغ فربه و زردهء بيضهء نيم‌برشت سوم آنكه غذا مطابق فصول باشد در كيفيت و كميت پس مىبايد كه غذا در ربيع و خريف معتدل بالفعل و القوه باشد و در صيف بارد بالفعل و القوه و در شتا حار بالفعل و القوه و ايضا در ربيع غذاى معتدل الكمية باشد و در خريف هم مثل آن و در صيف قليل المقدار و الطف