شمس الدين احمد

128

خزائن الملوك ( فارسى )

پنجم و ششم مختص بامراض مزمنه است و گاه باشد كه انتقال مادهء مرض از عضو رئيس و شريف به عضو خسيس شود و بالعكس و اول را بحران انتقالى جيد و دوم را بحران انتقالى ردى نامند پس بحران من جملهء ازمنهء اربعهء مرض آنچه در ابتدا افتد تام باشد و به زودى كار بيمار يكسو كند و آنچه در تزايد افتد ناقص بود و آنچه در انتها افتد كامل و محمود باشد و در زمانهء انحطاط بحران نمىباشد و نه خطر موت و معرفت بحران آنست كه همچنانكه در روز ناورد و كارزار امور خطرناك مانند نعرها و غرش صعب و هولهاى وحشت‌انگيز فراپيش آيد همان‌طور در روز بحران امور هائله همچو اضطراب و كرب و قلق و حركات متعبه و اصغاى آواز دوى و طنين و تشويش افعال مريض را لاحق مىشود درجك سوم در اقسام وقوع بحران بدفع ماده و علامات هريك آن بدانكه بحرانى كه بدفع ماده باشد بر پنج نوعىست يكى برعاف دومى بقى سومى باسهال چهارمى بادرار پنجمى به عرق و بحران با رعاف و قى و اسهال تام باشد و بادرار و عرق ناقص و هريك نوعى از انواع مذكوره را تقدم علامات و اعراض لازم‌ست مثلا اگر در روز بحران واقع شود علامات و اعراض آن در شب مقدم شوند و بالعكس و هريكى را علامات جداگانه است چنانچه اگر صداع و ثقل سمع و دوى و طنين گوش و اشتعال سر و اشك و تباريق روبروى چشم و سرخى رو و خارش بينى بظهور بود و مرض دموى و صفراوى باشد بحران برعاف افتد و اگر ضيق النفس و غثيان و تقلب نفس و تلخى دهن و درد فم معده و اختلاج لب زيرين و تاريكى چشم و سقوط نبض آشكار باشد بحران بقى افتد و اگر وجع بطن و امعا و ثقل بدن و تمدد سراشيف جانب اسفل و نفخ بطن و درد پشت و انصباغ براز و قراقر و تقدم اعتقال طبع و عدم علامات قى هويدا باشد بحران باسهال وقوع يابد و اگر از كبد جانب مقعد نزول وجع و ثقل در ان و درد پشت و كمر و نبض مائل بعظم و قوت ظاهر بود و از علامات ديگر بحران هيچ پيدا نباشد بحران بادرار خون بواسير افتد خاصه كه بيمار بدان معتاد باشد و اگر در كمرگاه و زير ناف در رحم وجع و ثقل پديد آيد و از نشانهاى بحران ديگر هيچ نباشد و بيمار زن بود بحران بادرار طمث حادث شود خاصه كه وقت معتاد آن قريب باشد و اگر وجع و ثقل مثانه و غلظت و كثرت بول و عدم علامات ميلان ماده جانب ديگر بود بحران بادرار بول افتد و اين نوع در زمستان بيشتر از ديگر فصول واقع شود و اگر طراوت بدن و انتفاح مسامات و موجبيت نبض و انتفاخ بشره و رنگينى بول روز چهارم و غلظت آن بروز هفتم پديد آيد بحران به عرق افتد و علامت بحران انتقالى قوت تپ و عدم وقوع هيچ‌يكى يكى از استفراغات سبعهء مذكوره و اثر نضج پديد نيامدن و در همه اعضا يا عضوى از اعضا