شمس الدين احمد

124

خزائن الملوك ( فارسى )

و برودت ظاهر بدن مع شدت تلهب باطن و تواتر نفس و اخضرار اطراف و بول قليل سياه و سبز يا زرد غليظ همچو قوام عسل و بطلان عطش بدون ساكن شدن حرارت حمى و ورم در كبد و احتباس بول و خلفه سياه يا سبز يا تقطير خون سياه از دهان و افگندن خود را بيمار در جوانب و متشكل شدن باشكال مختلفه و آماسيدن شكم آن همگى علامات رديه باشد هرگاه سيلان كند از بينى مريض مرار اصفر يا اخضر ردى بود عرق غير صابغ كه در حمى حاده بروز بحران روى بيايد ردى بود و اگر بارد بود مهلك باشد و هرگاه عقب عرق قشعريره برخيزد ردى باشد سائيدن دندان بلا عادت و تغميض دندان در امراض حاده و خشونت لسان علامت ردى باشد ورم حار عظيم در بطن با حمى قوى حاده ردى باشد و اگر ساقط شود قوت و حرارت ورم و حمى قائم بود مهلك باشد اقتران نفث الدم بذات الجنب ردى باشد و همچنين اقتران حمى باستسقا اختلاط عقل در مرض سل ردى باشد شج الانثيين در استسقا علامت ردى باشد و مريض بعد اسبوع هلاك شود حدوث قى و فواق و تشنج و اختلاط عقل در علت ايلاوس ردى باشد ذهاب شهوت طعام در امراض مزمنه ردى باشد سوم علامات مهلكه عدم نضج مع سقوط قوت دال بر هلاك باشد عسر البلع و خناق مع حمّى قوى الحرارة مهلك باشد هرگاه عارض شود مريض حمّى محرقه را نافض مرّة بعد اخرى و پس آن عرق نيايد و خفت در حمى رو ننمايد و ضعف زياده شود و سوء حال پديد آيد مهلك باشد وجع شديد در سر و گوش و بطن مع حمّى حاده مهلك باشد چشم كشاده سوى يك طرف ماندن در مرض حاد مهلك بود هرگاه دراز شود انثيين و قضيب در امراض حاده يا خروج يابد مقعد علامت هلاك بود عطش شديد مع عرق بارد مهلك باشد هرگاه كج شود دهان در برسام و پديد نيايد عقب آن عليل را خفت و رجوع عقل علامت هلاك باشد هرگاه حادث شود عليل را يرقان و بدان خفت نيابد بلكه بد شود حال آن اكثر مهلك باشد بول سياه و براز سياه و نفث سياه علامت هلاك باشد هرگاه باشد مع حمّى قوى الاحتراق نتن انف و دهان و تنفس در امراض حاده علامت هلاك باشد ضمور وجه و انخراط آن و غور عينين و باطن صدر و سرد و لاغر شدن بناگوش و زرد و متقلص شدن لبها و كندى زود زردى رنگ يا سبزى يا سياهى آن و عدم وقوع عليل را استفراغ مفرط علامات مهلكه باشند و اگر ضم شود با اينها كرى و نابينائى موت قريب بود هرگاه مع حمى حاده پس از چند روز تشنج حادث شود مهلك باشد و اگر مريض قى كند زنجارى سريع هلاك شود وقوع اسهال سوداى حامض كه زمين از ان بجوشد در آخر حميات مع ضعف قوت علامت هلاك باشد و ايلاقى وقوع سحج سوداوى را گفته هرگاه بيمار