شمس الدين احمد
107
خزائن الملوك ( فارسى )
و هر قدر كه بشباب افزايد نبض هم در قوت و عظم بيفزايد و در سرعت و تواتر ناقص شود و نبض كهل نسبت بشباب صغير و بطى و صلب بود و در عظم و قوت ميانه و نبض شيخ ضعيف و لين باشد در بيان نبض حسب سحنه نبض لاغر نسبت به نبض فربه عظيم و بطى بود و نبض فربه بالعكس صغير و سريع و نبض فربه از گوشت در سرعت و قوت بيشتر باشد و نبض فربه از شحم بر خلاف آن در بيان نبض حبالى نبض حبالى در عظم و سرعت و تواتر زياده از ان مىباشد كه قبل از حمل بوده و نبض حامله پسر يمنى عظيم و سريع و متواتر و ممتلى از نبض يسرى باشد و نبض حاملهء دختر بالعكس در بيان نبض اعراض نفسانى در غضب و خشم نبض عظيم و شاهق و سريع و متواتر مىگردد و در غم و حزن صغير و ضعيف و متفاوت و بطى و در فرح و شادى عظيم و متفاوت و در خوف و ترس ناگهانى سريع و مرتعش و مختلف و مضطرب و در غير ناگهانى صغير و ضعيف و در لذت عظيم مىباشد در بيان نبض حسب فصول سال و بلاد در ربيع نبض معتدل باشد و در قوت افزون و همچنين در بلاد معتدل و در صيف سريع و متواتر و صغير و ضعيف بود و در بلاد حاره بدستور و در خريف مختلف مائل بضعف و در بلاد مختلف الهوا كذلك و در شتا صغير و بطى بود و در بلاد باردهء شمالى بدستور در بيان نبض نوم در اول خواب نبض صغير و ضعيف باشد و مع ذلك يا متفاوت بود يا بطى و بعد هضم طعام و مرور زمانى در خواب عظيم و قوى مىگردد و در آخر خواب معتدل المقدار عظيم و قوى و بطى مىشود و پس از خواب مفرط صغير و ضعيف و متفاوت و بطى مىگردد و ايضا بعد از خواب كه بر خلو معده واقع شود در بيان نبض يقظه بعد از نوم در بيدارى عقب نوم طبعى نبض نخست عظيم و سريع باشد و پس از ان بمرتبهء طبعى خود بازگردد و اگر كسى را ناگاه بيدار كرده بترسانند نبض آن ضعيف باشد پس عظيم و سريع و مختلف و مرتعش گردد و اگر ترس حقيقى ثابت شود تا دير نبض بر ان حالت بماند و الا زود تغير يافته به حال آيد در بيان نبض رياضت در رياضت معتدل نبض بتدريج قوىتر و عظيمتر شود و در اخير رياضت سريع و متواتر گردد و هرگاه رياضت افزون از حد اعتدال كرده آيد صغير و ضعيف شود و اگر قوت سخت قوى باشد سريع گردد و چون رياضت بدرجهء تعب رسد نبض دودى شود يا نملى در بيان نبض طعام خورده در طعامى كه باعتدال خورده شود نبض عظيم و قوى و سريع و متواتر بود و در طعامى كه بافراط تناول شود نبض مختلف و بىنظام باشد و در طعامى كه بسيار كم خورده شود نبض مائل به قوت و سرعت و عظم بود در بيان نبض خمر خورده در شراب كه بسيار بنوشند نبض مختلف و بىنظام شود ليكن باختلاف و بىنظامى