شمس الدين احمد
102
خزائن الملوك ( فارسى )
امراض معده و جگر و طحال و رحم قوىترست و از رنگ چشم بر مزاج دماغ و امراض آن صحيحتر چنانچه زرقت چشم دلالت كند بر رطوبت دماغ و سواد چشم بر يبوست آن و كذلك حرارت ملمس آن دال بود بر حرارت دماغ و برودت ملمس آن بر برودت آن و هكذا در سرسام دموى حمرت چشم و در سرسام صفراوى صفرت چشم مىباشد و در ورم معده و جگر اگر دموى باشد سرخى زبان و اگر صفراوى باشد زردى زبان و اگر بلغمى بود سپيدى زبان و اگر سوداوى باشد درشتى زبان ظاهر بود و در ورم حار صفراوى طحال زردى زبان و همگى بدن اندكى سياهى آميخته و در ورم بلغمى آن سپيدى زبان بظهور رسد و در ورم حار رحم سواد زبان آشكار باشد درجك ثانى در علامات نفس قال محمد زكريا رداءة التنفس فى كل علة ردية و جودته فى كل علة جيدة و ذلك انه لن يموت حيوان حتى يختنق و لن يختنق و التنفس جيد و بدانكه نفس ناطبعى كه بسوء تنفس اشتهار دارد چندگونه است يكى عظيم و وى آنست كه هنگام دم زدن سينه و شش فراختر گردد و اين از سه سبب بظهور پيوندد نخستين قوت قوة دوم شدت حاجت سوم مطاوعت آله و قوت حركت انبساطى نفس عظيم نشان كثرت حاجت باخراج هواى دخانى باشد و ضعف آن امارت اهميهء جذب نسيم بارد و دمى صغير و وى ضدّ عظيم بود و اسباب اين ضد اسباب آن و باشد كه نفس صغير بنا بر درد و آفت در آلات تنفس و عجز آنها از حركت بمنصهء ظهور رسد و از خواص اوست كه گاهگاه بسبب حاجت و جهد قوت بارد و در ميان عظيم شود و گاهى نفس ضيق با وصف ضيق خود صغير بود و تواتر نفس صغير دلالت درد آلات تنفسست و تفاوت آن علامت بطلان حرارت غريزى سوم شديد و وى آنست كه به قوت و سختى بود و اين بر شدت حاجت و سلامتى آلات تنفس و برجا بودن قوت دال بود چهارم شاهق و وى آنست كه نيمهء فروسوئين سينه حركت كند بىحركت حجاب و عضلهاى نيمهء فروسوئين و سبب اين كثرت حاجت باشد و حدوث اين نوع در حمى وبائى بيشتر پنجم طويل و وى آنست كه مدت حركت انبساط درازتر بود و سبب اين بيشتر بودن احتياج جذب نسيم بارد باشد و گاه بود كه بنا بر تنگى نفس يا درد جذب هوا دشوار گردد و بدان ممر نفس دراز شود ششم قصير و اين ضد طويلست و سبب اين خلاف سبب آن و تواتر نفس قصير نشان آفت آلات تنفس و تفاوت آن دال بر بطلان حرارت غريزى باشد هفتم سريع و وى چنان بود كه حركتهاى انبساط و انقباض در تنفس كوتاه شود بىآنكه در گرفتن هواى اندرونى تقصيرى افتد و سبب اين شدت حاجت باشد و گاه بود كه بنا بر آلام و آفات آلات تنفس يا بسبب ضعف قوت نفس از عظمى بسرعت بازآيد و در نفس سريع هنگام كثرت حاجت جذب نسيم بارد حركت انبساطى اقوى باشد