شمس الدين احمد

4

خزائن الملوك ( فارسى )

جوامع الكلم علم طب فراهم آورد و موشح ساخت بنام گرامى قيصرى كه سعود سماوى بعزم استقبال اقبال او در درجات نيره روان و نير اعظم جهت آرايش افسر جاه و جلال او از باختر به مغرب دوان و يهيم جهاندارى دولت مفاخرت از فر فرق مباركش حصول ساخته و چتر سعادت سايهء عظمت از شكوه وجود گراميش برداشته شوكت كيخسرو و فرّ فريدون بجنب جاه و جلال خاقانيش امر نامعلوم و آوازهء عدل هوشنگ و كسرى پيش گلبانگ جهانبانيش صداى موهوم قهرمانى كه بيك نائرهء غضب قيصرانه شهرى را بقهرى بسوزاند و سلطانى كه بيك اشارهء خسروانه لجه را هامون و صحرا را جيحون مىسازد از بيم عقاب عزمش تدر و آفتاب در خار بن خطوط شعاعى گريخته و از دهشت قلّاب جزمش ماهى مهتاب بدرياى اخضر در آويخته اژدهاى چرخ برين از سهم تفنگ نهنگ پيكرش زبان زينهار كشاده و شير گردون از تاب آتش اتواپ تندر خروشش در گرداب التهاب افتاده امر نافذش قرين قضا و قدر و حكم محكمش همنشين فتح و ظفر قواعد سلطنت مشيّد و قوانين مملكت موكد انتساق و انتظام دستوران و كارپردازانش چنان استحكام و انضباط يافته كه خس و خاشاك معارض و منازع از چاردانگ هندوستان پاك ساخته حادثهء جهانگزاى در عهد خسرويش چون وفاى خوبان روى بهزيمت نهاده و ظلم و جفا در زمانهء جهانداريش چون عنقا در دام اختفا افتاده سائران اجرام سپهر با هزاران مصابيح گرد جهان گرديده جهاندارى به اين شوكت و ابهت و جلالت و عظمت به چشم خود نديده نظم نكرده هيچ آب از باد فرياد * قباى گل نگشته پاره از باد * كبوتر از عقاب آموخته پند * * بجانِ ميش خورده گرگ سوگند * ز بيمش رشك سيماب‌اند در گل * طغان و سنجر و بهرام و طغرل * نهاده دل بعدل او خلافت * * كشاده در به روى او سعادت * دائرهء عظيمهء مدار جهان كشائى مهر سپهر دادگسترى و ملك‌آرائى كيوان رفعت بهرام صولت خداوند انگلند و قيصر هند جناب ملكهء معظمه كوئن وكوريه ادام اللّه ملكها و اقبالها و چشمداشت از فرهنگيان فرنگ و خردپژوهان انگلند آنست كه چون در علوم نيرنجات و هيأت و هندسه و طب دستگاه شگرف مىدارند چنانچه مرزا اسد اللّه غالب دهلوى مىسرايد نظم صاحبان انگلستان را نگر * * شيوهء داند از اينان را نگر آتشى كز سنگ بيرون آورند * * اين هنرمندان ز حسن چون آورند * گه دُخان گردون بهامون مىبرد * * گه دخان كشتى به جيحون مىبرد نغمه بىآهنگ از ساز آورند * * حرف چون طائر بپرواز آورند * سالار مميزان گرديده اين خزائن بملاحظهء درآرند و گوهر را از شبه و سره را از ناسره شناسند و اين خزائن بمناسبت القاب گرامى جناب ملكهء معظمه