محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
85
اكسير اعظم ( فارسى )
تابع اورام حمى يوميه باشد چون حميات تابع و اورام اصول و مقدم بود و اكثر حمى عفونيه باشد هر گاه حميات اصول و اورام تابع بود يا آنكه گاهى به خلاف اين باشد . و بقراط اين حميات را حميات خبيثه ناميده آنچه از آن يوميه و غير يوميه باشد و اكثر اين حميات يوم تابع اورام دموى بود و گاهى به تبع حمره و مانند آن عارض شود بالجمله مبادرت كنند به فصد از رگى كه مر آن موضع ورم را مناسبتر بود بعده بقيهء مادهء ورم به اسهال از نقوع حامض و يا حلو پاك كنند و غذا اسفاناخ و بنوماش و برنج دهند و علاج فلغمونى يا حمره نمايند و در علاج اين تب . شيخ مىفرمايد واجب است كه در آن تقدم فصد و اسهال نمايند و علاج ورم كنند بدانچه در باب او واجب بود و تلطيف تدبير نمايند و شراب البته نبايد نوشيد و اغتذا بغذاى كثير التغذيه ننمايند مگر بعد انحطاط تام و در آن از مطفيات مبردهء مرطبه چاره نباشد و اضمدهء مبرده به برف بر عضو عليل و ورام نهند بهنحوىكه ورم را ضرر نرساند و مادهء آن خام نكند بلكه طريق ميان او و ميان قلب را از روى تبريد منفذ در قعر سرد نمايد . مجوسى گويد كسى را كه حمى يوم از ورم حالب و غيره از اورام حاره حادث شود بايد كه فصد از رگ موافق عضو وارم كنند و به اطليهء موافقه طلا نمايند مثل اطليهء مبرده و قابضه كه دفع و منع از انصباب مواد نمايد و اشياى مطفيهء مبرده چون ماء الشعير و آب انار و جلاب و لعاب اسبغول و شيرهء تخم خرفه بنوشانند و غذا به مزورات معمول به كدو و ماش و اسفاناخ و قطف به آب حصرم و آب انار و مانند آن سازند و آسايش و راحت در مواضع بارده استعمال نمايند تا آنكه اين ورم ساكن شود و تحليل و نضج يابد و آنچه در آن باشد مستفرغ گردد و از دخول حمام و شرب شراب حذر كنند تا انقضاى ورم . صاحب حاوى گويد كه علاجش فصد و اسهال به مطبوخ فواكه و آب آلو كنند و هر صبح جلاب از عناب و آلو بخارا هر واحد ده عدد تخم كاسنى گل نيلوفر هر واحد سه درم ترنجبين ده درم بنوشند و تليين طبيعت به اين مطبوخ نمايند سناى مكى پنج درم بنفشه نيلوفر تخم كاسنى گل سرخ هر واحد سه درم آلو جبلى و سياه هر واحد بست عدد سپستان سى عدد هليلهء زرد پنج درم تمر هندى ده درم همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد در آن فلوس خيارشنبر يا شيرخشت و ترنجبين هر واحد ده درم ماليده بنوشند و غذا ماء الشعير دهند و نگذارند كه طبيعت قبض گردد بعد از آن تدبير ورم به اضمده و اطليهء موافقه كنند و به آب انار ترش غذا سازند و آرام و سكون لازم گيرند و از تناول لحوم اجتناب ورزند . جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه رگى كه فصد آن مر آن عضو را موافقتر باشد بگشايند پس مادهء ورم و اسهال از بدن پاك نمايند و چند روز غذا باز گيرند و به علاج آماس كه در مقامش ياد كرده آيد مشغول شوند و هنگام استعمال ضمادات بارد مقوى بلا افراط اشربهء مبرده مقويه چون شربت انار و سيب ترش و ليمو و ترنج و آب فواكه براى تقويت دل و فم معده دهند . سعيد گويد كه علاج حمى حادث از ورم حالب اولا به فصد باسليق از جانب مخالف محاذى ورم كنند و اخراج خون در چند دفعه به حسب اقتضاى حاجت و مساعدت قوت نمايند و بعد فصد تبريد مزاج به نوشيدن ماء الشعير و بعد آن سكنجبين و شرب آب انار ميخوش و شيرهء تخم خرفه با سكنجبين سازند . و اگر طبع قبض باشد به آب نقوع مع شربت نيلوفر تليين آن كنند و تبريد ورم به اشياى قابضهء مانعهء مواد مثل صندل و شياف ماميثا و آب حي العالم و گلاب نمايند و بعد سكون ورم و تحلل آن مريض را در حمام داخل كنند و در هواى او بنشانند تا مادهء مجتمعه در بدن تحليل يابد و مالش معتدل به غير روغن كنند و بعد اصلاح به اغذيهء لطيفهء مبرده مثل مزورات بقول بارد غذا دهند و از امتلا خوف كنند . و اگر در بدن خلطى زائد باشد تنقيهء آن نمايند و بعد تنقيهء بدن توسيع در غذا نمايند بخورانيدن بچهء مرغ معمول به آبهاى سرد مثل غوره و آب انار و آب سماق و تفقد از تليين فرمايند تا در آن بقيهء صلابت باقى نماند پس اگر صلابتى دريابند بر آن آب مطبوخ ادويهء محلله بريزند و تقليل غذا كنند تا آنكه عضو به حالت طبيعى عود كند و در اغذيه و اشربه اندك اندك تدريج نمايند تا از رجوع ورم ايمن گردند علاج حمى يوم قشفيه يعنى آنچه از خشكى و درشتى پوست بدن افتد و اين تب نيز مثل سديه تابع عدم تحلل به سبب سدد غير خالص حاصل از چرك بود و اكثر مردم چون عادت خود را از حمام ترك نمايند تب كنند و بيشتر ايشان كسانى باشند كه در ابدان آنها بخار صفراوى پيدا شود و به سبب مزاج ابدان ايشان و اغذيه و آبهاى رديه و به سبب احوال عارض ايشان از سهر و تعب موجب سخونت پس جلاب گرم از شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم صبح بنوشانند و اشربهء بارد رطب و روغنهاى سرد و تر كه در علاج حمى غميه مسطور شده استعمال نمايند و عرق آوردن بلا عنف واجب بود و فواكه سرد و تر مفيد آيد و غذا ماء الشعير دهند و به قول شيخ علاجش تنظيف بدن و استعمال حمام و تعريق در آن بعد انحطاط تب است و مالش به مثل سبوس گندم و آرد باقلا و از بادام تلخ و تخم خربزه و قدرى