محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

78

اكسير اعظم ( فارسى )

به آب بسيار دهند و استكثار از خواب و راحت و سكون نمايند . و اگر بعد از آن بقيهء تب باقى ماند اعادهء تدبير مذكور از استحمام و غيره كنند . سعيد و ابن الياس مىنويسند كه سكنجبين و گلاب هر واحد ده درم بنوشند و غذا ماء الشعير يا مزورهء ماش به كدو و يا كاهو و كاسنى و خرفه بخورند و انار ميخوش امتصاص نمايند و بعد انحطاط لازم است كه در حمام داخل كنند و امر به جلوس در آب نيم‌گرم نمايند و بر مفاصل او آب متواتر بريزند و بدن را به روغن بنفشه و كدو به اعتدال بمالند و از مقام كردن در هواى حمام منع بايد كرد تا عرق نيايد بعده اعادهء آبزن نمايند . و اگر زمانهء زمستان باشد روغن خيرى يا روغن بابونه بمالند و بعد خروج از حمام به بقولات مذكوره غذا سازند و هنگام صلاح تام به خوردن بچه مرغ و اطراف جدى اجازت دهند و از همان مجففات و خاصهً جماع حذر كنند علاج حمى يوم استفراغيه و در اين عارض مىشود از اضطراب اخلاط نزد اسهال قوى حركت روح مفرط كه از آن حمى مشتعل شود و اكثر اشتعال به سبب ماندگى باشد كه تابع اسهال بود و گاهى ادويه مسهله به سبب آن‌كه تسخين كنند اين تب آرند و گاهى اين تب تابع فصد بود بهر آن‌كه فصد زائل كند از بدن رطوبت ابخره و دمويت آنها تا آن‌كه آن را دخانيه مراريه گرداند به سبب غلبهء صفرا بالجمله اشربه باردهء قابضه مثل شربت سيب و به و شيره تخم خرفه دهند و اضمدهء باردهء مقويه مثل صندل و گل سرخ و اقاقيا و سك به آب مورد و گلاب بر دل و جگر نهند و اغذيهء قابضهء بارده مثل برنج با زرشك و اناردانه دهند و فادزهر با دوغ گاو در اين باب اثرى عظيم دارد و همچنين قرض خشخاش و قرص طباشير قابض و در باقى استفراغات مثل فصد و جماع و غيره ضعف زياده باشد پس براى رفع ضعف و تب شربت سيب و نيلوفر هر يك دو توله در ماء اللحم ساده نه توله دهند . و اگر قويتر خواهند شراب رقيق نو چهارم حصه بماء اللحم آميخته بنوشانند و خميرهء مرواريد و زمرد و گاو زبان عنبرى و شربت ياقوت با عرق عنبر و زردك استعمال نمايند و غذا قليهء نرگسى و خاگينهء بيضهء مرغ و شير برنج بادامى دهند . شيخ مىفرمايد كه تلطف در حبس طبيعت بايد كرد بدانچه در ابواب آن معلوم شده و تغذيهء عليل بدانچه تقويت بيشتر نمايد به مقدار هضم به اغذيهء مبرده و مرطبه كنند و در آن قوابض داخل كرده باشند و بر معده ضمادات و نطولات مقويهء مسخن بالفعل غير نيم‌گرم استعمال نمايند چه هر چيز نيم‌گرم ارخاء و تحليل قوت كند و از آن جمله است صوف كه در روغن ناردين يا روغنى كه سرد زياده از آن و خوشبو باشد تر كرده بيفشارند تا آن‌كه اكثر اجزاى روغن از آن جدا شود و بر قلب و جگر مبردات نهند . ابن الياس گويد كه براى حبس شكم هر صبح سفوف حب الرمان پنج مثقال به رب به ده درم بدهند و يا پوست جو چهار درم به رب سفرجل ده درم بخورانند و يا بگيرند اسبغول و تخم بارتنگ و تخم ريحان و صمغ عربى هر واحد يك درم و بريان نموده به روغن بادام چرب كرده فرو برند و غذا مزورهء سماق به لحم ماكيان و دراج و تيهو دهند اگر با وى خون و پيچش نباشد . و اگر با اسهال خون و پيچ باشد بگيرند سفوف نشاسته پنج درم و به روغن بادام چرب كرده در گلاب آميخته بخورند و غذا مزورهء جاورس مقشر بريان به مغز بادام بريان و لحوم دراج و تيهو دهند و بر معده و جگر صندلين و گل ارمنى و اقاقيا مساوى كوفته بيخته به گلاب و يا آب گشنيز سرشته ضماد كنند و يا پارچه به گلاب و روغن گل آلوده بر معده و جگر نهند . جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه آنچه به سبب ادويه مسهل باشد به حبس شكم معالجه كنند و غذائى كه قوت و رطوبت افزايد بدهند و اين ماء اللحم سخت سودمند است بگيرند گوشت تازه پشت گوسفند كه همان ساعت ذبح كرده باشند و از چربى پاك كرده پارهء تنك سازند و در پاتيله كرده پنج درم گلاب و پنج درم آب سيب ترش يا آب به ترش بر آن افكنند و چندان بگذارند كه گوشت گرم شود و آب خويش بگذارد و پس آن آب از كفچه بردارند و ديگر بار آب‌هاى مذكوره برافگنند و بگذارند تا باقى قوت و آب گوشت از آن جدا شود و رنگ گوشت گونه سفيد گردد و باقى آب از وى بردارند و جمله را ديگر بار در پاتيله كرده اندكى آب كاهو و آب گشنيز بريان و آب كدو سبز و بسيار اندكى نمك انداخته جوش دهند تا پخته شود پس اندكى صمغ عربى و نشاستهء بريان و طباشير سوده آميزند و بدهند . و اگر قوت سخت ضعيف شده باشد عوض آب فواكه اندكى شراب ريحانى كنند كه قوت زياده كند . و اگر پشم پاره به روغن مصطكى يا روغن سنبل تر كرده گرم بر معده نهند سخت نافع باشد . و اگر تب سخت گرم باشد و تشنگى همىآرد بر دل و جگر ضماد بارد نهند و روز دوم حمام و آبزن به كار برند و غذا سرد و تر و سبك دهند و آنچه بعد فصد حادث شود همين علاج باشد ليكن به چيزهاى قابض كه قبض طبع نمايند حاجت نباشد و هرچه مبرد و مرطب باشد و آنچه مسكن صفرا بود سود دهد . و گويند كه گاهى در فصد خون از مقدار واجب كم گيرند و بدان سبب ابخره ساكنه و اخلاط متحرك شده و روح را گرم ساخته حمى يوم پيدا كند و در اين صورت باز به سرعت فصد كنند و خون زياده گيرند تا حمى يوم به حمى عفيفه انتقال ننمايد علاج حمى يوم وجعيه بدان كه گاهى درد شديد تسخين روح كند تا آن‌كه تب مشتعل گردد و پس تدبير تسكين وجع نمايند بدانچه در باب هر يك مسطور شد بعد از آن معالجه به علاج حمى يوم تعبيه از آسايش