محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
697
اكسير اعظم ( فارسى )
بعد هر سه روز دهند و بعد هر هفته فصد صافن و يا باسليق كنند . و اگر همان وقت جاى زخم را بفتيلهء بافته داغ دهند به غايت نافع است و داغ سر و پيشانى قريب ميان دو ابرو هم نافع بود . و چون حيوانى را بگزد و ميان دو ابروى آن داغ نيكو نهند از ديوانه شدن ايمن شود و مجرب است و پنيرمايه سگ سخت سودمند است و بايد كه به هيچ حال آب و ديگر بعلات و آئينه و ديگر چيزهاى روشن كه در آن رو نمايد پيش نظر سگ گزيده نبايد آورد . و گويند كه هرگاه سگ گزيده از آب و آئينه بترسد و سگ بچه در بول بيرون آيند و آواز مانند سگ هر وقت كند و براى گزيدن پس مردم بدود و نميرد در آنوقت چادر كبودرنگ به آب سرد تر كرده از سرتا پا بپوشانند فى الحال يا بعد دو سه ساعت بميرد و همچنين از پوشيدن و بستن هر دو شم آن گزيدن گرگ ديوانه و شغال و پلنگ و راسو و روباه و كفتار و استر و خر و غير آن كه ديوانه گردد شيخ مىفرمايد كه گرگ در ديوانگى از سگ ديوانه بدتر است و همچنين كفتار و شغال . و گويند كه شغال چون مجنون شود اين خاصيت او بسيار عجيب است كه گزيده او را نعوظ شود و بعد سه روز عقب شهوت كه او را به همرسد مثل بچگان سگ و شغال كه در آن حركت نباشد در بول او برآيد و كام شخص گزيده خشك شود و عسر البول آن را به همرسد . و بعضى گفتهاند كه استرى ديوانه شد و صاحب خود را گزيد و او بجنونى كه جانور ديوانه را عارض مىشود مجنون گرديد . و طبرى گويد ديدم خرى را كه ديوانه مجنون شد و هر كسى را كه با وى ملاقى مىشد و نيز بدن خود را مىگزيد . بالجمله اسباب و علامات ديوانگى اين جانوران نيز همان است كه در گزيدن سگ ديوانه مذكور شد و اين حيوانات هركه را بگزند او نيز بدان بلا مبتلا گردد اگر تدارك او كرده نشود پس علاج گزيدن اين جانوران مثل علاج گزيدن سگ ديوانه كنند . و بعضى متأخرين از اهل حران گفتهاند كه هركه اشغال بگزد دوغ بنوشانند و اين در معالجه بر گزيدن سگ ديوانه زياد است طرد هوام و قتل آنها گويند كه از تبخير چوب انگور انار و بيخ مهك و پودينه و مقل و حلتيت و شاخ و سم حيوانات و بهروزه مو و سكبينج و برگ غار و حب الغار و قطران و جعده هوام مىگريزند و كذا از دو افتراش سيسنبر و حبق و شيح و فنجنكشت و حرف . و اگر دخنه از افيون و شونيز و قنه و شاخ گوزن و گوگرد و سم بز سازند مار و هوام بگريزد . و ايضاً ميعه و شاخ گوزن و شونيز و قفر يك يك جزو موى بز و سم آن هر واحد نيم جزو قرص ساخته بدان تبخير بستر كنند حيات از دود شاخ گوزن انواع ماران مىگريزند و همچنين از دو پشم بز و گوگرد موى انسان و عاقرقرحا و حرمل و زفت و پاشيدن آب نوشادر و خردل در سوراخ مار باعث هلاكت او است و آب دهان روزهدار و خصوصاً اگر نوشادر در دهن او باشد چون در دهان مار اندازند بميرد . و چون قطران بر پرهاى طائر طلا كنند و آن پرها را گرداگرد بستر نهند از آن مار و اكثر حشرات بگرزيد و بعضى حلتيت افزوده ريسمان آلوده نوشتهاند . و گويند كه مار نزديك پوست پلنگ نرود . و عقارب از دود كردن عقرب و كبريت و سم خر و زرنيخ و پيه بز و بهروزه و راسن كژدم بگريزد و و آب حلتيت در خانه ريختن همين خاصيت دارد . و چون آب ترب و برگ آن بر عقرب اندازند بميرد . و اگر ترب پاره كنند و بر در سوراخ عقرب نهند بيرون نمىآيد چون روغن ترنج كسى بمالد او را عقرب نزديكى نمىكند و آب دهن روزهدار حار مزاج و كذا آب بادروج بر عقرب انداختن قتل آن كند اگر ميعه زرنيخ پشك بز يا پيه ثرب گوسفند گداخته آميزند و نزديك سوراخ عقرب دود آن كنند بر نيايد . براغيث چون نقوع حنظل يا طبيخ خرنوب يا طبيخ عليق به آب سداب و آب دفلى به خانه بپاشند كيكان بگريزد . و گويند كه چون خون بز نر در حفره به خانه اندازند بر آن كيكان جمع شوند پس قتل كنند و همچنين بر چوبه يكه پيه خارپشت بر آن طلا كرده باشند جمع مىشوند و از بوى گوگرد و برگ خرزهره بگريزند و برگ حشيشه البراغيث چون در بستر اندازند كيك خدر شده بميرد . و اگر بسفايج و زرنيخ بسايند و در سركه حل كرده ساعتى بگذارند بعده بر آثار گزيدن او طلا كنند ضرر او دور شود و دخول در حمام و عرق آوردن نيز مفيد بود . و اگر خاك سيماب در آب سداب حل كرده در خانه بپاشند كيك پيدا نشود و آنچه پيدا شده باشد هلاك گردد . پشه از دود چوب صنوبر و كذا قلقيدس و شونيز و همچنين از برگ مورد خشك و برگ سرو و از گوگرد و مقل و شاخ گوزن و موى گوسفند و سرگين گاو بگريزند . و اگر برگ سرو و جوز او در بستر نهند از آنجا بگريزند و همچنين طبيخ بيخ ترمس يا طبيخ شونيز يا طبيخ حرمل يا طبيخ افسنتين يا طبيخ سداب در خانه بپاشند . راسو از بوى سداب بگريزد . موش از بوى زاك بگريزد . و اگر موش را پوست جدا كنند دوم قطع كنند يا خصى ساخته در خانه بگذارند همه بگريزند و مرداسنگ و خربق . و ايضاً خربق و بزر البنج . و ايضاً بصل او خانه پشك او خبث الحديد و زعفران در خمير سرشته غلولها ساخته در سوراخها و كنج خانه اندازند از خوردن او بميرند و سم الفار در آرد آميخته همين عمل كند به شرطى كه آب خوردن آنها را بيشتر . مورچه اگر بر سوراخ او قطران نهند بگريزند و كذا از مقناطيس از زهرهء گاو و از زفت و از انگوزه و از دود گوگرد و قطران و نفس مورچه نيز بگريزد . مگس اگر اندك زرنيخ زرد در شير حل كرده در ظرفى نهند در آن افتند و بميرند و دخان زرنيخ و كندش و كذا طبيخ خربق سياه هلاك كند . زنبور از دخان سير و كبريت مىگريزند و نزديك نمىآيند . و اگر به آب خطمى يا آب خبازى و زيت بر بدن خود بمالند زنبور گرد نيايد حشايش از دخان برگ و لب بگريزند . ارضه يعنى ديمك از دود برگ حنا و گشنيز خشك و پودينه و پر كلنگ بگريزد . و در خانه كه هدهد باشد ارضه نماند و تدخين به اعضاى هدهد و پر آن قتل كند و كذا خاكستر آن در خانه ارضه انداختن . سوس كرمى كه در جامه پشمى افتد اگر افسنتين يا شونيز يا پودينه نهرى يا پوست يخ و يا كافور در صرههاى كوچك بسته در صندوق و پارچه نهند سوس در آن نيفتد . سام ابرص در خانه كه زعفران بود درنيايد .