محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
690
اكسير اعظم ( فارسى )
و مرداسنگ مساوى بر موم روغن معمول به زيت انداخته از آتش فرود آرند تا مخلوط گردد و استعمال كنند گزيدن درندگان در رفع ضرر تشبث چنگال آنها به قول طبرى اگر قوت احتمال كند از هر دو دست فصد بگشايند و اخراج خون به مقدار قوت كنند بعده ماء الشعير و اشربهء مطفيه دهند و موضع گزيده را به سركه كه اندر آن پودينه جوشانيده باشند بدفعات كثير بشويند و از افتادن خاك و گل محفوظ دارند و بهترين چيزى كه در ابتداى گزيدن آنها بدان علاج كنند تا از ضرر او سالم ماند اين است كه بگيرند هارباى مملح و باريك سوده موضع گزيده را بدان پر كنند و اكثر مردم در علاج گزيدن درنده اقتصار مىكنند بر ماهى شور سوده و ستايش او بسيار مىكنند گزيدن شير و پلنگ و بوزينه جراحت چنگال اين حيوانات را به زراوند طلا كنند بعد از آن به سركه بشويند . و اگر به طبيخ چاى خطائى زخم را بشويند در ازالهء سميت آنها مجرب است بعده زنگار و چرك نقره و توبال مس و روغن گل بمالند . و صاحب كامل گويد كه معالجهء اين گزيدگىها به اضمدهء جاذبه بايد كرد مثل ضماد معمول از زراوند و بيخ سوسن آسمانجونى و عنصل و ضماد مرتب از پياز نرگس كوفته نيز نافع است بعد از آن به سركه و آب بشويند . و ايضاً به مرهم كه در گزيدن سگ غير ديوانه بيايد علاج كنند . و جرجانى مىنويسد كه در گزيدن بوزينه ضماد جذب كنند برنهند چون ضمادى كه از خاكستر و پياز و عسل و سركه و بادام تلخ و انجير سازند خاصه از انجير خام و مرداسنگ و نمك ضماد كردن و ضماد باديان و انگبين سود دارد و مرداسنگ در آب حل كرده آماس را بنشاند و شونيز و عسل جراحت را گشاده دارد . و گويند كه ضماد سرگين بوزينه در دفع زهر آن مجرب است گزيدن گرگ و سگ غير ديوانه بر آن موضع سركه بمالند و بورهء ارمنى با سركه طلا كنند و يا پياز و نمك و باقلا و بادام تلخ بكوبند و با عسل طلا كنند . و جرجانى گويد كه آنچه در گزيدن انسان گذشت طلا نمايند و سداب و باقلا و بادام تلخ با عسل و برگ لسان الحمل و برگ خيار و خيار بادرنگ و پودينه كوفته با نبيذ ضماد كنند و مرداسنگ طلا كردن سود دارد خاصهً اگر آماس كرده باشد و آرد كرسنه با عسل و صعتر دشتى با نمك و عسل و آب كاسر ممزوج با سركه و يا سركه كه نمك در آن گداخته باشند و چند روز نهاده طلا كردن سود دارد گزيدن گربه بسيار باشد كه از آن در و صعب تولد كند و آن موضع سبز شود اولًا علاج كلى و جذب سميت او كنند و پودينه يا شونيز و كنجد ضماد سازند . و اگر پودينهء خشك در آب پودينهء سبز سائيده بر موضع زخم ضماد كنند همان روز به مىشود گزيدن راسو زهر اين زود در بدن پراكنده شود بايد كه سير و پياز خورند و ضماد سازند و يا كرسنه و انجير خام ضماد نمايند و شراب خورند . و اگر پوست راسو بكنند و بر آن موضع نهند درد ساكن شود . و طبرى گويد كه چون مادهء راسو بگزد و آن حامله باشد گزيدهء او به نمىشود مگر بندرت و از گزيدن او تمطى و تثاوب و قلت خواب و سهر مع قلق عارض شود و گاهى بول بدشوارى آيد و علاجش فصد و اسهال يكدو دفعه است و وضع محاجم پس شستن او به سركه كه در آن پياز عنصل پخته باشند و تطليهء او به اين طلا بگيرند زراوند طويل و زرنيخ سُرخ مساوى و در سركه بپزند تا غليظ گردد و بر موضع طلا كنند پس اگر تفرق شديد باشد دواى حاد مثل ديگ بر ديگ بر آن نهند تا كه لحم صلب و متفرق را بخورد بعده مرهم بمرداسنگ و سركه و زيت ساخته به كار برند و از غوائل گزيدن ابن عرس تورم جميع غدد بدن مثل پس گوش و زير بغل و زير حنك و تب است پس ماء الشعير بسرطانات نهرى بنوشانند . و هرگاه تب زائل شود بدن او به روغن غرق نمايند و بهترين روغنها روغن بنفشه است و پرهيز كامل كنند . و بعض متأخرين در علاج او گفتهاند كه سير و زيره در آب جوشانيده آبش بر موضع ريزند و به آب نمك بشويند و به مرهم علاج علاج كنند و حوالى موضع گزيده را به زيت مالند و در خوزستان علاج گزيدهء او به موضع محاجم بر آن بدفعات پس نهادن داغ مىكنند گزيدن كورموش گويند كه از گزيدن آن فواق افتد . و اگر عقب فواق عطاس افتد تب نيايد و الا تب مطبقه آيد پس به فصد علاج كنند و قرص كافور خورانند و بر موضع مغز پياز با زيره باريك سوده نهند و از آب محفوظ دارند . و ايضاً به آب فواكه بدفعات تنقيه كنند و طعام او مزورات تنها دهند تا آنكه تب و لهيب زائل شود و درد ساكن گردد و گاهى بر آن موى سوخته يا زيره سوده مىپاشند