محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

689

اكسير اعظم ( فارسى )

ضماد مىكنند و مىخورانند و همچنين بيضهء سنگ پشت بحرى و برى مطبوخ نافع است و باقى علاجش علاج ذراريح است گزيدن ضفدع نهرى و برى گزيدن او سليم است از آن اعراضى كه از گزيدن جانوران سمى ظاهر شود عارض نگردد مگر ورم رخو عضو گزيده و علاجش علاج سموم بارد است يعنى بترياقات حار محلل اورام گزيدن ضفدع بحرى كه آن سرخ بود گويند كه بر جهد و بر مردم افتد . و اگر نتواند رسيد نفخه بدهد و مضرت رساند و از گزيدن او ورم عظيم و هلاكت سريع عارض شود . علاج : ترياق كبير و مثروديطوس خورند و موضع زخم را بنمك و خاكستر چوب انجير و آهك ضماد كنند و باقى علاجش علاج رتيلا و ترياق او است . گزيدن مار دريائى علاج آن بعد از علاج كلى بر موضع گزيدهء آن سركه و گوگرد طلا كنند و ضمادى كه در گزيدن ضفدع بحرى گذشت اينجا هم مفيد است . و نوع ديگر از مار در دريا مىباشد كه از گزيد او درد سخت پيدا مىشود و سرما گيرد و خدر شود و بميرد و علاجش مانند سموم باردست و بسركهء نيم‌گرم طلا كردن روغن عاقرقرحا ماليدن و فلفل سياه با شراب خوردن . گزيدن كژدم دريائى و عنكبوت بحرى از گزيدن آنها نفخ شكم و حالت شبيه به استسقا عارض شود و گاهى با آن خروج ريحى بىاراده حادث گردد و علاجش بعد از علاج كل مثل ضفدع بحرى باشد گزيدن سگ آبى و نهنگ و ماهى سياه موضع گزيدهء اينها از عسل و نمك و بورهء ارمنى طلا كنند پس نمك و سركه بر آن بمالند و بشويند و پيه مرغابى و پيه گاو كوهى و روغن گاو نهند و پيه نهنگ در اين باب قوى است خصوصاً گزيدهء نهنگ را و همچنين گوشت آن ترياق گزيدن آن است . و مسافرين دريا مىگويند كه هيچ دوا براى گزيدن سگ آبى نيست بلكه هر چيزى كه برگزيده آن گذاشته مىشود فاسد مىگردد پس بهتر اين است كه موضع گزيدهء او را هر روز از آب گوشت بشويند به تدريج صحت يابد . و بعضى گويند كه بر موضع گزيدهء او بول كنند و اشنان تر را بكوبند و بر آن موضع نهند و اهل مصر شخص نهنگ گزيده را در روغن كنجد غرق مىنمايد . و مىگويند وقتى كه تمساح گزيده باشد در هر سال موضع گزيدهء او همان وقت شكافته مىشود مگر آن‌كه حوالى جراحت را داغ كنند . و هرگاه انسان چربى شير بر بدن خود بمالد مادامىكه بوى چربى در بدن بود قريب آن نمىآيد گزيدن انسان و چهارپايان بدترين گزيدن انسان يا غير انسان آن است كه گرسنه باشد و خصوصاً چون حار مزاج بود . و اگر حبوب مستعد فساد خصوصاً عدس خورده باشد حالت ردى عارض شود و گاهى هلاك كند . علاج : آرد باقلا و سركه و يا پوست بيخ باديان و شهد و يا پياز و عسل و يا خاكستر چوب انگور و سركه طلا كنند . و اگر ورم كند از مرداسنگ و روغن گل و پيه و موم مرهم ساخته ضماد كنند . و صاحب حاوى صغير از شيخ نقل كرده كه بر عضو پارچه در زيت تر كرده نهند يا زيت بمالند و بمرداسنگ طلا كنند و تضميد به آرد كرسنه عجيب است و يا بيخ سوسن آسمانجونى باريك سوده به سركه سرشته ضماد نمايند و ضماد را در روزى چند بار تبديل كنند و استخوان گوسالهء سوخته به عسل يا خاكستر كرنب بر آن نهند و بهترين مراهم در اينجا مهرم اسود است . و اگر در آن فساد بينند اولًا بمحجمه بمكند يا به دواى جاذب پاك نمايند و بگذارند تا منتفع شود پس اگر در ريم او عفونت باشد معلوم كنند كه تنقيه و جذب قوى و بالغ نشده پس معالجه بجواذب قويه كه در باب ملسوع مذكور شد بايد كرد . و اگر در عضو فساد نبود منع تورم و الحام جرح نمايند و مرهم اسود استعمال كنند و يا بر آن مرهم معمول از پيه و موم و زيت و بهروزه نهند كه اين بهتر ضماد و مرهم است و همچنين خاكستر به سركه و عسل و پياز سرشته . و گويند كه ضماد دقاق كندر به شراب و زيت و كذا نمك به عسل سوده و يا مر و صمغ بط منافع جراحت را بشب سوخته پر كرده بندند و بر آن خاكستر كرنب طلا كنند . و اگر عفونت شديد افتد پياز و نمك و عسل يك شبانه‌روز بر آن نهند بعده به مرهم كه مذكور شد علاج كنند . و اگر معلوم شود كه در مزاج انسان گزنده كيفيت سميه يا ممرضهء مرض خبيث است بر طبيب واجب است كه از گزيدگى آن غافل نشود و در آن نهادن ننمايد و بر آن شرط زند و دهن جراحت بگشايد و بر آن دوايى كه منشف سميت و مخرج او باشد بنهند و لحم حوالى او فى الحال به آهن برگيرند و تا بيست و يك روز زخم را خشك شدن ندهند بعده به مرهم موافق علاج كنند و حفظ اتم قلب شخص گزيده نمايند و امر به تناول ترياق كه در گزيدگى سگ ديوانه بيابيد و بشرب سرطانات نهرى و ترياق الافاعى در اكثر اوقات كنند و نان جو بخايند و با لعاب بزر كتان و تخم حلبه برهم زنند و اندك سركه آميخته ضماد كنند . و گاهى بچربى بز و بادام كوفته مثل مرهم ساخته ضماد كرده مىشود و در هر سه ساعت تجديد آن نمايند . و اما مراهم اين است كه بگيرند اسرب محكوك يك جزو و اسرنج يك جزو و هر دو مخلوط كنند و موم روغن ساخته تسقيه لعاب تخم كتان بر آتش دهند بعده بر آن اسرنج و اسرب انداخته از آتش فرود آرند و بعد سرد شدن در هاون انداخته تسقيهء زيت و سركه دهند تا آن‌كه اجزاى او با هم آميزد و سيد گردد بعده استعمال كنند و استعمال اين وقتى نمايند كه در گزيدگى امن بود و شخص گزيده از اعراض رديه سالم باشد . و هرگاه جراحت اندمال يابد اين مرهم راتينج استعمال نمايند گلنار و دقاق كندر و راتينج و مر و سفيداب