محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

683

اكسير اعظم ( فارسى )

و ايضاً قردمانا يك درم به شراب و سعد و حب الآس و بادروج و تخم آن و تخم حماض دشتى و كاسنى دشتى و كاسنى و سكبينج شرباً و طلاءً و پودينهء نهرى و سرطان نهرى اگر به شير خر بخورند و اهل عرب ملدوغ عقرب را دو درم بيخ حنظل سوده مىخورانند و نفع بين مىكند و قومى نمك طعام را تجربه كرده‌اند چون آن را سوده كف دست بخورند و قومى زعم كرده كه چون اشنان سبز را كوفته بيخته به روغن گاو سرشته قريب دو مثقال بخورند نفع عظيم كند و كسى كه ترب و بادروج خورد بز هر عقرب ضرر نيابد و جراد كه بازوى آن نبود و بدن او بزرگ باشد و حركوك گويند چون خشك كرده به شراب خورند نفع بخشد . و مردى ثقه گفته كه اگر براى لدغ آن افيون و بزر البنج مساوى به عسل سرشته بخورند نفع كند و بعضى زعم كرده‌اند كه مداد هندى شرباً نافع است چنانچه طلاءً نفع مىكند و غاريقون عجيب المنفعت است و ثمر خنثى و گل آن و حب الغار خاصهً و تخم حندقوقى و برگ ترب و كامخ خرا . و ايضاً زراوند شونيز بيخ جاوشير تخم حرمل مساوى شربتى دو درخم به شراب . و ايضاً عاقرقرحا زراوند يك يك جزو فلفل نيم جزو محروث ربع جزو شربتى مثل باقلا . و ايضاً زراوند طويل عاقرقرحا برابر به عسل سرشته شربتى دو درم به شراب . و ايضاً مروجا و شير و افيون مساوى فاشرا چهار نيم جزو حروث ربع جزو شربتى مثل باقلا . و ايضاً زراوند طويل عاقرقرحا هر واحد يك جزو به قدر واجب بخورند . و قومى گفته كه بگيرند در دى شراب شش درم گوگرد زرد هشت درم تخم سداب سه درم جندبيدستر تخم جرجير هر واحد دو درم به خون سنگ پشت بحرى به سرشند شربتى يك درم با پنج اوقيه شراب . اطليه و اضمده عقرب تنها از اضمدهء جيده براى گزيدگى عقرب است و روغن او نيز . و ايضاً نباتى كه آن را ذنب العقرب گويند و مشابه آن بود و موش زنده را چون بشكافند و بر گزيدگى عقرب نهند نفع كند با جماع و همچنين غوك . و ايضاً طلاى مداد هندى تجربه كردم نفع كرد و درد ساكن شد و همچنين شير انجير خام و جندبيدستر و بلادر گويند كه در اين باب عجيب است و مسكن درد و اشخار به سركه نيكو است و گوگرد زنده براتيانج يا علك البطم و لحم ماهى نمكسود و سير مطبوخ و روغن زرد گرم نهند . و ايضاً تخم كتان و تخم خطمى يا هر دو بنمك . و ايضاً آرد جو به آب سداب يا طبيخ او . و ايضاً سبوس گندم مطبوخ بسرگين كبوتر و بادروج از اطليهء جيدهء مسكن وجع فى الحال است و همچنين بيخ حنظل و كاسنى و كاسنى دشتى و حماما بادروج طلاى جيد است و مرزنجوش خشك . و ايضاً نمك بول از ادويهء نافع است و از آنچه آن را نفع كند اين است كه موضع لسع را بر بخار سركه بدارند كه بر سنگ گرم چكانيده باشند . و از نطولات او طبيخ سبوس و طبيخ ابخره و طبيخ بابونه عجيب است و آب درياى شور گرم كرده و آب حندقوقى و طبيخ او عجيب است و چكانيدن نفط سفيد گرم كرده عجيب است و زيت كه در آن وزغه پخته باشند چون برگزيدگى گرم گرم بچكانند عجيب النفع است . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه بالاى موضع گزيده بعصابهء قوى بايد بست و عقرب را كوفته ضماد كنند و يا اين ضماد تخم كتان پنج درم گوگرد زرد نمك هر يك سه درم بعلك البطم ده درم سرشته به عمل آرند . و اگر ترياق اربعه به شراب خورند نفع كند . و اگر ترياق كبير حاضر باشد شراب او و ضماد او به زيت نافع است و اين دوا سود دارد جندبيدستر دو دانگ سير يك درم باريك سوده به شراب مطبوخ بخورند و يا بگيرند زراوند مدحرج سه درم پوست بيخ كبر دو درم حندقوقى يك درم باريك سائيده دو درم به شراب كهنه يا نبيند مويز بخورند و ترياق لذع عقرب به قدر بندقه به شراب بدهند . و نسخه آن همان معجون است كه در قول ابو سهل گذشت ليكن در اينجا قنه عوض قسط است باقى به دستور و يا سير را باريك سوده به شراب پخته بنوشانند و بر موضع گزيده آبى كه در آن بابونه بر نجاسف و سداب و سبوس گندم جوشانيده باشند گرم بريزند و يا به روغن زيت يا به روغن بان به اندك فرفيون يا جندبيدستر طلا كنند و بدن عقرب گزيده را خوب بمالند و روغن گاو عسل بخورانند . صفت ترياق كه گزيدن عقرب را نافع است فلفل هشت درم دارفلفل پنج درم سنبل دو درم زراوند بيخ خرا هر واحد سه درم به آب سائيده به شراب سرشته حبها سازند شربتى نيم درم . [ طبرى ] طبرى گويد كه بر طبيب واجب است كه اين سفوف بدهد و آن فى الفور ازالهء درد مىكند زراوند مدحرج زراوند طويل جنطيانا هر واحد يك دانگ جندبيدستر و جاوشير و حلتيت و قنه هر واحد يك و نيم دانگ همه را سائيده و هم چند همه خرنيل و برابر جمله سكر العشر آميخته يك درم با يك مثقال به شراب كهنه بخورند . و جالينوس وصف بندق هندى نموده و در تسكين وجع آن را تاثير محمود يافتم و مختار اهل عراق اين است كه پياز و سير بخورانند و انجير در آب و شراب و اندك نمك جوش داده عضو را در آن نهند و مختار اهل شام است كه كندر سفوف كرده بماء العسل خورانند و تسخين موضع كنند و اهل سواد نمك را جوش كرده موضع گزيده را بدان تكميد كنند و گاهى سرگين گاو به سركه سوده و بجاوشير آميخته طلا مىنمايند و درد ساكن مىشود و اهل مكهء معظمه عضو گزيده را در ريگ گرم ساعتى دفن مىكنند بعد از آن بر مىآرند و در زائل مىشود و از عجائب چيزى كه براى تسكين وجع مشاهده كرده‌ام تناول سنجرينيا و طلاى او بر موضع گزيده است و اهل سواحل موضع لذغ را بنفط سفيد طلا مىكنند و در بلدى كه خوف گزيدن عقارب باشد از خوردن كرفس و بادام و پسته و عسل و جميع مفتحات سدد اجتناب كنند و اهل حران ترياقى براى گزيدگى عقرب تركيب داده‌اند و من آن را حسن التاثير