محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

678

اكسير اعظم ( فارسى )

و كذا سورنجان به شراب و كذا فرفيون و كذا صابون القاف و كذا شير بز و كذا برگ ناشپاتى و كذا عرطنيثا به شراب و كذا سر خرگوش سوخته . و شرب و ضماد پودينهء نهرى به شراب پخته و كذا روغن گاو و كذا سير و سداب و كذا روغن بلسان و كذا نانخواه و كذا زيره بستانى و كذا پنچال رخمه و كذا سبكينج به شراب يك ساله و كذا شراب كهنه و زيره آميخته . و ضماد بيخ كاسنى دشتى كوفته و كذا آب كرنب به آرد گندم و سركه و كذا گوگرد بدق و به آب دهن روزه دار كه عجيب و مجرب است و كذا بيخ سوسن سفيد و كذا بخور مريم و كذا انجير خام و كذا زوفاى خشك و نمك و پودينهء نهرى و عسل . و اكتحال زهرهء رخمه در چشم مخالف جانب گزيده و فادزهر معدنى در دست داشتن هر واحد واقع ضرر سم مار است . ديگر يك تخته كاغذ سفيد در آب حل كرده فى الفور خورانيدن فائده تمام دارد . و اگر در آن حال كه مار گزيده باشد بر جايگاهش خود بول كند زهر اثر نكند . ديگر خراطين تازه تا دو ماشه به آب سائيده نوشانند . ديگر از مجربات صاحب گنج باداورد پنبه دانه نيم پاو يا يك پاو بكوبند و در قدرى آب انداخته خوب بدست بمالند و صاف كرده بنوشانند مار گزيده و زهرخورده را اگرچه بيهوش باشد سود دهد . و اگر تشنگى بسيار بود بجاى آب همين آب بنوله مىداده باشد . ديگر جدوار نيم مثقال به گلاب حل كرده نوشانيدن دافع زهر مار و عقرب است . ديگر زهرهء طاؤس زهرهء راسو فلفل سياه با هم بسايند هرگاه خشك شود باز سوده يك يك ميل در چشم كشند زهر مار دفع شود . ديگر روغن گاو يك سير فلفل سياه پنج درم نموده آميزند و در حلق مار گزيده اندازند . ديگر مغز تمر هندى پخته پاو آثار در قدرى آب بمالند و بى صاف كردن بمار گزيده بنوشانند كه مجرب نوشته . ديگر مجرب شب يمانى نه ماشه سوده سه خوراك نمايند و يك يك حصه به اندك آب آميخته بعد دو و گهرى بنوشانند . ديگر خانهء عنكبوت يازده عدد بگيرند و از بيضهء عنكبوت صاف كرده به قدرى قند سياه آميخته از هر يك جدا جدا حبها بندند و مر و جوان را بعد يك يك گهرى بخورانند و طفل ده دوازده ساله را تا هفت حب بدفعات دهند صحت يابد . ديگر برگ كسوندى زيره سفيد روغن گاو هر يك ده درم به آب خوب مخلوط كرده بخورانند . ديگر از تكمله پوست درخت آكه يك درم خائيده لعاب آن بلع نمايد و يا بيخ چرچته و برگ آن يك ماشه بدفعات بخايند نافع بود . ديگر سه عدد كونپل نهايت خرد برگ آگ در قند سياه پيچند خورانند بالاى آن روغن زرد نوشانند و بعضى شرب چهار عدد كونپل آن با هفت عدد فلفل گرد و يك ماشه مغز اندران سائيده نافع نوشته‌اند . ديگر روغن سرشف هر قدر كه نوشد بنوشانند و نهايت اين تا يك آثار است . و اگر قى شود باز بنوشانند مار گزيده نمىميرد . ديگر بى عديل سهاگه تيليه به وزن يك بهلولى بريان كرده در روغن يا آب آميخته مارگزيده را نوشانند . ديگر مغز سمندر پهل و يا تخم كسوندى باريك سائيده در هر دو چشم كشند . ديگر يك مشت ريه را به آب بمالند آن مقدار كه يك پياله شود و از آن آب در چشم كشند و قطره به زخم بمالند و باقى آب بنوشانند . ديگر هرگاه مار بگزد بر موضع گزيده شرط زده شير عشر بمالند از آنجا زرداب جارى شود و مار گزيده به گردد و يا موضع گزيده را بسته از بارد و انگريزى بسوزانند و بخار خائيدن برگ نيب امر فرمايند تا زمانى كه تلخى برگ محسوس نشود مىسوخته باشند مجرب است . ديگر پوست درخت سرس و پوست بيخ او و تخم او و گل او هر چهار يك دام با يك قاشق بول ماده گاو در روزى سه حصه كرده بخورانند زهر مار اثر نكند و درخت سرس كهنه كه پوست او سياه شده باشد در خواص قوىتر است . ديگر كئول كوفته بيخته در آب اندازند و بنوشانند قى خواهد آمد و زهر مار دفع خواهد شد . ديگر گگن دهول سائيده سعوط كنند . ديگر بيخ كسوندى يك درم فلفل نيم درم سائيده بنوشانند . ديگر مهوه و كچله سائيده ضماد نمايند . حب براى مارگزيده از بياض والد ماجد سير خشك افيون مرچ سياه مغز اريهه هر چهار برابر در آب ليمو كهرل كرده حب بندند وقت حاجت در آب سائيده اگر در يك چشم كشند گويا شود . و هرگاه در چشم ديگر كشند به گردد . ايضاً فلفل سياه مغز جمال‌گوته هر واحد هفت ماشه ليمون كاغذى سه عدد در آب ليمو سائيده حب مقدار فلفل بندند و در آب سائيده به چشم مار گزيده كشند دو سه عدد بخورانند . اقوال حذاق : [ گيلانى ] گيلانى گويد كه از عجائب ادويه در باب خلاص از سموم مار ردى قوى السم كه تجربه كرده‌ام ترياق فاروق جيد الصنعت است . و ايضاً بگيرند كبه يكج اندكى و به آب ليمو سائيده در هر دو چشم مار گزيده بكشند و قدرى از آن بعد شرط زدن نيك تا خون برآيد بر موضع گزيده بمالند و قدرى از آن بخورانند . و اگر زهر چنان اثر كرده باشد كه قدرت خوردن آن نباشد و از شرط خون برآيد كشيدن او در چشم و ماليدن او بر موضع كفايت باشد و در بدن بمواضع ديگر مثل رأس كتف و مرفق شرط زنند تا آن‌كه اندك خون از آن برآيد آن را در آنجا خوب بمالند عوض خورانيدن آن كه سم را قى كند و به اذن الله تعالى صحت يابد و اين دوا را در چند جا تجربه كردم و از آن نجاح حاصل شد و شكر خدا بجا آوردم ليكن بر اين دوا تنها اقتصار نكردم بخوف تلف ملسوع بلكه مع ذلك ترياق و فادزهر معدنى چينى كه آن نيز در اين باب قوى است خورانيدم الا گمان مىكنم كه تاثير دواى مذكور بيشتر و غالب‌تر است و الله اعلم . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه چون مار بگزد اگر خبيث باشد مثل بلوطيه و غير او بزاقه اولًا قطع عضو واجب بود بعده علاج ديگر كنند و الا اگر زرداب و رطوبات سيلان كند شرط و مص به عمل آرند و اولًا اعتنا بوضعيات واجب است اگر بدن قوى و عقل صحيح باشد و الا از اعتنا بعالج او به مثل به مثل قرص كرسنه معمول از كرسنه و از سداب دشتى