محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

659

اكسير اعظم ( فارسى )

و قصد به سوى آن كنند و باشد كه در خم شراب بميرد و باشد كه از آن شراب بخورد و در آن قى كند در اين باب نيز احتياط بايد كرد و از اطعمهء و اشربهء كه بى سرپوش گذاشته باشد اجتناب نمايد و در زير درختان بزرگ و ميان گياه و نزديك آشيانه تقلق و كلاغ و هوام بدون بخور شاخ گاو كوى و امثال آن نچسپد و در شب چراغ نزديك خود ندارد و بايد كه جسارت بر صيد حيوان ذى سم نكند و آن را بدست نگيرد و آشيانهء غراب و لقلق در خانه نگذارد و نگاه داشتن طيور و حيوانات كه طعمهء حشرات كند چون طاؤس و كبوتر و مرغ خانگى و راسو و گربه و امثال آن در خانهء نيكو است و نزد خود داشتن ادويهء ترياقيه از ضروريات است . و انطاكى گويد كسى را كه خوف از سم باشد بايد كه سبقت نمايد بهر چيزى كه حفظ او نمايد مثل دواء المسك و ترياق و آنچه مركب از گل مختوم و حب الغار و جنطيانا باشد و كذا انجير و جوز و نمك و سداب مساوى و شونيز و شلجم برى چون هر دو با سه چند انجير سفيد بسايند و اين همه حافظ ارواح و قوتها است چون خائف سم آن را استعمال كند و كذا پودينهء مطبوخ به شراب . ذكر ادويهء نافع جميع سموم : بدان كه ادويهء ترياقيه كه در جميع اقسام زهرها بالخاصيت نافع است از آن جمله فادزهر معدنى عين زهرمهره خطائى است و قدر شربت آن از سه نخود تا دو دانگ است و فادزهر حيوانى مقدار شربت اين از يك قيراط تا دوازده قيراط است بايد كه هر كدام از اينها بر روى سنگ به گلاب يا عرق كيور يا عرق بيدمشك سائيده بدهند و نارجيل دريائى يك قيراط دهند و تا قى كند مكرر بايد داد . و اگر قى نكند علامت خلاص از سم بود و جدوار يعنى نربسى قدر شربت آن تا چهار دانگ بود و ترياق فاروق و ترياق طين مختوم و مثروديطوس بدهند و علامت جودت ترياق آن است كه نيم درم خروس را بخورانند و مار يا ديگرى از هوام قتال بر آن مسلط كنند اگر خروس نميرد ترياق نيك و با قوت است و در اين زمان به همرسيدن اجزاى ترياق فاروق و مثروديطوس متعذر است مگر مردم كه از اطراف مىآرند آن هم فائده مىكند قدر شربت ترياق فاروق در گزيدن مار و سگ ديوانه يك مثقال است و در گزيدن عقرب نيم درم و در گزيدن زنبور دانگى و نيم با سركه و قدر شربت مثروديطوس قدرى زياده از ترايق فاروق است . صفت ترياق گل مختوم بگيرند گل مختوم و حب الغار و ايرسا مساوى كوفته و بيخته به روغن گاو چرب كنند و به عسل سه وزن ادويه به سرشند قدر شربت يك درم و خاصيت اين است كه چون مسموم بخورد قى آورد . و اگر قى نيارد دليل آن باشد كه سم نخورده است . و سويدى و غيره مىنويسند كه شرب مغز پستهء كوفته تنها و با شراب و كذا شرب طبيخ كرفس مع بيخ او و كذا برگ آزاد درخت و كذا گل مختوم نيم درم تنها و به شراب و كذا زيت گرم و كذا مردنه شعيره و كذا طبيخ جمله اجزاى خبازى و قدر شربت از تخم آن تا پنج درم و از آب آن تا پنجاه درم است و كذا جاؤشير يك درم به عسل و كذا سنا و كذا افسنتين رومى از يك مثقال تا دو مثال و در مطبوخ او از پنج درم تا ده درم و كذا خسك به شراب و كذا لبن بلسان و كذا زراوند مدحرج و فلفل و كذا پوست بيخ كبر تا سه درم به شراب و كذا احشاى راسو خشك كرده دو مثقال و كذا تخم ترنج دو مثقال و كذا باداورد و كذا زيره به شراب و كذا ايرسا به سركه و كذا عنصل بريان و كذا ترشى تارنج و كذا گل ارمنى يك مثقال و كذا شربت حماض و كذا زرنباد كه نزد حكما بدل جدوار است و كذا سكبينج و كذا قردمانا به شراب و كذا اسارون و كذا درونج و كذا دماغ ماكيان بريان و كذا شورباى بط فربه و كذا فلفل سياه يا سفيد يك مثقال و كذا اشنه به شراب پخته و كذا غافث به شراب و كذا بيخ نارنج خشك كرده سوده و كذا سليخه و كذا عسل تا پانزده مثقال و كذا ريوند و كذا لحية التيس و كذا برگ و شاخ نرم فرنجمشك و تخم او كوفته مع زعفران به شراب پخته و كذا دوقو و شرب و ضماد زراوند طويل دو درم هر واحد نافع جميع سموم قتاله است . و به قول قرشى علاج مشترك بجميع سموم مفرحات ياقوتيه و ترياق اربعه و غيره است و از ادويهء جيده اين است كه بگيرند تخم انجدان و بيخ آن هر يك يك درم شيح ارمنى دو درم و به عسل سرشته به آب سيب بخورانند و گوشت خشك كرده ابن عرس برى در دفع سموم از قوىترين ادويه است . و شيخ مىفرمايد كه ادويهء مشتركهء براى دفع مضرت سموم آن است كه با زهر برابرى كند و نگذارد كه اثر او بدل رسد مثل ترياق و مثروديطوس و فادزهرها كه مجرب باشد و گل مختوم و ترياق آن و ترايق اربعه گفته‌اند كه ابهل در اين باب عجيب و بىنظير است و دواى مرتب از آن به غايت سودمند بود و بيخ بخور مريم چون به شراب بخورند . و ايضاً پودينهء و تخم شلجم . و ايضاً غاريقون دو درم به شراب و پرسياؤشان و خبازى و برگ او و آب مطبوخ او . و ايضاً دارچينى و مغز سر خرگوش با سركه دو اوقيهء و يا جندبيدستر يك مثقال با روغن زيت دو اوقية . و ايضاً قيصوم سه درم به آب حسك كوفته افشرده بنوشانند و تخم گزر و خصوصاً اقليطى و حلتيت و طبيخ جعده و سيساليوس و تخم درخت سكبينج عجيب است . صفت