محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
633
اكسير اعظم ( فارسى )
كثرت رطوبت در قرحه و سيلان او است و اين نوع را قرحهء و صعتر گويند و علاجش اول تنقيهء بدن به مطبوخ هليله است و تلطيف غذا و بعد از تنقيهء تام معالجهء قرحه بادويه قوى التجفيف نمايند و هرچه در علاج قروح و سحنه مذكور شد به عمل آرند . دوازدهم آنكه به سبب ورم عضوى فوق قرحه بود و مادهء آن بدين قرحه پالايد چنانچه اگر در جگر و سپرز آماسى بود و بر ساق قرحه باشد آن قرحه مندمل نشود تا اول آماس جگر يا سپرز كه سبب عسر الاندمال قرحه است زائل نشود پس اول علاج آن ورم بايد كرد پس علاج قرحه . سيزدهم آن كه به سبب ناصور شدن باشد و علاجش به علاج ناصور كنند چنانچه عنقريب بيايد . ذكر بعض ادويه كه بقروح عسر الاندمال نافع است : شيخ الرئيس مىنويسد كه ادويهء مفيد براى قروح عسر الاندمال در غالب احوال مثل توبال مس است و زنگار سوخته و غير سوخته و توبال شابورفان و توبال سائر حديد و لذاق و ذهب از اين قيروطيات بسازند و قلقطار و زاج و مانند آن مع اشياى مانع تجلب مواد به سوى عضو اگر آنجا تجلب باشد مثل شب و مازو و از ادويهء كه بدان معالجه عسر الاندمال كرده مىشود اين است كه بگيرند اقليميا و غرى الذهب و شب هر يك هشت جزو زنگار پوست انار يك يك جزو صمغ سر و چهار جزو موم و روغن به قدر حاجت . ايضاً بگيرند موم ده جزو صمغ صنوبر نه جزو اقليميا سه جزو قلقطار شش جزو روغن مورد به قدر كفايت . ايضاً قلقطار و اقليميا را در آب درياى شور يا آب غوره يا آب مطبوخ اشخار و آهك به اندك طبيخ به آفتاب در تابستان خوب تربيت نمايند بعد از آن صاف كنند به غير آنكه آب دريا يا آب اشخار بر آن مثل نمك منعقد گردد . ايضاً مس سوخته و راتيانج و نمك اندرانى هر واح د دو اوقيه موم در روغن آس مقدار كفايت و ادويهء ناصوريه آن را نفع كند چون خشك كنند و بسايند و از آن جمله آرد كرسنه و ايرسا و زراوند سوخته و مس و خاك كندر است به اختلاف استحقاق هر بدن از تركيب . دواى جيد بگيرند برادهء مس برادهء آهن و به آب شب يا سركه به سرشند و بطين سُرخ گل حكمت كرده در تنور بسوزند بعده برآورده بسايند و به طريق ذرر استعمال كنند يا از آن و از مرداسنگ مرهم بسازند . صفت مرهم ذهبى جيد بگيرند مرداسنگ ذهبى يكمن موم و بيخ ماذريون هر يك سى و شش مثقال زنگار هيجده مثقال برادهء طلا سوده بحكمت از رايحه مرداسنگ چهل مثقال روغن كهنه سه رطل اولًا بر آن مرداسنگ و طلا و زنگار اندازند بعده سائر ادويه . ايضاً بگيرند خزف تنور و خاكستر و ودع و ارزيز سوخته شسته از آن مرهم به روغن مورد بسازند و بايد كه اين روغن را بمرداسنگ قوام نمايند به اين طريق كه بگيرند مرداسنگ مثلًا به قدر يك اوقيه و سركه بسيار تند سه چند آن و زيت يا روغن مورد يا هر روغنى كه باشد دو اوقيه و بر آتش ملائم نهاده آهسته حركت دهند تا آنكه مرداسنگ حل شود و غليظ گردد و سوخته نشود . ايضاً براى خيرونيه قشور مس زنگار آهك مغسول بلا استقصا ذرور سازند و يا شب يمانى سوده ذرور كنند و يا زوفا چهار جزو نطرون دو جزو سوده بپاشند و يا اول قرحه را به عسل لطوخ كنند بعده بر آن اين دوا بپاشند بگيرند قشور مس سه جزو شب دو جزو قيروطى دو جزو در آفتاب بمالند و استعمال كنند و يا سفيداب هشت اوقيه و شب دو اوقيه قشور نحاس نمك اندرانى كندر زنگار پوست انار هر واحد دو اوقيه آهك يك اوقيه موم يك رطل روغن مورد يك و نيم رطل اولًا ادويهء خشك را به شراب سوده به روغن و موم آيزند و وقت حاجت استعمال كنند . و اگر خواهند كه روغن افزايند وقت استعمال دوا زياده كنند مقدار كفايت . ايضاً مرداسنگ يك رطل زيت دو رطل زراوند مازوى سوراخ يك يك اوقيه اشق لاجورد دقاق كندر هر يك دو اوقيه از اين لطوخ بر آتش بسازند و از بيخ قصب رطب حركت دهند و استعمال كنند . بولس گفته كه سزاوار آن است كه در علاج خيرونيه تفقد حال جميع بدن كنند و نظر كنند كه آيا از بدن به سوى قرحه رطوبات رديه به سبب سوء مزاج بدن سيلان مىكند يا نه پس اگر باشد بايد كه تنقيهء بدن از كيموس ردى با ادويهء مخرج آن كنند . و اگر قريب جراحت خراج مسمى فوسوس باشد و از آن رطوبت به سوى جراحت سيلان نمايد بايد كه اولًا معالجهء آن خراج كنند و تنقيه به فصد رگ و اخراج خون بسيار نمايند بعد از آن ادويهء نافع جرح استعمال كنند و او همان است كه در قول شيخ گذشت . صفت دواى منقول از ارجيحانس كه در جراحات مسمى خيرونيه و آنكه بر ساقين و دستها باشد و در خنازير و آنچه در بيخ گوش باشد نافع بود و بگيرند پيه بقر سه رطل علك البطم بيخ اوقيه دقاق كند و هفت اوقيه طين مسمى سرويس كه آن را گاوزان استعمال مىكنند و پنج اوقيه پيه را گداخته به ادويهء خشك مخلوط كرده استعمال كنند . ديگر از ارجيحانس بگيرند موم و دقاق كندر و قشور مس و مرداسنگ هر واحد چهار اوقيه زيت انفاق يك رطل ادويهء خشك را در سركه بسايند تا مثل عسل گردد بعد از آن به موم و زيت گداخته آميزند و بر خرقه لطوخ كرده استعمال نمايند . ديگر براى جراحات و رديه كه زنان و كسانى را كه جلد ايشان نرم رطب باشد عارض شود بگيرند مم هشت درم شيح نوره علك البطم ارزيز سوخته شسته هر واحد چهار درم به روغن گل يا به روغن آس آميخته بر پارچه طلا كرده استعمال نمايند علاج قروح ساعيه يعنى ريشهائى كه وسيع شوند