محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
607
اكسير اعظم ( فارسى )
علك البطم از بهترين ادويهء جراحت عصب است و امثال صبيان و زنان و كسانى را كه مزاج ايشان شديد الرطوبت بود علك البطم تنها ذرور كنند و يا به اندكى زيت چندان كه آن را نرم كند و لزوجت بخشد اگر خشك باشد به كار برند و راتينج بدل او است و كسانى كه مزاج ايشان خشكتر بود و گوشت سختتر باشد قدرى فرفيون و مانند او به آن بايد آميخت كهنه باشد يا نو اندك باشد يا بسيار به حسب مزاج بدن و سحنهء او اگر فرفيون قوى و تازه بود كمتر يك جزو كنند در دوازده جزو از علك البطم و بيشتر ثلث آن و گاهى بدان غير فرفيون از شير بتوع كه متجاوز از آن است و عجيب است و از حلتيت و از سكبينج و از جاؤشير مخلوط مىسازند اين همه ادويه مسخن و قوى است و آنچه ضعيفتر است به ورق در غوره او و گوگرد مسخن به زيت در ديگ و چرك حمام و زهرهء حجر اسيوس است و هر دواى جاب رطوبات به سوى خارج و زاج نيز و خاكستر كه از مس گداخته جدا شود و راتينج و لزاق الذهب و گاهى در اوائل جراحات عصب يافته نمىشود مگر خمير و استعمال مىكنند و بدان انتفاع مىيابد و از عمق جذب نيك مىنمايد و بسيار باشد كه اگر فرفيون خاصر نباشد بدل آن چرك خانهء مگس عسل كنند و بدان انتفاع يابند و آزموده است و با ضماد آرد شليم به آب خاكستر و استعمال علك البطم اول چيزى است كه بدان ابتدا كنند و بعد از آن مرهم باسليقون مقوى به چيزى كه حاجت بتقويت آن بود از ادويهء مذكوره به كار برند كه نافع آيد و گاهى به قيروطيات آهك بنا بر تسخين او مخلوط مىكنند و بايد كه مغسول بود و بهتر مغسول آن به آب درياى شور است كه آن آب را در آفتاب گرم كرده باشند و هر قدر كه آن را غسل بيشتر دهند نافعتر گردد و از ادويهء جيده دواى جالينوس است مركب از موم در ايتانج و فرفيون و زفت هر واحد نصف جزو و زيت غليظ يك جزو و روغن بلسان با وجود لطافت او بسيار گرم نيست گويم كه به سبب سرعت تحلل او . و اگر جراحت وخر يا نخس باشد از چيزى تيز باريك مثل مسل و سلى و با آن ورم نباشد و نه عفونت بود واجب است كه مرهم فرفيون يا سرگين كبوتر استعمال كنند و در بدن لطيفتر فرفيون و در كثيفتر سرگين كبوتر كنند و زياده و كم حسب مشاهدهء حال بدن و سحنه و مزاج او نمايند و مع ذلك واجب نيست كه دهن وخر بگذارند تا ملتحم شود . و اگر تنگ باشد وسيع كنند . و بدانند كه دوا محتاج اليه در وخر بايد كه قوىتر از محتاج اليه در شق باشد . و هرگاه در جراحات عفونت عارض شود سكبينج و آرد كرسنه نيكو است و اما هرگاه اورام عارض گردد و آرد جو و آرد باقلا و آرد كرسنه نيز به آب خاكستر يا آب ساده كه در آن قوت سكبينج بود پخته ضماد كنند . و چون بينند كه جراحت به علاج آمده در آن هنگام از استعمال ميفختج بر آن خوف نكنند پس واجب است كه ادويه را در آن گداخته استعمال كنند اما در ابدان قوى اقراص بوليداس در آن بگذارند به قدرى كه آن را گرم گرداند و او را بخرقهء نرم منقوش گرفته بر آن نهند . و ايضاً و رم عارض عصب مجروح اگر فلغمونى قوى ملتهب باشد در علاج او ادويهء مرتب به سركه و امجار معدنيه استعمال كنند و از آن جمله اين دواست بگيرند قلقديس يك درم پاو بالازاج پاو كم ده درم قلقطار مثل اين توبال مس دو اوقيه و دو نيم درم قشار كندر يك نيم اوقيه بارزد يك اوقيه موم بهفت اوقيه زيت نه اوقيه سركهء كهنه دو رطل و ربع ادويهء خشك را به سركه تا ده روز بسايند و گداختنى را گداخته سرد كنند و همه را خوب بسايند تا آنكه هموار گردد و واجب است كه بر عضو عليل زيت دو يا سه مرتبه هر روز بچكانند و نزد نهادن اين دوا بر آن بايد كه از خارج پشم به سركه و زيت نيمگرم آلوده بر نهند . و هرگاه ضماد كرده باشند از سردى نگاه دارند پس اگر احتياج افتد كه بر اين اعضا ضماد مرتب به سركه و عسل و خاكستر نهند بايد كه ضماد مطبوخ باشند و آرد آن و آرد كرسنه بود . و اگر اين حاضر نباشد آرد باقلا و آرد جو استعمال نمايند . و اگر بعض شنطاياى عصب را فساد عارض شود محتاج به استخراج باشد بايد كه مثل عرق مدنى بيرون آرند . گيلانى مىنويسند بولس گفته كه جالينوس در نخس عارض عصب اين ادويه نوشته بگيرند دارچينى و مشكطرامشيع و باديان و علك البطم هر واحد يك اوقيه اقحوان دو اوقيه صمغ هشت اوقيه ديگر بگيرند حلتيت يك اوقيه موم سه اوقيه روغن بلسان ده اوقيه و بايد دانست ادويهء كه بدن معالجه نخس كنند اگر بسيار گرم باشد علاج شق عصب بدان ممكن نبود . و ايضاً دوايى كه در علاج شق عصب استعمال كنند براى نخس صالح نبود و از حمام بهر حال منع كنند . و اگر صبر نباشد حفظ عضو مجروح از آب كنند و يا بر موضع جراحت مرهمى نهند بالايش پارچه ته كرده مبلول به زيت بربندند و بعد خروج از حمام آن مرهم و پارچه را دور كنند و تدبير سابق استعمال نمايند و بايد كه اعتنا به تليين طبيعت مجروح نمايند و اگرچه به استعمال مسهلات يا حقنها باشد و عروض اسهالات به صاحب جراحات متقاومه مخوف است و بايد كه مبادرت به كم كردن خون نزد حصول جراحت كنند و اگرچه مقدار خون خارج قليل باشد و گرد جراحت به ادويهء قوى القبض لطوخ سازند و در ساكن داشتن مريض جهد نمايند . و اگر در عصب نخس به غير عفونت باشد اين مرهم استعمال كنند بگيرند موم سه اوقيه فرفيون يك اوقيه يا بدل فرفيون سرگين كبوتر كنند در كسى كه بدن او سخت باشد زيت دوازده اوقيه و گاهى در اين علك البطم يك اوقيه مىكنند . و اگر با فرفيون كه يك اوقيه باشد موم و راتينج بريان و زيت و زفت چرب هر واحد نيم اوقيه كنند بهتر باشد . و اگر بدل راتينج چرك خانه زنبور عسل كنند آن هم اولى بود . ايضاً كه براى عصب منخوس و براى كسى كه او را سگ ديوانه گزيده باشد نيكو است بگيرند