محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

550

اكسير اعظم ( فارسى )

و اطبا در اين علت از اشياى مؤلد رطوبت و از جميع فواكه منع مىكنند سيما از انجير . و منع از انجير نزد ابن سيار خطا است بهر آن‌كه او مىگويد كه واجب است صاحب او را استكسار انجير زيرا كه از قوت انجير اخراج چرك از عمق بدن است پس اگر از باطن مندفع شود غسل او از ظاهر بدن كند . و آنچه گفته‌اند كه انجير قمل پيدا مىكند بهر آن‌كه او اخراج چرك مىكند پس لا جرم چون به جلد و مسام او برسد و از آنجا پاك نكنند از آن قمل متولد گردد . و اما چون انسان پاك به غسل بدن بود و استحمام نمايد و تبديل لباس كند قمل پيدا نشود . و هرگاه انسان لزوم پرهيز و استفراغ موافق كند و ادمان اكل انجير نمايد در بدن او چرك باقى نماند و بعد از آن از تولد قمل ايمن باشد و آنچه بدان طلا مىكنند اين است كه بگيرند برگ خرزهره و حب الغار يك يك جزو مويزج دو جزو و چرك نقره ربع جزو سيماب مقتول ثمن جزو همه را باريك در سركه حل كنند و حلق سر نموده طلاى رقيق يك بار نمايند و اكثر حاجت او از دو بار زياده نيفتد و گاهى در دو بار مفيد نشود به سبب صعوبت خلط مؤلد او و يا به سبب كثرت آن پس اعادهء آن بدفعات كثير نمايند . و اگر نفع نكند بگيرند يك رطل سركه و در آن پنج درم تخم كرفس و يك درم ميعهء يابسه خوب بجوشانند و آن را به روغن گل بر سر بمالند و نزد استعمال اين سركه لازم است كه نگاه بمزاج مريض كنند پس اگر رطب باشد به غير فكر استعمال آن نمايند . و اگر مزاج دماغ او يابس باشد استعمال او به احتياط كنند و استنشاق آن به روغن بنفشه و روغن كدو و مانند آن كنند و بهترين چيزى كه در طلاى اين استعمال مىكنند آن است كه در مرض ديگر معروف بقمله النسر مذكور مىگردد و آن نيز علتى است كه عام بجميع بدن باشد غير آن‌كه اگر اين در سر پيدا شود صعب باشد و سببش همان است كه مذكور شد از احتباس رطوبت و فساد آن غير آن‌كه فساد چون عام گردد و اشتداد نمايد و در خلط وسومت باشد قمل متولد از آن بزرگ بود و گاهى نصف اين قمل به سوى خارج جلد بيرون آيد و نصف او زير جلد بماند پس بميرد و اين قمل النسر نزد ماست و قمل النسر مطابق قول ديگر اطبا در باب سموم مسطور گردد و علاج قمل بزرگ كه ذكر آن كرديم همان است كه براى قمل مذكور شد و آنچه بدان بر جلد طلا مىكنند حتى كه قمل را هلاك مىنمايد و سر را از آن پاك مىكند اين طلاست بگيرند اقليمياى فضى و ذهبى هر واحد يك درم مويزج بيخ كبر پوست شجر آزاد درخت و برگ آن و ميعه و برگ خرزهره هر واحد پنج درم كندش يك نيم درم همه را در سركه بپزند تا مُهرا شود و مثل حريره گردد بر سر طلا كنند به احتياط و مراعات مزاج دماغ مريض و در هر سه روز بشويند و يك شبانه‌روز راحت داده باز اعادهء آن نمايند و حلق شعرا و در هر سه روز يك بار كنند و آنچه در اين و در نوع اول و در جرب نفع مىكند آبهاى شور و شبى و نطرونى و كبريتى است كه آن را بنوشند و در آن نشينند و علاج شخصى بشرب آب كبريتى به روغن بادام نمودم و صحت تام يافت و ابن ازرق علاج زنى در مار استان بصره به اين طور نمود كه شب و نطرون و نمك و كبريت در آن جوشانيده هر روز يك بار بر سر او ريخت و آن زن چاق شد و موى سر او بعد حلق كثيف‌تر از اول روئيد و حدوث اين علت در جميع بدن ممتنع نيست لا سيما در بلاد حار رطب . [ گيلانى ] گيلانى مىنويسد كه اكثر تولد قمل از كثرت خون فاسد مىباشد پس اگر قمل در جميع بدن بود فصد هفت اندام گيرند . و اگر در سر بيشتر باشد فصد سر رو كنند و غذاى ايشان آنچه ملطف باشد بهتر است و پرهيز از اغذيهء غليظه مثل ناطف و عصيده و هريسه و كرنب و نمكسود و امثال اينها واجب است و بساست كه قمل فرو مىريزد و آثار آن باطل مىگردد به اين تدبير اعنى فصد و استفراغ و اصلاح غذا و ملازمت پرهيز و مويزج يا زرنيخ سرخ يا هر دو به زيت كهنه سوده يا سركه و زيت لطوخ سازند و يا فلفل به زيت و يا عصارهء قسوس كه آن عوسج است به عسل و يا مفره به سركه و يا قطران و يا زفت رطب بشب و يا عصارهء حب الغار و گاهى مويزج به سركه سوده نفع كثير بخشد و كبريت و زيبق قوىترين ادويه براى قتل قمل است ليكن زيبق بسيار قويتر است . و اگر با آن بوى كبريت باشد قويتر گردد . و ايضاً بگيرند خربق سفيد و حرف و ترمس و در آب پخته بدان غسل كنند . و ايضاً بكندش و كبريت و قمقام قمل كوچك است كه در بيخ ابرو يا بيخ مژگان يافته مىشود و دواى مخصوص براى او اين است كه برگ غار و پوست بيخ درخت انار و ديگر ادويه كه در ذيل علاج بهر آن مسطور شد بجوشانند تا مهرا شود پس خرقه بر سبابه پيچيده در آن آب فرو برند و بر موى ابرو به مرات متواليه بمالند و تعاهد قطع آن بسر سوزن در آفتاب نمايند بعده چند روز به شانه يا به ناخن آن را بيرون آرند كه از اين تدبير به اندك سعى بريزد . و اگر اين كفايت نكند بگيرند يك حبه نوشادر و يك حبه سرگين سوسمار و سائيده به سركه آميخته بر موضع طلا كنند بعد از آن اگر از كثرت استعمال ادويه و مالش موى ابرو بريزد بعد زوال اين مرض روغن لادن و روغن غار استعمال كنند و بخطمى در حمام بشويند و سلمويه امر بكندن موى ابرو وقت حدوث اين مرض مىكرد و چند روز بقطران طلا مىكرد بعده ادمان بر شستن آن به آب گرم و عقب او مالش به روغن غار