محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

524

اكسير اعظم ( فارسى )

طلا كنند گوگرد و بندق سوخته و پسته سوخته و كف دريا و يبروج صنمى سوخته و سم بز سوخته و وج سوخته و شحوم سواى چربى بُز نر و چربى بقر و امثال آن است . و آنچه واجب است كه صاحب نوع سوداوى دائم استعمال نمايد هليلهء سياه و كابلى هر دو مربى است و آنچه صاحب رطوبى استعمال كند اطريفل كبير و اطريفل صغير و معجون انقرويا و جوارش بلادرى و مانند آن است و آنچه صاحب نوع صفراوى استعمال نمايد اين سفوف معمول بهليلهء زردست بگيرند تخم خرفه و خيار و تخم خشخاش و گل سرخ هر واحد يك جزو هليلهء سياه و پوست هليلهء زرد مثل همه شكر طبرزد برابر جمله سائيده صبح بر ناشتا و وقت خواب به قدر حاجت بخورند و هليله‌جات مربى و هليله‌جات سوده بمويز سرشته استعمال كنند و آنچه صاحب نوع دموى استعمال نمايد اطريفل معجون بعصارهء عناب معقودست و اصلاح اغذيه به حسب آن‌كه لائق مرض باشد و اين همه استعمال نمايند مع استعمال قوانين در غذا و دوا . و علاج داء الحيه علاج داء الثعلب رطوبى و سوداوى است به غير زيادتى در آن سواى آن‌كه جلد اين را طلا نكنند مگر به چيزى كه آن را نرم كند به غير آن‌كه استفراغ نمايد ( زيرا كه سبب در اين قشف و احتراق اخلاط است پس هر گاه جلد نرم شود و مسام نرم گردد فضول بشعر خارج شود ) و ديدم كه در بيمار استانات در اين استعمال چيزى مىكنند كه در داء الثعلب از دلك و طلا استعمال مىنمايند و گاهى در اين نوعى غريب كه معروف بذات العروق است واقع مىشود و او آن است كه مواضعى كه از آن مو زائل شود در آن شبيه بعروق سرخ مشابه و شنيدى كه بر جراحت مستطيل واقع مىشود ظاهر مىگردد . و هرگاه جلد نرم شود او نيز نرم و منبسط گردد و علاجش علاج داء الحيه است . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه اگر از خون غليظ محترق باشد فصد و اخراج خون به قدر قوت كنند و هر صبح جلاب از عناب ده عدد به شكر سفيد ده درم بنوشند و غذا مزورهء ماش به مغز بادام و اسفاناخ خورند و يا بگيرند شربت عناب ده درم و شربت بنشفه ده درم و بنوشند و يا بگيرند آب انارين بشحم آنها افشرده سه اوقيه به شكر سفيد ده درم و غذا مزورهء اناردانه به اسفاناخ و مغز بادام خورند و اولًا مالش موضع بپارچه درشت يا بزوفاى رطب كنن و يا بگيرند پياز عنصل پنج درم سير و خردل هر واحد سه درم و بسايند و به سركه كه كهنه سرشته طلا نمايند بعد تراشيدن مو . و اگر از بلغم محترق باشد هر صبح جلاب از باديان و اصل السوس هر واحد سه درم گلقند عسلى ده درم بنوشند و غذا مزورهء نخود و ماش به مغز بادام خورند . و هرگاه اثر نضج در قاروره ظاهر شود تنقيه بدن بحب ايارج و حب قوقايا و حب صبر يا به مطبوخ تربد مع شحم حنظل و غاريقون و صبر و نمك نفطى نمايند و غرغره بخردل و بيخ كبر و سكنجبين عنصلى به ايارج مع ماء العسل به مرات كثير كنند و از فواكه رطب و غيره مولدات بلغم حذر نمايند . و اگر از مرهء سودا باشد هر صباح جلاب از بادرنجبويه و تخم كاسنى هر واحد سه درم و گلقند ده درم بنوشند و غذا مزورهء نخود مع ماش و مغز بادام بخورند . و هرگاه خلط نضج يابد تنقيهء بدن به مطبوخ افتيمون و حب آن و يا ايارج فيقرا و يا ايارج لوغاذيا كنند و از اغذيهء غليظهء مولد سودا مثل لحم نر گاو و نمك سود و قديد و بادنجان و لحم بُز حذر نمايند . و اگر از صفراى حاد باشد هر صبح جلاب از تخم كاسنى سه درم بنفشه پنج درم و شكر سفيد ده درم و از آلو و عناب هر واحد ده عدد و شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشند و غذا مزورهء ماش به مغز بادام خورند . و هرگاه اثر نضج در قاروره پديد آيد تنقيهء بدن به مطبوخ فواكه مقوى بسفمونياى مشوى كنند و از تناول اغذيهء حارهء يابسه و حريفه و حلويات و مانند آن احتراز نمايند . و هرگاه بدن از اخلاط محدثهء مرض پاك گردد صرف عنايت بمعالجهء سقوط شعر فرمايند و بعد دلك بسيار بخرقهء خشن و زدن شرط غير عميق سير سوده به روغن ياسمين بر آن طلا كنند . و اگر مادهء مرض بلغم محترق باشد حبة الخضرا و غيره كه در قول صاحب كامل گذشت آن همه ادويه را سوده به روغن بان يا روغن اترج يا روغن ياسمين يا زفت گداخته آميزند و طلا كنند و يا بگيرند شيح سوخته و به روغن زنبق آميخته بر سر طلا كنند بعد شستن آن به آب چقندر و به ورق و آنچه مجرب است در انبات شعر اين است كه بگيرند پيه شير و پيه خرس و پيه گرگ مساوى و بسركهء كهنه سائيده طلا نمايند . و اگر مادهء اين مرض صفراوى باشد هر روز سر را به آب چقندر و آب بيد و آب سبوس بشويند و بحضض و غيره كه در قول صاحب كامل مسطور شد طلا سازند . و اگر مرض از مادهء سوداوى باشد بگيرند گوگرد زرد و ثافسيا و فرفيون و خردل و بيخ نى و خاكستر سم بُز و قيصوم سوخته مساوى كوفته بيخته به روغن زنبق و ناردين به سرشند و بر سر طلا كنند بعد دلك او بسير و پياز تيز . صفت طلا براى داء الثعلب ذراريح سر دور كرده سه درم مويزج فرفيون هر واحد يك درم كف دريا پنج درم به ورق خردل گوگرد زرد ثافسيا هر واحد چهار درم باريك سائيده به روغن زيت يا به روغن زنبق آميخته بر سر طلا كنند . طلاى ديگر بيخ نى فارسى سوخته خستهء خرما سوخته وسمه مساوى كوفته بيخته در ظرف رصاصى به روغن زنبق بسايند و طلا كنند . و اما علاج داء الحيه علاج داء الثعلب است و شستن سر هر روز به اسپغول و گل خطمى سفيد و برگ بيد و بدن و سر را