محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

513

اكسير اعظم ( فارسى )

به آب گرم بشويند و اعادهء آن كنند و ديگر ادويهء مفرده و مركبه نافع اين مرض كه بقلم مىآيد حسب ضرورت به عمل آرند بخور نافع چهاجن پوست مغيلان پوست درخت انبه هر يك نيم آثار در دو آثار آب اندر ديگ سر محكم بسته بجوشانند بعده لحاف را پوشيده بخار آن بدست و پا رسانند و به آب نيم‌گرم آن دست و پا را بشويند پس مسكهء گاو بمالند . نوع ديگر كئائى خرد بانچ و رگ و شاخ ريزه ريزه كرده به آب در آوند گلى به دستور جوشانيده دست و پاى مريض به روغن گاو چرب كرده ماليده بخار آن گيرند هرگاه آب نيم‌گرم بماند دست و پا بشويند . نوع ديگر پوست درخت نيم يك دام تومرى تلخ يك عدد هر دو را كوفته در چهار آثار آب جوشانند تا نصف بماند دست را بر بخار آن بدارند و بعضى نيم دام كائپهل هم داخل كرده‌اند . نوع ديگر فلفل سياه را در آب جوشانيده عضو مؤف را بر بخار آن بدارند يا لته كهنه بدان آب تر كرده بر آن گذارند خشكى كه به شكل قوبا بر دست و پا يا عضوى ديگر بعد از آتشك حادث شود بر طرف گردد . دوايى كه نافع چهاجن و اپرس و سهل و قوى الاثر است تخم خشخاش سفيد در شير ميش پا در آب سائيده صبح و شام هر دو وقت بمالند در ده روز صحت كلى حاصل شود . ايضاً بالائى شير با حنا سوده آميخته بر كف دست ماليده باشند . ايضاً شير بز يا گاو نيم آثار جوش دهند و سركهء انگورى نيم پاؤ در آن آميزند هرگاه شير پاره شود از پارچهء لك آب او صاف كرده در شيشه بدارند و همين آب بدفعات ماليده باشند . ايضاً نوشادر در روغن تلخ بسايند و بر دست و پا بمالند . ايضاً شير آگ يك قطره با يك قطرهء روغن كنجد حل كرده بر دست بمالند در يك هفته صحت يابند . ايضاً شيرآگ در ظرف گلى بگيرند و فلفل گرد سائيده در آن آميخته بمالند . ايضاً كه چهاجن نفع تمام دارد بگيرند قسط يعنى كوته به قدر نيم پاؤ و بكوبند كه مانند دليه شود در ديگچى دهن وسيع انداخته آب به قدر مطلوب اندازند و بجوشانند تا قوت او در آب آيد بعده آتش را زير او كم كنند تا چهار گهرى روغن زرد بر دست بمالند بعد از آن بپارچه پيچيده زير بغل دو گهرى بدارند تا گرم بمانند و دو سه روز اگر سردى نرسانند بهتر است و اولى آن‌كه اين عمل در شب كنند و باز همچنان بخسپند و اين دوا مجرب است از يك روز زياده حاجت نمىافتد . و اگر چهاجن در تمام بدن باشد همان قدر قسط زياده بگيرند و در ديگ كلان جوشانيده در آن به دستور بنشينند و روغن بمالند . دوايى كه از بياض والد مرحوم منقول است تالمكهانا در شير ميش سائيده در روز و شب پنج شش بار بمالند اپرس را كه از مواد سودا در دست به هم مىرسد در دو هفته دور مىكند . ديگر براى اپرس كه در دست مىشود رسكپور رسوت صندل سفيد صندل سرخ هر يك يك توله مرداسنگ يك ماشه روغن گاو ده توله روغن را چند بار به آب شسته ادويه سائيده آميخته ضماد مىنموده باشند . روغن جهت چهاجن بگچى دو توله سيندور چهار توله بنگ اعلى هشت توله روغن كنجد نيم سير اول روغن را بجوشانند چون كف بنشيند سيندور بيندازند بعد يك ساعت بگچى و پس از يك ساعت ديگر بنگ انداخته فرود آرند وقت خفتن در دست و پا هرجا كه باشد به اين روغن مالش نمايند و بر آتش دست و پا را گرم سازند و دو گهرى چرب كرده با هم ماليده بر آتش گرم كرده باشند . ضماد براى چهاجن برگ حنا گشنيز خشك شب يمانى پيرماكهار سائيده ضماد نمايند و برگ هر درختى كه باشد نهاده بپارچه پيچيده بخسپند و صبح بشويند و همچنين چند روز به عمل آرند طلا براى چهاجن مجرب حكيم اكمل خان پاره كته اجواين خراسانى هر يك يك دام روغن گاو چهار دام در ظرف مس با چوب نيم سه روز سحق نمايند بعد از آن طلا كرده به آتش گرمى دهند . ايضاً سريش سيندور هر يك يك دام زرنيخ زرد صبر سقوطرى هر يك نيم دام مغز تخم تربوز يك دام سريش را با قدرى آب بر آتش حل كنند و اجزا را كوفته بيخته داخل نمايند تا مثل مرهم شود قدرى از آن بر كاغذ پهن كرده بر موضع شقاق بگذارند تا هفت روز . ايضاً خاكستر زقوم خاردار نيم دام شنگرف يك دام هر دو را در مسكه گاو حل كرده حبها بسته نگهدارند هر روز اندكى به آب سائيده بمالند مرهم براى چهاجن و آثار مواد سوداويه و يبوست آن مجرب حكيم شريف خان صاحب گل بنفشه ريشه خطمى موجوه هر يك يك توله روغن چنبيلى دو توله روغن گل يك توله چربى گردهء بز موم سفيد آرد جو مغز ساق گاو هر يك يك توله هر سه ادويهء اول را در آب شب تر نموده لعاب آن را بگيرند و به دستور مرهم تيار نمايند . مرهم ديگر براى اپرس و چهاجن سم اسپ سوخته آملهء سوخته هر يك سه جزو كميله يك جزو سهاگه خام نيم جزو در روغن تلخ مرهم ساخته بمالند سحوج جلد يعنى خراشيدگى پوست بدن و اين گاه با ورم و گاهى بىورم همه جلد خراشيده شود و منقطع گردد و يا متعلق باشد و محتاج به الصاق گردد و به قول طبرى سحج جلد از اسباب بسيار حادث مىشود چنانچه از برداشتن چيزى درشت بر پشت يا بر سر و وقوع بر آن و يا از لغزيدن از آن و يا از سوارى اسپ عريان و يا از تنگى موزه و شراك نعلين و يا از كشيدن ريسمان بر بدن به زور و گاهى از اين اسباب نفاطات به همرسد . علاج : اگر به سبب ملاقات اشياى درشت و يا به سبب سوارى اسپ و يا به سبب تنگى موزه و مانند آن پوست بدن خراشيده شود فصد كنند و خرقه را به گلاب تر كرده بر آن نهند بعد آن مرداسنگ گل ارمنى سائيده به گلاب و روغن گل آميخته طلا نمايند و يا روغن گل بمالند و گل سرخ و برگ مورد هر دو سائيده بر آن پاشند و يا مرهم سفيداب كافورى نهند و اگرچه چرم كهنه كه زير پاپوش مىباشد آن را بسوزانند و به روغن گل آميخته طلا كنند خراشى كه به سبب موزه حادث شود نافع بود و همچنين ماليدن كدوى