محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

506

اكسير اعظم ( فارسى )

يا زرد به شير بر چهره طلا نمايند و صبح بشويند چهره بسيار سرخ گردد ليكن بايد كه به احتياط باشد زيرا كه زرنيخ در بشره قرحه مىكند پس مقدار و بسيار اندك و مقدار شير زياده كنند و اين ادويهء قوى الجلا سحنه را كه در ابتداى جذام باشد و آن را شكر و نشوز و سمن نامند چون بر آن استعمال كنند آن را زائل كند . و ايضاً از چيزى كه مختص بدان است و به قوت تنقيه نمايد اين است موم سفيد به ورق كندر و گوگرد زرد مساوى به سركه قرص سازند و خشك كرده نزد حاجت به سركه و عسل استعمال نمايند و كف به ورق در اين بهتر از به ورق است . و ايضاً بگيرند صابون و اشق هر واحد يك رطل و در سه رطل آب بگدازند و بر آن كندر و مصطكى و نطرون مساوى نه اوقيه اندازند و خوب بسايند و بشب استعمال كنند . و ايضاً آرد كرسنه و آرد نخود باقلا و جو و ترمس و ايرسا و بيخ نرگس مساوى يك يك جزو و از صمغ و اصل سوسن نيم نيم جزو و قرص سازند . و بدانند كه همه آنچه در كلف و برش و آثار و كمودت خون نفع كند آن در اين نفع قويتر نمايد و اندك از آن كفايت باشد . [ خجندى ] خجندى گويد كه زردى رنگ گاه از مقاسات امراض و صوم بسيار و فقدان غذا و كثرت جماع و اوجاع حادث شود پس تدبير هر واحد از آن به چيزى نمايند كه مناسب آن باشد از تناول اطعمهء جيد الكيموس از لحم ماكيان و چوزهء آن و تيهو و خرفان و جدى و ماهى رضراضى و زردهء بيضه نيمبرشت و قليه بگزر و پياز و انگور پخته و استعمال حمام به آب شيرين و اجتناب از بيدارى و جماع و غضب و عقب او اندك از شراب ريحانى بنوشند و استعمال اطليهء جاذبهء خون به سوى ظاهر بدن مثل طلا بتخم خربزه و خردل و مر و مصطكى و كندر به شير تازه كنند . غمرهء مصفى رنگ بادام شيرين مقشر نشاسته كتيرا همه را به آب عصفر آميخته شب بر و طلا كنند و صبح به آب گرم مطبوخ بنفشه و سبوس گندم بشويند . غمره كه روى را سفيد كند و از اخلاط فاسده پاك نمايد آرد جو آرد نخود آرد باقلا نشاسته كتيرا تخم ترب به شير سرشته بر روى طلا كنند و صبح به طبيخ بابونه و بنفشه بشويند . ديگر كه چهره سرخ گرداند زعفران فوه الصبغ فاسده كندش مرمكى مصطكى مساوى به آب پياز بلبوس سرشته شب برو طلا نمايند و صبح به آب گرم بشويند و گاهى احتياج بتسويد وجه يا بزرد كردن آن به سبب مصلحت امور افتد غرض از آن آن است كه احوال بر غير متشبه گردد . طلائى كه چهره را زرد گرداند زيره زرداب معصفر هر دو سوده بر چهره طلا كنند و در طعام زيره بسيار اندازند و دائم آن را ببويند و كثرت بيدارى و قلت اكل از مصفرات لون است . طلائى كه رنگ را سياه گرداند نورا مرداسنگ آميخته بر رو طلا كنند كه آن را آن‌چنان سياه كند كه انقلاع او دشوار گردد . و هرگاه ارادهء قلع او كنند بسركهء كه اندر آن اشنان سبز جوشانيده باشد بشويند و بمصل و يا بترشى ترنج و يا به آرد جو به سركه مكرر بمالند تا به حالت اولى عود كند . [ ابو منصور ] ابو منصور گويد كه براى سفيد كردن رنگ بگيرند نشاسته و كتيرا و به شير سرشته طلا كنند . و هرگاه خشك شود بر آن اعادهء طلا تا يك هفته نمايند و يا بگيرند آرد باقلا و كتيرا و بسفيدى بيضه آميخته طلا نمايند و يا بدان هر روز روى را بشويند و آنچه از اغذيه رنگ را سفيد و رقيق و صاف گرداند شير و شحوم و امخاخ و ادهان و لبوب است چون مفرد و يا مركب از آن بخورند حريرهء كه رنگ را سفيد كند چون مداومت نمايند بگيرند شكر و در شير حل كنند و از آن حريره بنشاسته و روغن بادام بسازند . قرص كه همين عمل كند بگيرند شير و در آن شكر حل كنند و در آن روغن بادام و مغز استخوان و سفيدى بيضه خوب مخلوط سازند و بلباب گندم سرشته بخورند . و ابن ماسويه گويد كه مداومت خوردن كرنب تحسين لون نمايد و خوردن نمك بسيار در طعام صفائى رنگ ببرد . و محمد بن زكريا گفته كه طلاى چهره به عسل در شب و غسل او به آب در روز رنگ را پاك و صاف كند . و اگر بدن و چهره را بقيموليا يك رطل نطرون بريان ايرسا سعد سنبل الطيب هر يك يك اوقيه بشويند صاف و نيك گرداند و از اغذيهء كه رنگ را سرخ و صاف كند نخود و انجير خشك و ترب و گندنا و نشاسته و پياز و انار شيرين و گوشت و شراب سرخ و زردى بيضه بنمك و انگزد و ثوم و كرسنه و انيسون و زعفران است و زوفاى خشك خاصه در تحمير لون و استحمام به آب گرم شيرين رنگ را سرخ گرداند . دوائى كه رنگ را سرخ كند بگيرند زوفاى خشك ده درم زعفران سه درم انيسون پنج درم شكر برابر همه كوفته آميخته هر روز دو نيم درم بخورند و تناول معجون احمر موصوف در باب علل جگر و همچنين معجون خبث الحديد و فنجنوش رنگ را سرخ و صاف كند . و بختيشوع گويد كه اگر چند روز شير به شراب آميخته بنوشند تحسين لون نمايد . و ايضاً خوردن خاكستر طرفا با شكر چند روز رنگ را سرخ گرداند و آنچه رنگ را زرد گرداند مقام در مواضع حاره و شرب آب ايستاده و بيدارى و ادمان خوردن سركه است و تناول گل و انگشت و زيره و نانخواه خاصهء شما و اكلا و آنچه رنگ را سياه كند آن تعرض به آفتاب و با دست و تناول اغذيهء نمكين و تعب و ترك استحمام و طلاى مصفر و مسود هر دو در قول خجندى گذشت . [ طبرى ] طبرى گويد كه فساد بشره گاه عارض مىشود براى انسان از دو سبب : يكى از مرض و آن دو قسم است يا از افساد احشا مثل طحال و كبد و معده و يا از حميات طويله و آلام شديده . دوم از بدى غذا و سوء تدبير و اين همه اولًا محتاج به اصلاح غذاست و اصلاح احشا و صبر بر فاقه تا آن‌كه هضم او قوى گردد و خون او تازه شود . و اگر بعد از آن فساد رنگ باقى ماند اين ضماد استعمال كنند بگيرند اشنان اصفهانى و آرد باقلا و آرد ترمس و آرد نخود و مغز بادام مقشر و مغز بهدانه و مغز تخم خربزه و مغز تخم خيار و بادرنگ كف دريا و گلى كه در سفيداب يافته مىشود مساوى همه سائيده به شير تازه و اندك عسل آميخته شب بر و طلا كنن و صبح بشويند