محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

504

اكسير اعظم ( فارسى )

و از ماكولات نانخواه و كثرت شميدن او حتى كه نظر بدان چنانچه گفته‌اند و سركه و ادمان او زرد كنندهء چهره است و زيره شرباً و لطوخاً به سركه و طول مقام در خانهء كه زيره بسيار در آن باشد و استكثار تناول سركه و خوردن گل حتى كه سدد در فوهات عروق افكند . و سمرقندى مىگويد كه تغير لون در اكثر يا از دفع طبيعت بود خلط مفسد لون را به سوى ظاهر جلد چنانچه در بحرانات و يا از غلبهء فضول در بدن و اختلاط او با خون مثل آن‌كه در يرقان سياه و در عارض شود و يا از فساد مزاج اخشا مثل طحال چون از جذب سودا از جگر ضعيف شود و مثل جگر چون از تميز سودا يا صفرا از خون يا از دفع آنها به سوى مفارغ آنها ضعيف گردد و مثل معده چون از هضم تام و ضعيف شود و يا از سوء تدبير تاكل و مشرب چنانچه سياهى رنگ از كثرت خوردن پياز و كرنب و زردى رنگ از كثرت تناول نانخواه و زيره و افاويهء حاره حادث شود . و از كلام بقراط مفهوم مىشود كه رنگ بدن تابع اخلاط بود چون متحرك به سوى عمق بدن نباشد . طريق تشخيص اسباب مذكوره : بايد كه نظر كنند اگر رنگ كسى بسياهى متغير شده باشد و با آن اسباب يرقان اسود يافته شود سببش يرقان اسود باشد و الا حال طول مقام در آفتاب يا سردى يا هواى گرم يا قلت استحمام يا كثرت تناول ملوحات بپرسند پس تقدم هر كدام از اينها كه يافته نشود از حال تقدم طول مرض و غم و فقدان غذا و كثرت جماع و اوجاع و قيام در هواى حار و شرب آب غير جارى و خوردن نانخواه و زيره و سركه و گل بكثرت سوال كنند پس اقرار هر كدام از اين اسباب كه نمايد سببش همان باشد و الا به حال جگر و معده نگاه كنند اگر در يكى از اين هر دو عضو آفتى و ضعف در افعال مخصوصهء آن دريافت گردد سببش ضعف جگر يا معده باشد . و ايضاً در رنگ ممعود سفيدى بيشتر بود و در لون مكبود زردى اكثر باشد . علاج : اگر سبب فساد رنگ دفع طبيعت خلط مفسد اللون را به ظاهر جلد باشد تنقيه به مسهل موافق آن خلط نمايند و ادويهء جاليه چون آرد جو باقلا و نخود و تخم ترب و ايرسا و تخم خربزه و مغز بادام و نشاسته و كتيرا بوده و مانند آن سوده با شير آميخته طلا نمايند و بعد خشك شدن به آب نيم‌گرم بشويند و يا قدرى روغن گل افزده در شب طلا كنند و صبح آرد نخود كه در آن سنبل الطيب باشد ماليده به آب گرم بشويند و به روغن ياسمين چرب سازند و همچنين بدفعات استعمال نمايند . و اگر سببش كثرت ماده در بدن باشد تنقيه بدن از خلط فاسد موجب آن يعنى صفرا يا سودا نمايند چنانچه در يرقان اصفر و اسود مذكور شد بعده اطليهء جاليه استعمال كنند . و اگر سبب آن فساد احشا باشد بهر تقويت آن آنچه در باب ضعف معده و جگر و سپرز مسطور شد حسب حاجت به كار برند . و اگر سبب او طول قيام در افتاب يا هواى گرم و سرد باشد استحمام نمايند و به آب گرم انكباب كنند و عقب آن ادويهء جاليه بمالند و در گرمى هوا تبريد نيز استعمال كنند . و اگر به سبب تناول اشياى مغير لون باشد ترك آن نمايند . و اگر سبب آن مقاسات امراض باشد بتقويت پردازند از خميرهء مرواريد يا دواء المسك به عرق عنبر و شربت ياقوت . و اگر به سبب فقدان غذا باشد تكثير طعام مؤلد خون رقيق كثير جيد چون ماء اللحم و بيضهء نيمبرشت و نخود و انجير فرمايند . و اگر از غم باشد ازالهء آن نمايند و بتفريح قلب كوشند . و اگر سبب كثرت جماع باشد ترك آن لازم دانند و اغذيهء مولد خون خورانند و اگر به سبب وجع باشد تسكين الم كنند . ذكر ادويهء مفرده محسن لون : كثرت خوردن پياز به سركه پرورده در تخمير وجه و تحسين لون مجرب سويدى است و كثرت تناول كرفس الماء و كذا قراصيا و كذا جوز جندم به عسل و كذا هليلهء سياه و كذا زيتون سياه و كذا بقلهء ترنجان مسلوق و مطيب به روغن بادام و كذا برنج و كذا حاشاً و كذا پرسياوشان و كذا پياز عنصل بريان و كذا حب الآس و كذا حماما و كذا سر كبوتر مع پر كه بر آن باشد سوخته هر روز نيم مثقال تا سى روز متواتر هر واحد محسن لون و مزيل صفرت وجه است و اگر خبث الحديد سه اوقيه مثل غبار سوده و در صلايه دوازده بار شسته در ديگ مسى اندازند و بر آن زيت آن قدر كه سه انگشت بالاى آن باشد بريزند و جوش دهند تا ثلث آن برود و حرف باريك سوده يك اوقيه آميخته از آتش فرود آرند و هر روز يك ملعقه بليسند تحسين و تصفيهء رنگ نمايد و حق آن است كه خوردن خبث الحديد و بر مغاجين آن در سرخ كردن رنگ رو و دفع زردى آن عظيم النفع است و بتجربهء راقم رسيده و خلط سنبل هندى و كذا سركهء نصل در اشربهء و اغذيه و غسل وجه از ايرسا و كذا به آرد نخود و كذا به آرد كرسنه كذا به آرد باقلا و تخم شلجم و كذا به آرد برنج و كذا به آرد ترمس و طلاى روغن زنبق يا سوسن به موم زرد بر چهره و كذا غرى السمك به آرد باقلا و كذا ميدهء گندم بسفيدهء بيضه به مرات و كذا نمك اندرانى و آرد باقلا و كذا آرد جو به آب غوره آميخته در شب و شرب شير لا سيما شير زنان و شير بز و كذا آب نقوع و نخود و كذا نقوع عذبه و كذا خمر صرف هر روز بر نهار و كذا طبيخ ابريشم به شكر و كذا طبيخ انيسون هر يك محسن لون است . و گويند كه ماليدن برگ خرزهره و گل آن بى عديل است و كذا گذاشتن خرقهء سبلول به طبيخ شيطرج بر چهره روى سرخ كند . ذكر ادويهء مركبهء كه تحسين رنگ نمايد : انبنه كه براى جلاى رو و نرمى و برّاقى آن معمول ترمس تخم ترب تخم شلجم نركچور چاكسو قسط شيرين حب البان حسن يوسف يعنى كلملى هر يك چهار ماشه مرواريد ناسفته دو ماشه سفيدهء كاشغرى زراوند مدحرج بيخ سوسن شيطرج فوه مصطكى زعفران آرد باقلا آرد جو نخود بريان آرد برنج كندش تخم جرجير كف دريا مغز تخم خربزه مغز تخم كدو شيرين مغز بادام هر يك چهار ماشه كوفته بيخته قرص