محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

489

اكسير اعظم ( فارسى )

و در آفتاب نشينند بعد خشك شدن به آب گرم بشويند . نوع ديگر مجرب صندل سفيد و سرخ نشاسته هر واحد يك توله سم الفار دو نيم سُرخ باريك سوده قدرى به گلاب سرشته طلا نمايند . دواى ديگر برنج سانهى لاكه تخم پنوار به آب شبينه مكرر طلا نمايند . ايضاً سهاگهء بريان بابچى تخم ترب مساوى با سركه سائيده بمالند . ايضاً برگ كرنج زردچوبه هر واحد يك جزو سهاگهء ده جزو سائيده طلا كنند . ايضاً تخم ترب زردچوبه ناگ كيسر سرشف در آب جغرات سائيده طلا نمايند . ايضاً بابچى يك استار گيرو ربع استار هر دو را به آب ادرك دو روز سحق بليغ نموده حبها به قدر كنار دشتى ساخته يكى بخورند و يكى ضماد سازند و در نسخه ديگر گندهك آمله سار يك توله نيز داخل است و صرف براى ضماد نوشته . ضماد براى چهيپ تخم پنوار نيم پاو سرشف زرد تخم ترب اجواين باى به رنگ نمك‌سا بهروز زردچوب صبر سقوطرى دارهلد قسط تلخ گوگرد سهاگهء بريان هر يك هفت ماشه توتياى سبز بريان دو ماشه سائيده بدوغ آميخته طلا سازند و در آفتاب نشينند و بعد يك گهرى به آب نيم‌گرم غسل كنند . ايضاً مرداسنگ دال گندهك آمله سار سهاگه تخم ترب برابر در عرق ليمو سائيده طلا كنند . طلا به جهت بهق ابيض شيطرج فوه تخم ترب كندش خردل شب يمانى زرنيخ برابر بسركهء تيز بساينده و در آفتاب طلا كنند كه برص و بهق سياه را نيز نافع است . طلا براى بهق سفيد زرچوب آنبه هلدى آمله دانه لاكه گندهك آنولاسار تخم پنوار گندهك چهاچيه مساوى كوفته بيخته به آب خالص سرشته طلا نمايند . طلا براى بهق پوست تخم مرغ را در سركهء كهنه سه روز بخيسانند كه مضحمل شود بعد از آن نوشادر و نمك كوفته با يكديگر آميزند و سه روز متواتر بمالند اگر بر طرف شود بهتر و الا بار ديگر گل ارمنى داخل نمايند . طلاى ديگر تخم ترب و تخم جرجير و فوه و كندش و شيطرج و تخم حنظل و ماذريون و خردل و سقمونيا برابر كوفته به سركه طلا كنند و اين طلا سخت قويست قدرى قليل به كار برند . و هرگاه بردند و آبله كند روزى چند طلا نبايد كرد تا ساكن شود پس معاودت بايد كرد . معجون بلادر به نسخه هندى نافع بهق و برص و معمول مؤلف مفتاح بلادر كلاه دور كرده پاو آثار در شير ماده گاو دو نيم رطل بجوشانند چندان كه شير منجمد شود بلادر را برآورده از پارچه صاف كرده نيم رطل كنجد سياه سوده آميخته خوب بكوبند تا يك ذات گردد پس قسط تلخ دارچينى جوزبويه قرنفل نارمشك ساذج هر يك ده درم بابچى هليلهء سياه هر يك نيم رطل كوفته بيخته با نيم وزن اجزا عسل و پنج رطل شكر سفيد به طريق معجون بسازند شربت مثقالى تا دو درم . اقوال اطبا : [ انطاكى ] انطاكى گويد كه در بهق ابيض ابتدا بقى از آب ترب و عسل و به ورق كنند و قبل اين ماهى شور خورانيده باشند بعد از آن اين منضج استعمال نمايند اصل السوس ده درم بنفشه تر پرسياوشان نعنع صعتر كرويا هر يك شش درم بادآورد فرنجمشك جنطيانا هر واحد سه درم خردل پوست بيخ كبر هر واحد دو درم در ده چند آن آب بجوشانند حتى كه ربع بماند صاف كرده همه را در سه مرتبه بنوشند و بعد دو هفته براى تنقيه ايارج كبار دهند صبح و اطريفل كبير وقت شام و جوارش فلفل اگر فصل سرما باشد و عليل سرد و مزاج بود و الا اثاناسيا يا سنجرينيا دهند و از اطليهء خاص بدان روغن بادنجان است كه در علاج برص مسطور شد و گاهى با آن كندش و شيطرج مىآميزند . و ايضاً شيح و پوست بيضه و نوشادر بسايند و در سركه يا آب ليمون بپزند تا حل شود و طلا كنند و ماليدن مگس مفيد بود و يا بر محل بهق شرط زنند و بر آن طلاى مذكور نهند . و گويند كه اين طلا مزيل بياض است حتى كه از چشم و براى مطلق بهق و برص حتى كه در غير انسان و همه آنچه در برص گفته شد در اينجا نزد استحكام به كار آيد و ماء العسل بزرگترين مشروب در بهق ابيض است و از جمله چيزها كه احتراز از آن در بهق سفيداب و احب بود همه سفيد مثل شير است و بارد رطب مثل خرپزهء هندى . [ مسيحى ] مسيحى گويد كه در بهث ابيض اين معجون بعد تنقيه نفع كند سنبل الطيب مصطكى جوزبوا ابهل شيح زنجبيل پودينهء نهرى سليخه قسط اسارون تخم كرفس انيسون نانخواه هر واحد پنج درم افتيمون مويز منقى هليلهء سياه بليله آمله هر واحد ده درم عسل مقدار حاجت شربت آن چهار درم . ديگر زنجبيل قسط اسارون هر واحد پنج درم افتيمون مويز منقى هليلهء سياه بليله آمله هر واحد ده درم عسل به قدر حاجت شربت آن چهار درم ديگر زنجبيل قسط اسارون هر واحد دو درم افتيمون چهار درم كماذريوس مصطكى جوزبوا اسقولوقندريون سليخه هر واحد دو درم صعتر كوهى چهار درم صبر غاريقون هر واحد هشت درم تربد سفيد مقل هر واحد پنج درم عسل مقدار حاجت شربت چهار درم و بر بهق سفيد و سياه هر دو خربق سياه به سركه و طبيخ ترمس و پوست بيخ كبر به سركه و فوه به سركه و شيطرج به سركه و بيخ سوسن به عسل طلا كنند و براى بهق سفيد قسط جنطيانا مر زراوند مدحرج عاقرقرحا هر واحد يك درم تخم ترب چهار درم كوفته بيخته به سركه و قطران بسرند و طلا كنند . ديگر گوگرد سوخته چهار درم فرفيون سوخته يك درم بلادر سوخته نيم درم خربق سياه دو درم كوفته بسركهء كه در آن قطران گداخته باشند به سرشند يا بقطران كه با سركه جوشانيده باشند تا آن‌كه سركه فانى شود و قطران باقى ماند و طلا كنند . [ مجوسى ] مجوسى گويد كه علاج بهق ابيض مثل علاج برص است الا آن‌كه ادويهء بهق ضعيف‌تر در قوت از ادويهء برص به حسب زيادتى قوت برص بر بهق بود