محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

468

اكسير اعظم ( فارسى )

هركدام پنج درم غاريقون سه درم بسفائج افتيمون اسطوخودوس گاو زبان هركدام چهار درم نمك سياه لاجورد هركدام يك و نيم درم كوفته بيخته سه درم از آن با سى درم ماء الجبن بدهند و روز دوم اين مطبوخ مرتب سازند مويز منقى پانزده درم هليلهء سياه برگ حنا هركدام ده درم نانخواه پنج درم حلتيت نيم درم همه را در سه رطل آب بپزند تا بسدس آيد صاف نموده پانزده درم عسل در آن حل كرده تمام هفته بنوشند به اين نوع كه يك روز ماء الجبن با سفوف سوداوى مذكور باز روز دوم از اين مطبوخ و روز سوم باز بماء الجبن معاودت كنند و روز چهارم به مطبوخ مذكور و هميسان تا دو هفته بگذرانند آنگاه اگر در قوت احتمال يابند فصد احذعين كنند و سه روز راحت داده باسليق چپ گشايند و الا چند روز مطبوخ افتيمون نوشانند بعد از آن فصد صافن كنند و شربت مذكور هنگام رجوع قوت دو مرتبه در سفته پنجم بنوشانند اين همه مع رياضت در حال خلو معده و خوردن ترياق كبير و اربعه به روغن بادام و پسته و استحمام بسيار و نشستن در روغن كنجد و روغن زرد نيم‌گرم هر قدر كه ممكن باشد و تا مقدور شربت بيضهء انوق يعنى در رخمه كه آن از خواص عجيبه است و همچنين شير گوسفند كه آن صحت بخشد مجرب است بعد از آن براى امن از خود تا يك سال كامل تعاهد بدان چه مذكور شد واجب است ليكن شربت مذكور استعمال نكنند مگر در هر دو فصل اعتدال . و گويند كه از خواص اين است كه مارى سياه را در كوزه كرده‌اند و زبل دفن كنند تا كرم افتد بعده آن را بخورند كه اين به تجربه رسيده و اكثر ثابت كرده‌اند كه خوردن مشيمه زنان جذام را متوقف مىكند و من تجربهء اين نكرده‌ام . و گويند كه ادمان مالش كف پاى بشحم حنظل سبز جذام را متوقف گرداند و در اين تنها اثريست تا آن‌كه تلخى او در دهن يابند و از ادويهء مجنوره براى ايشان خصوصاً نزد اهل هند اين است هليلهء سياه شيطرج هر واحد ده درم دارفلفل پنج درم بيش سفيد دو نيم درم كوفته بيخته چند روز به روغن گاو چرب نموده بدارند بعده به عسل به سرشند و شربت او يك مثقال است و اين را بزرجلى نامند و عقب او دواء المسك بخورند كه اين ترياق او است و واجب است محافظت بماقى بماهى شور و عسل و شرب فادزهر در زيادت نور قمر و مالش بترياق محلول در مسكه . و اگر برگ حنا هفت و نيم مثقال در يك‌صد و پنجاه مثقال عرق گاو زبان خيسانيده بجوشانند تا به خمس آيد صاف نموده با يك اوقيه شكر سفيد دهند و همين نوع تا چهل روز مداومت نمايند در ازالهء اين علت از مجربات مكرره است . و گويند كه هرگاه به اين علاج زائل نشود از سائر معالجات دست بازدارند و از ادويه مؤثره نوشيدن نيم اوقيه از بسفائج با يك اوقيه عسل هر روز تا يك هفته است و دو درم برگ حنظل با شهل تا ده روز همين حكم دارد و سعوط به روغن تخم انگور مع زهرهء كركس جذام مبتدى را زائل مىكند و مستحكم را متوقف ميگرداند و همچنين شرب زمرد و زبرجد و ورق طلا و مرواريد هر روز نيم درم تا بيست روز عودسج مطلقاً حتى كه طلاى او بعد طبخ و خوردن انواع هليلجات و گوشت روباه و خارپشت بخردل و كذا بيد انجير مطلقاً و طلا بمروزفت و زيت و نوشيدن طبيخ بيخ گز بمويز سرخ عجيب و مجرب است و كذا ميعه مطلقاً و روبيان و گوشت كفتار اكلًا . و اگر تخم حنظل برآورند و در آن سه اوقيه هر واحد از زيت و آب انداخته بپزند تا آن‌كه روغن بماند و از آن هر روز تا پنج درم به يك درم حجر ارمنى و ثمن ورم سقمونيا بنوشند استيصال سودا نمايد و همچنين مداومت خوردن برادهء عاج تا پنج درم به آب پودينه و كذا شيطرج مطلقاً و شرب غاريقون و خوردن عنصل بريان و كندر مطلقاً و كذا كرنب . و چون عصارهء اين با نصف وزن هر واحد از قطران و سركه صبح و شام بنوشند جذام را متوقف گرداند و همچنين قلفهء طفل بمشك سوده و كذا شرب حجر البقر آن را متوقف كند و مجرب است و همچنين فادزهر و زعفران و از مجربات بعد شربت مذكور من اين است كه بگيرند مرواريد و عاج هر واحد يك جزو غاريقون نيم جزو زعفران زهرهء كركس هر واحد ربع جزو به عسل به سرشند و تا سه درم استعمال كنند و به طبيخ پوست بيخ كبر و درخت زيتون و گز فرو برند و استعمال ده قيراط برادهء عاج و هشت جو زمرد سائيده و شير بز جوان سرخ رنگ و شير گوسپند تازه كه همان ساعت دوشيده باشد به غايت نافع است تا سه روز يا هفت روز توان داد . و بدانند كه چون اين علت مزمن و متمكن شود از فصد و استفراغ به الكل دست بازدارند تا مادهء ردى در بدن انتشار يافته باعث هلاكت نگردد و اطباى هند در اين باب تراكيب غريبه همچون بيشى و بزرجلى و امثال آن ايجاد نموده‌اند بعد از تنقيهء بدن بخورند و چندان استعمال نمايند كه در چشم تاريكى آورد و بيندازد و بدن را مقشر سازد و از آن جمله روغن عذره است كه براز خشك انسان را در كوزه اندازند و ته آن سوراخ تنگ نمايند و ظرفى ديگر زير آن نهند و به گل حكمت گرفته به دستور پتال جنتر آتش دهند روغنى كه در كوزهء زيرين بچكد بعد از سرد كردن آتش برداشته نگاه دارند و بعد از آن نيم درم با برگ تنبول بدهند و تا هفت هفته به همين نوع عمل كنند و بر بدن نيز از اين روغن بمالند و روغن روث الخنزير كه به دستور مذكور آورند همين حكم دارد . و گفته‌اند كه اگر بينى فرو نشسته باشد و اندامها ريخته نيكو شود و روى بصلاح آورد . و گفته‌اند كه ماليدن روغن مار سياه بر بدن مجذومان باعث روئيدن موست و گوشت قنفذ به خاصيتى كه اندر آن است به غايت سودمند است . و چون نمك با روغن زيت و شراب آميخته نزديك آتش بر اندام آنها بمالند الم را ساكن سازد و تعليق چشم بدهد و چشم نهنگ كه در حالت حيات گرفته باشند بالخاصيت مفيد است . [ انطاكى ] انطاكى در نزهت مىنويسد كه اولًا به فصد