محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

456

اكسير اعظم ( فارسى )

مىفزايد نهايت مفيد و مجرب است پكهان بيد را در آب گلو سبز سائيده ضماد نمايند و آنجا كه شدت درد و ضربان زائد از حذر باشد زود فصد سر رو گيرند و قدرى مرداسنگ با پكهان بيد افزوده به گلاب سائيده به كار برند . ضماد كه بثور متقرح را نفع بخشد روغن گل سه توله در سركه انگورى پنج توله به آتش ملايم بجوشانند تا سركه برود و روغن بماند پس مرداسنگ دو ماشه برگ حناى خشك قنبيل شاهتره هر يك سه ماشه كوفته بيخته به آن خوب حل كرده ضماد نمايند . ضماد معمول اطباى هند براى بثور كه زير گردن بر سينه مىشوند و آن را كهنه مالا گويند تخم سن تخم ترب تخم تنبيه جو سرشف السى برابر كوفته بيخته بدوغ گاو سائيده ضماد مىكرد و باشند . ايضاً كه در اين باب آزموده است آنبه هلدى سه و نيم ماشه هالون نيله تهوتهه هر يك دو نيم ماشه ادويه سائيده و روغن سرشف به قدر شش توله آميخته طلا كنند . ايضاً براى مرض مذكور سپيارى چهاليه بادام مع پوست هر واحد پانزده عدد هر دو را در پارچه بسته بالاى آن گل طلا كرده در آتش پاچك دشتى بسوزند بعده برآورده در روغن السى حل كرده دارند و بر بثور ماليده باشند . ضماد براى بثور كه زير بغل مىشود صندل سرخ و سفيد و بيخ آگ زرد چوب سائيده ضماد كنند . ضماد نافع بثور كه با سوزش باشد گيرو مازو و كات سفيد به سركه ضماد نمايند . ضماد نافع بثور كه از ماليدن عنكبوت بر بدن مىشود مندوه كه فلهء مشهور است به آب سائيده طلا مىكرده باشند . ديگر برگ انار ترش برگ تمر هندى در آب كيله سائيده ضماد نمايند . ديگر امچور سائيده طلا كنند و بعضى قدرى نمك شور نيز مىآميزند . ديگر كنجد در شير بز سائيده طلا كنند و يا آنبه هندى به آب سائيده و يا چرونچى سائيده بمالند و يا چونه به آب ليمون يا به روغن سرشف يا به روغن كنجد سائيده طلا نمايند . ديگر كميل و زردچوب به آب سائيده يا صندلين و مرداسنگ به سركه سائيده و يا زيره سفيد زنجبيل به آب سائيده يا جوار گيرو به آب مكوه طلا كنند . ديگر نينگ نيم پاؤ اصل السوس ناككيسر هر يك نيم دام سائيده هر دو وقت ضماد كنند در سه روز صحت مىشود . ديگر خراطين سوده يا گل پس افكندهء آن ضماد نمايند . مرهم نافع براى بثورى كه رطوبت آن هرجا كه برسد بثور ديگر پيدا شود و مكرر به عمل آمده روغن تلخ شش دام كميله بابچى سوخته هر واحد يك دام حنا نيم دام فلفل گرد سه و نيم ماشه مرهم سازند . اقوال اطبا : [ طبرى ] طبرى گويد كه در بثور ذات الاصل تنقيه به مطبوخ افتيمون كنند و فصد باسليق نمايند بعده تعديل طعام كنند و لزوم شورباى زيرباجى يا اسفيدباجى ماكيان نمايند بعده تضميد آن صلابت در ابتداى ظهور مدام به اسپغول به غير روغن كنند تا آن‌كه ريم كند پس هرگاه درد كم شود و ريم جمع گردد اين ضماد به كار برند بگيرند تخم كنوچه و اسپغول هر واحد يك جزو بعده برگ چقندر و برگ كاسنى كوفته در روغن كنجد بجوشانند تا نرم مثل مرهم گردد و بعد از آن از آتش فرود آورده بر آن كنوچه و اسپغول ناكوفته و اندك زردهء بيضه انداخته ضماد كنند تا آن‌كه نرم شود و در آن براقيت ريم ظاهر گردد بعده بشكافند و ريم بيرون آرند . و اگر مريض از آهن بترسد بگيرند اشق و در زردهء بيضه آميخته بر سر بثره گذارند كه اين به اعتدال بشكافد . و هرگاه ريم خارج گردد از پنبهء كهنه آن را پر سازند تا زخم صاف گردد بعده علاج آن كنند و از آب حفظ آن نمايند تا آن‌كه خشك گردد و علاج نفاخات بسوراخ كردن از سر سوزن نمايند و زرداب از آن خارج كنند و بدخول حمام و عرق آوردن امر نمايند بعده تقويت جگر به اين ضماد كنند بگيرند مصطكى و نارمشك و فوفل و مر و سنبل الطيب مساوى بعده موم روغن از روغن ناردين يا روغن قسط يا روغن بلسان ساخته از آتش فرود آورده ادويهء مذكوره كوفته بيخته آميزند و هنگام خلو معده از طعام بر فم معده و جگر ضماد كنند تا سه روز و يا يك شبانه روز اين ضماد به عمل آرند بگيرند گل سُرخ و قصب الرزيره هر واحد يك جزو و پوست بيرون پسته و عساليج كرم و گل حنا اگر ميسر آيد و الا حناى سوخته همه مساوى و به آب مورد رطب و آب سيب ميخوش آميخته بر جگر و فم معده ضماد كنند تا جوهر كبد منحل نگردد زيرا كه انحلال جوهر او مؤدى به هلاكت مىگردد چنانچه فاضل جالينوس ذكر كرده كه مردى از ارباب المس تغريق كبد متورم به روغن كرد و به اشياى مرخيه بر آن ضماد نمود پس مريض را عرق لزج آمد و هلاك شد و علاج نوع سوم بثور غريبه فصد صافن است و بعد فصد استفراغ به مطبوخ افتيمون و اقتصار بر اغذيهء محمودهء مولد خون رقيق بارد مثل لحم جدى و بچهء مرغ رطب و سرمق و كاهو پخته و مانند آن و اين طلا به عمل آرند بگيرند برگ اسپغول و برگ بارتنگ و جرادهء كدو و همه را باريك سائيده اندك آرد جو بر آن اندازند و با هم آميخته بر بثور ضماد كنند كه آن ظاهر نشود و موضعى كه بر آن ضماد كنند قوى گردد . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه علاج نوع سوم بثور غريبه فصد و اخراج خون به قدر واجب است و هر صبح سكنجين ساده و گلاب هر واحد ده درم يا آب تمر هندى و شكر سفيد ده درم يا آب انارين بشحم آنها افشرده هر واحد سى درم به شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بدهند و غذا مزورهء تمر هندى با اناردانه به مغز بادام و اسفاناخ و يا جلاب از عناب و آلو سياه هر واحد ده عدد و شكر و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشانند و تليين طبع بماء الفواكه يا به آب نقوع مشمش كنند . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه در اقسام بثور ابتدا به فصد كنند نزد ظهور علامت خون پس ادويهء مسهله پس روادع منضجه از وضعيات پس محلل به كار برند . و هرگاه منفجر گردد به علاج قروح معالجه نمايند آن عسر مع تلطيف غذا و لبس مناسب و در بثور سوداوى اين منضج استعمال كنند . صفت آن مويز يك جزو عناب سپستان