محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

424

اكسير اعظم ( فارسى )

بيرون آرند و بعد از آن پنبهء كهنه در روغن زردتر نموده در آن موضع نهند تا بقيهء آن را بخورد بعد از آن مرهم مدمل به كار برند . و اگر شيشه سوده آرد ماش زردچوب سوده سرگين مرغ پياز پخته مغز بادنجان پخته روغن چراغ همه را درهم نموده و در ظرفى پخته نيم‌گرم بندند براى ورمى كه بعد از گسيختن رشته حادث شود مجرب است . ذكر بعض ادويه نافع عرق مدنى : حب كه رشته را به غير كلفت برمىآرد انگزد يك سير شاهى قند سياه كهنه چهار سير شاهى از همه هفت حب بندند و هر روز يكى با سه توله روغن گاو بخورند . ايضاً سهاگهء بريان يك جزو قند سياه شش جزو آميخته هر روز به قدر نه ماشه بخورند . دواى مجرب بعض احبا مرداسنگ يك ماشه سوده در چهار پنج توله روغن زرد آميخته همراه كهچرى بخورند در ابتداى مرض كه شرا و آبله كند بدهند كه همان روز زائل شود . ديگر سهاگه نيم درم در روغن زرد حل كرده هر روز تا سه روز بخورند و غذا چرب بايد خورد گويند كه هرگاه علامت خروج رشته معلوم شود كافور مرح سياه طلا كنند كه برنيايد و مادهء او تحليل گردد . ديگر چتاور سوده در روغن گاو آميخته طلا كنند كه همه يك بار برآمده زائل گردد يا سرگين كبوتر و قند سياه طلا كنند و يا زرنيخ و سعد و يا مقل و اشخار طلا نمايند . ديگر براى دفع رشته صابون بلادر هر يك چهار دام روغن گاو نيم پاو اول بلادر را در روغن سوخته دور كند پس صابون انداخته بپزند و حل كرده بدارند و بر پارچه ماليده بچسپانند و از آب محفوظ دارند و اين دوا در ابتداى ظهور آبله نيز مفيد و راقم پياز را بريده عوض بلادر در روغن سوخته به دستور ساخته اكثر به عمل آورده و خيلى مفيد يافته . ديگر افيون پياز صابون روغن كنجد اول صابون و پياز را ريزه ريزه كرده در روغن جوش دهند پس افيون حل كنند كه مثل مرهم شود بردهن نارد و حوالى آن ضماد كنند و هنگام تيارى دوا بخار آن به موضع رشته بدهند پس ضماد كنند و بعضى صابون دو مانگ و آب پياز و روغن كنجد هر واحد يك مانگ گرفته هر سه را در ظرف آهنى مىپزند تا سخت شود پهن كرده همه بر نارد مىبندند در چند روز دفع مىكند . ديگر برگ سياه يك توله باريك كوفته در شيرآگ يك توله قرص بسته زخم را به شراب شسته بربندند و بالايش برگ تنبول نهند و از صبح تا شام بسته دارند در چند بار تمام بيرون آيد . و اگر هرتال را در شير برگ آگ سائيده قرص ساخته بر موضع آبله بندند و بالايش برگ پان و يا برگ آگ نهند نيز نافع بود . ضماد نافع عرق مدنى دال يك دام صابون دو دام افيون ده ماشه باريك سائيده در روغن كنجد هشت دام پخته مخلوط سازند كه مثل مرهم شود بر برگ تنبول ماليده صبح و شام بندند . ايضاً مجرب اسپغول تخم كنوچه مرداسنگ سوده در سركه جوشانيده موضع را به روغن گل چرب كرده بر آن بندند . ايضاً اسپغول تخم ريحان در آب ليمو سائيده ضماد كنند و در هر پاس تجديد آن نمايند و ضماد برگ ريحان نيز نافع است . ايضاً كه به غايت مفيد و مجرب است پنجال كبوتر صحرائى هشت جزو تنكار يك جوز هر دو را سائيده در بول آدمى پخته ضماد نمايند و سه روز بسته دارند بعده دوا را جدا كرده سرشته به آهستگى بيرون كشند و باز ضماد ننمايند اگر بتمامه بر نيايد . طلا براى رشته پيه بز يك و نيم توله سير سبز يا خشك سه پوتهى با هم سائيده بر موضع جراحت صبح و شام نهند تا جراحت را زياده وا كرده تمام رشته را برآرد . اقوال حذاق : [ شيخ الرئيس ] شيخ الرئيس مىفرمايد كه حفاظت از عرق مدنى در بلادى كه پيدا مىشود و از اغذيهء كه متولد مىگردد بمضادت سبب او نمايند و آن به استفراغ خون ردى از فصد باسليق يا صافن به حسب موضع و تنقيهء خون به مثل شربت هر دو هليله و طبيخ افتيمون و شرب حب قوقايا خاصهء و استعمال اطريفل مرتب از سنا و شاهتره و ترطيب بدن به اغذيهء مرطبه و استحمام و سائر تدبير مرطب معلوم باشد . و هرگاه اثر او ظاهر شود صواب آن است كه تبريد عضو به اضمدهء مبردهء مرطبه مثل عصارات بارده معروفه به صندلين و كافور بعد تنقيهء بدن استعمال نمايند . و ايضاً استظهار بچسپانيدن زلو بر موضع آن كنند و از اطليه جيده طلا از صبر و صندل و كافور است و يا مرو و بزرقطونا و شير تازه پس اگر فائده نشود و به آبله كردن آغاز نمايد بساست كه آن را منع كند و بگرداند و تخفيف امر در آن كند اينكه صاحب او سه روز متصل هر روز يك درم و نيزم صبر بخورد و بر آن صبر طلا كند و يا بر دهن او رطوبت لزج صبر تر طلا نمايند و همچنين در ابتداى آن كه خارج گردد . و اگر از اين علاج متاثر نشود و بيرون آيد صواب آن است كه براى او چيزى كه بدان بربندند و بر آن به آهستگى اندك اندك بپيچند مهيا سازند تا به الكل خارج شود به غير انقطاع و بهترين او پارهء اسرب است كه بر آن بپيچند و بر ثقل او در جذب رشته اقتصار نمايند كه به آهستگى منجذب شود و منقطع نگردد در تسهيل خروج آن جهد كنند به اين‌طور كه در تسخيف و تخلخل عضو بنطول از آب گرم و لعابات مبرده و ادهان لينهء بارده و لطيف الحراره و مانند آن مداومت نمايند تا خروج او سهل گردد و گاهى بدين آسان نگردد بلكه احتياج به مثل تلطيخ به روغن خيرى بل زنبق بل همان افتد بر آن مرهم زفت استعمال كنند . و اگر حدس واجب گردد كه آن را بشكافند و به الكل بيرون آرند و مانعى نباشد بشكافند و اخراج نمايند و از استعمال ادويهء حاده حذر كنند كه آن گاهى باكله مؤدى گردد . و هرگاه بر اواخر او ادمان دلك بنمك اندك اندك كنند و از خلف به آهستگى بمالند و از مخرج او به لطف بكشند به الكل خارج شود و خصوصاً چون بعيدتر از خلف او بشكافند و در آنجا زير او سيل داخل نمايند و دفع كنند ادامت مسح كنند و آن بملح اندك اندك و به آهستگى بيرون آيد . و هرگاه اين عمل بدان كنند به الكل خارج گردد پس اگر منقطع شود و پوشيده گردد از شكافتن او چاره نباشد تا آن‌كه بار ديگر گرفته شود بعده به آهستگى بيرون آرند و معالجهء موضع به علاج