محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

421

اكسير اعظم ( فارسى )

باشد حكه و سوزش و رنگ غير بعيد از مجراى اعتدال و متوسط بود . علاج به آب سرد غسل كنند و صندل سفيد به گلاب سوده و يا گل سرشو بلعاب تخم خطمى آميخته و يا گل سفيد كه بهندى پندول نامند و يا حنا در آب كاسنى سرشته بر بدن ضماد كننند و بهر رفع چرك و تفتيح مسام به آب گرم كه در آن سبوس گندم و بابونه و اكليل جوشانيده باشند غسل كنند و بعد از آن سركه و گلاب بمالند . و اگر زائل نشود تنقيه به فصد و مسهل بارد كنند و مطفيات خون دهند و بعد تقليل اخلاط حاده اطليه و اغتسال به عمل آرند و در مسكن بارد استراحت نمايند و بدن را خنك دارند و منع عرق كنند به استعمال ادويه و غيره و طلا كردن روغن گل با ممورد و يا مسكهء تازه با كتيرا آميخته سخت نافع آيد و گاه باشد كه مرض قوىتر افتد پس در طلاها سركه و روغن داخل بايد ساخت . اقوال اكابر : [ شيخ الرئيس ] شيخ الرئيس مىفرمايد كه قطع ماده او كنند به فصد و اسهال اگر در بدن زياده باشد و همچنين واجب است كه معتاد آن هر وقت استظهار به استفراغ اخلاط حاده نمايد و آنچه آن را بازدارد و ازالهء آن كند استحمام و پاك كردن بدن از چرك است بعده اغتسال به آب سرد و مالش در حمام به گوشت خربزه مع آرد عدس بعد عرق آمدن ايشان را نيكو است بعد آن بشاهسفرم بعده . ايضاً نخم خربزه به عدس و آرد باقلا و اما صندل او را منع كند با وجودى كه او خارش پيدا مىنمايد پس اگر با كافور باشد اين فعل نكند . و ايضاً حنا اگر رنگ او را مكروه ندارد و از آن انتفاع يابد و آنچه مشابه آب انار و حماض و عدس و آلوبخارا و تمر هندى باشد تناول كنند و استعمال هر چيز كه عرق را منع كند مثل طبيخ مورد و گل سُرخ و آب گشنيز . و گويند كه آب در آفتاب گرم كرده آن را نفع كند و همه آبها كه در آن قوابض جوشانيده باشند و ترك حركت و اجتناب از مواضع گرم عرق آورد طلب مكانهائى كه در آن باد بسيار آيد و ترويح ببادكش بسيار و اغتسال به آب سرد آن را منع كند . و ايضاً مسوحات مثل روغن مورد و روغن گل و در اين مسكه را خاصيت عظيم است خصوصاً با كتيرا و صمغ . و ايضاً مسوحاتى كه در آن قوت مرداسنگ و خبث و توتيا باشد خاصهء و خاكستر برگ مورد و زيره برگ آس و برگ غار تازه و سداب و دقاق كندر و گاهى حصف را طلاى غرى السمك در آب گداخته نفع كند و گاهى در مرض قوى احتياج بمويزج و كندر و كبريت افتد و اما آنچه از آن قرحه كند معالجهء آن به مثل زردچوب و مازو و گل ارمنى و سفيد آب به سركه نمايند و مرهم سفيداب - نرا نيكو است و گاهى آن قروح بفساد عظيم برسد و علاجش حرق نار باشد . و اگر آن مستحكم گردد علاج سعفه نمايند . [ طبرى ] طبرى گويد كه علاجش فصد است اگر ممكن باشد و نوشيدن ماء الشعير و اقتصار بر مزورات حصرميه و زيرباجيه و مالش بدن در حمام به اين دوا بگيرند آرد جو بحرير پخته و آرد باقلا بعده برگ شفتالو تر يك كف كبير گرفته باريك سائيده آميزند و بلعاب اسپغول برهم زده در حمام بعد عرق بر بدن طلا كنند و زمانه صالح در آن نشينند بعد از آن بدن را بسبوس ميده بمالند كه اين نشف حصف و تجفيف او نمايد و آن را از جلد بريزاند و آنچه براى حصف بر بدن طلا كنند مغز خربزه به آب اوست . و ايضاً تخم آن كوفته بر بدن طلا نمايند و گاهى از برگ شفتالو تنها طلا مىنمايند و كسى كه بر سوزش دوا لحظه صبر كند پس بهترين اشيا براى حصف اين است كه بگيرند سركه و گلاب و اندك كافور و در شيشه بجنبانند بعده در حمام رفته عرق آورند و آن را از پارچه نشف كرده به دواى مذكور مالش نمايند كه او ساعتى احراق مسام نمايد و در آن غوص كند و قطع بخارات و ازالهء حصف همان روز نمايد و بعضى را در ايام گرما حصف به همرسيد و بر بدن روغن ماليدند و حصف با هم چسپيد و مثل قوبا گرديد پس بهتر معالجهء او آن است كه به روغن مس نكنند البته و لابدست از استفراغ بدن به حسب امكان و مردى از اطباى اهواز به من مىگفت كه اگر حصف را به مغز ترنج مخلوط به مغز خرپزهء تر بمالند در يك روز آن را زائل كند . و بالجمله بعد استفراغ و اقلال از طعام محمود انسان را از حصف ايمن گرداند . و چون اشتداد نمايد و صحت او دشوار گردد و شبيه بجرب شود پس بهترين اشيا آن را آب چشمهء كبريتى است . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه بگيرند مغز خربزه و با اندك شونيز سرشته در حمام بعد عرق طلا نمايند و كثرت استحمام به آب گرم مطبوخ اكليل الملك و سبوس كنند و از ريختن آب سرد بر بدن منع نمايند . و ايضاً مغز خربزه به آرد جو و روغن گل سرشته طلا كنند و يا بگيرند سركه و سناى مكى و نمك جريش و در حمام بدان مالش نمايند كه نافع بود و يا بگيرند مازو و زرد چوب مساوى باريك سوده و در سركه و روغن گل سرشته در حمام بعد عرق طلا كنند و ساعتى بر آن صبر كردن به سبوس و آب سرد بشويند و آرد باقلا و ترمس و آرد جو اگر به سركه سرشته در حمام طلا نمايند حصف را نفع دهد . [ ايلاقى و جرجانى ] ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه ابتدا به فصد كنند پس استفراغ به مطبوخ هليله و شاهتره نمايند و در حمام به آب گشنيز و سركه و گلاب طلا كنند و طلاى حنا و سركه در حمام نافع است . و اگر مورد را بپزند و آن آب به سركه و گلاب طلا كنند سود دارد و در آب سرد نشستن و سركه و گلاب ماليدن فائده كند و غذا چيزهاى سرد و تر بايد داد . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه هر صبح جلاب از تخم كاسنى و اصل السوس هر واحد سه درم و شكر سفيد ده درم بنوشند و غذا مزروهء نخود و ماش به مغز بادام خورند . و اگر آثار خون غالب باشد فصد نمايند و اخراج خون به حسب قوت و واجب كنند بعد آن مالش بدن به مغز خربزه يا تخم آن كوفته در حمام و يا بگيرند اندك سبوس و ورس و بدان مالش بدن نمايند و تكثير استحمام كنند به آب گرم كه در آن تخم خربزه و سبوس و اكليل و شبت جوشانيده باشند و يا بگيرند سركهء خمر و حنا و نمك جريش و در حمام بدان مالش فرمايند و يا در حمام نشينند حتى كه عرق آيد و بعد عرق مالش بدان به مغز خربزه يا تخم او مع ورس نمايند