محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
417
اكسير اعظم ( فارسى )
و ايضاً بعضى حكه به مثل مالش و استحمام منحل گردد مانند آنكه از سردى عارض شود و ساباب حكه بعد عهد از استحمام و پوشيدن جامهء درشت حابسى و مكثف است و اكثار اشياى حريف و مالح و قديد و ممار است غبار دوخان و جماع بعد تناول مثل گندنا و خردل و مادهء آن اخلاط رقيقه است و صورت آن بثور خفيف الادراك غالباً و خشونت اكاله و فاعل آن حرارت ضعيفه يا غريبه است و غايت آن انتشار بثور و فرط تقريح و علامتش ترشح رطوبات و لين ملمس است در دموى و بلغمى و بالعكس اگر از صفرا و سودا باشد . و ابن هبة الله گويد كه تولد حكه يا از خلط بلغمى غليظ چسپنده زير جلد است كه به سبب طول لبث خود متعفن شود و قوت از دفع او عاجز گردد و يا به سبب خلط لذاع محشر زير جلد يا مخالط خون محتبس در عروق و استدلال بر خلط غليظ ببرودت مزاج و به تدبير مبرد كنند و بر خلط حار به تدبير مسخن و مزاج حار شدت سوزش نمايند . علاج به دستور جرب علاج كنند و آنچه اخراج مواد محترقه نمايد مثل مطبوخ افتيمون و مانند آن بدهند بعد ترطيب خلط و تعدير قوام او و مهيا ساختن او براى استفراغ بنوشانيدن ماء الشعير و ماء الجبن و بعد از آن اصلاح غذا و امالهء آن نمايند به سوى چيزى كه از آن رطوبت شرين متولد گردد و استعمال حمام و مالش اندر آن لازم گيرند و از جماع به الكل منع كنند و تدبير حكهء پيران اصلاح غذا و مداومت حمام و شستن بدن به طبيخ ريحان و مورد و گوشت خربزه است . و اگر حكه مزمن و مزاج سوداوى باشد شاهتره چرائته دهمايه پوست هليلهء زرد هر يك شش ماشه به عرق شاهتره پاو آثار خيسانيده صاف كرده شهد يك توله داخل كرده دهند و مرداسنگ سفيداب كافور هر يك پنج ماشه به سركه سوده روغن گل آميخته ضماد سازند بالجمله در حكه اگر غلبه خون بينند اول فصد كنند مناسب حال و ماء الجبن و سفوف لاجورد و حب آن دهند و روغن ياسمين سه توله آب ليمون كاغذى يك و نيم توله سهاگه يك توله مرداسنگ نه ماشه بمالند و بعضى گلاب و قدرى كافور عوض مرداسنگ مىكنند و در شير ميش يك آثار گوگرد يك و نيم توله سوده آميخته ضامن داده جغرات بندند و مسكه آن گرفته بمالند كه در آن سه روز حكه را دور مىكند . و اگر در بالائى شير ماده گاو نبات دو توله و قدرى گلاب قسم اول مخلوط كرده هر روز تا يك هفته بخورند مفيد است و كذا در بالائى و گلاب قدرى رسكپور به اضافه كرده بر بدن ماليدن سودمند . و در بياض والد مرحوم مرقوم است كه اگر در مسكهء ميش نيم پاو كه به آب يك صد بار شسته باشند سيماب شش ماشه كميله دو توله حل كرده مالش نمايند خارش دفع كند و مالش تخم خشخاش به آب ليمون سائيده كذا چونه يا شورهء قلمى و روغن تلخ آميخته و كذا صابون به آب سوده و يا افيون و روغن كنجد سوخته و يا حنا به روغن گل و سركه سرشته و يا تخم پالك و تخم خشخاش مساوى به آب سائيده و بعد از آن به آب گرم غسل كردن نافع است و يا سيماب را با برگ حنا يا آب برگ پان يا آب ليمو بسايند تا همچون خاكستر شود پس در روغن گل آميخته بمالند و بعضى گلاب روغن ياسمين عوض روغن گل نوشتهاند و اين حب نيز جهت خارش نافع است افيون يك دام سهاگه دو دام نصف سهاگه بريان كنند و نصف خام دارند پس با هم خوب حل كرده مثل كنار دشتى حبها بندند و عند الحاجت حب را در آب حل كرده بر موضع خارش خوب بمالند در دو سه روز فائده مىكند و اين دوا براى حكه كه از هواى بارد و آب سرد پديد آيد نافع بود اسگند شش درم زنجبيل سه درم فلفلمويه يك درم شكر چهار درم سه چهار خوراك سازند و اين ضماد براى خارش خشك بىبثور مفيد است تخم خشخاش كنجد مقشر برگ حنا سهاگه مرداسنگ هر يك شش ماشه به روغن ياسمين يا روغن گل يا آب ليمو سائيده قدرى كافور آميخته بمالند و بعد دو گهرى غسل كنند . ايضاً مرداسنگ يك توله سيماب چهار ماشه آب ريحان روغن ماده گاو گلاب هر يك چهار توله روغن را به آب شيرين بيست و چهار بار شسته آميخته مثل مرهم ساخته وقت حاجت بمالند . ايضاً كه براى خارش خشك مجرب است هرگاه مكرر بمالند گل ارمنى يك دام كافور زعفران هر يك دو ماشه روغن بادام دو توله به سركه و آب گل كافيشه دو توله سائيده بمالند . فائده در بياض والد مغفور لخط ايشان مسطوراست كه گاهى خارش شديد از رسيدن كنبله بر بدن پيدا مىشود و كنبله كرمى است مشهور پس بگيرند حلتيت و در آب سائيده بر آن موضع خوب بمالند و بشويند و يا چونه به آب سائيده مالش نمايند و يا از پارچهء گليم به شدت بمالند و يا قند سياه كهنه و يا برگ كنجد تازه بمالند فقط . اقوال حكما : [ ابو سهل ] ابو سهل گويد كه حكه اگر از خلط حار ردى محتبس در عروق باشد علاج به اخراج خون نمايند اگر بدن متحمل باشد بعده استفراغ به ادويهء موافقه مثل هليله و شاهتره و افتيمون و خربق سياه و شحم حنظل كنند و بعد تنقيهء بدن ادويهء جاليه از خارج در حمام استعمال نمايند . و اگر ماده در عروق نباشد بلكه زير جلد باشد فقط فصد استعمال نكنند ليكن اكتفا به اسهال كنند و صرف عنايت فرمايند به استعمال ادويهء كه جلاد تنقيه از خارج نمايد پس ابتدا كنند به غسل از آب گرم بعده به آب چقندر و آب حماض و سبوس ميده به سركه سرشته و آرد باقلا و جوف خربزه و آب كرفس و به ورق و آب طبيخ باقلا مالش نمايند . و اگر تولد حكه از خلط شور باشد بايد كه مالش بدن به آرد حلبه و عسل و عصارهء قثاء الحمار و آب كبر و آب خاكستر و مطبوخ حنظل كنند و اين دوا آن را نفع كند بگيرند گل سرخ و يا سركه تند بسايند تا آن را قوام به همرسد بعده نصف وزن گل سرخ كبريت سوده مخلوط سازند و در حمام بدن بمالند . و اگر اراده كنند كه قوىتر گدد كثير النفع مساوى گل سرخ گردانند . و ايضاً نفع كند اگر بگيرند آب كرفس تازه وجدان اندك سركه آميخته بر بدن در حمام بمالند . و اگر حكه به سبب حصف باشد بايد كه دهام استحمام نمايند به آب شيرين گرم كه در آن مورد و شاهتره