محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
412
اكسير اعظم ( فارسى )
معروف بجرب رطب است و صورت او اين است كه دانهاى بزرگ مستدير شبيه به آبلهء چيچك باشد و گاهى رنگ او مائل بسبزى و تيرگى و سياهى و زردى يا سفيدى باشد و اين نوع جرب بسيار دردناك بود و صاحب او را مانع از تصرف در امور معيشت بود . و چون زيادهتر گردد مريض را از خواب بازدارد و از بدى حال در موضع زحمت باشد و بعض اوائل اين نوع جرب را از نوع جدرى ناميدهاند و فرق ميان هر دو آن است كه مدت اين طول مىكند و در روز هفتم و چهاردهم تخفيف نمىيابد و گاهى تا يك سال و بيشتر از آن باقى مىماند . و ايضاً فرق مىكنند كه از اين مده سيلان مىكند و بار دوم پر مىشود و گاهى ريم از يك دانه سائل مىشود و ده دفعه از ريم پر مىشود و جدرى چنين نيست و سبب فاعل اين نوع جرب فساد خون و رطوبت و تركب آنها با هم ديگر است و فساد آنها بتعفن . و ايضاً با وى حرارت خارج از اعتدال آميزد و سببى كه اين خلط را فاسد كند و در بدن آن را پيه گرداند خوردن لحوم غليظ و هرائس غليظ و حلوات معمول به روغن زرد و عسل و شراب اشربهء غليظهء رطبه است و علاجش فصد و اخراج خون بسيار و پرهيز و اقتصار بر تيهو و دراج معمول به طريق مصوص بسركهء تند است و استفراغ بدن او اگر امكان قوت باشد به مطبوخ افتيمون و مطبوخ مجموع كبير كه در علاج كبير ماليخوليا و سيلان لعاب ذكر كرديم بدفعات متوالى نمايند و لزوم پرهيز بنوعى كه مسطور شد دادن سكنجبين و گلقند با هم ماليده بعد از آن اگر مزاج تسكين يابد چند روز اين سفوف دهن و يا آن را معجون ساخته به مقدار يكه مذكور گردد معجون يا سفوف بدهند بگيرند صبر سقوطرى خالص ده درم خبث الحديد بر بسركهء بريان به روغن بادام سه درم ماميران چينى دو درم ريوند چينى و زردچوب هر واحد يك درم انزروت سرخ دو درم گل سرخ سه درم مصطكى يك درم همه را باريك سائيده سه درم به مثل او شكر بدهند . و اگر خواهند آن را به شكر كه به قوام عسل آورده باشند به سرشند و مثل شربت مذكور بدهند و بر تناول اين دوا نمايند و تا هفت روز پرهيز دارند پس اگر جرب او كم نشود و ريم او خشك نگردد اعادهء استفراغ نمايند . و اگر اين سفوف سه درم حل طبيعت او نمايد اعادهء خوردن سفوف كنند تا آنكه نقصان در جرب ظاهر گردد پس اين طلا نمايند برگ خرزهره كبريت اقليمياى فضه هر واحد سه درم تراب مس و او آن است كه از جائى كه در آن مس گدازند بگيرند و آن از جوهر خاك است كه از آن مس جدا گردد و گلنار و گل سرخ و كندش هر واحد دو درم سيماب مقتول ميعهء سائله هر واحد چهار درم همه را سائيده به سركه و روغن گل رقيق سرشته در شيشه نهند و سر او با پنبه يا پشم بند سازند بعده در ديگ پر آب نهاده بجوشانند تا آنكه آنچه در شيشه است بگدازد پس برآورده بر بدن طلا نمايند سه بار متواتر هر شب يك بار و پارچهء باريك بپوشند يا در آفتاب ساعتى بنشينند و روز چهارم در حمام داخل شوند و بدون به غير دلك بشويند پس به روغن گل بمالند و بنشينند تا آنكه عرق آيد و همچنين تا آنكه خشك شود و آنچه بر بدن باشد بريزد و رعايت مزاج به حسب تغير او نمايند و اين نوع با وجود شدت خود گاهى بفساد تدبير طول مىكند و گاهى به سرعت زائل مىشود اگر معالج در علاج او غلطى نكند . نوع پنجم جرب معروف بجرب كلب است و صورت او آن است كه دانه بزرگ ظاهر شوند بعده منبسط گردند و بعضى ببعض بچسپند تا آنكه مثل قوبا شوند و آن را منظر قبيح گردد گويا كه با تخفيف جرب كلب است . و بعضى اطبا ذكر كردهاند جرب كلب آن است كه در گوش صبيان و احداث برآيد و از آن آب زرد ترشح كند و بر گوش قطعهء واحد بود و اما آنچه در بدن بدين صورت ظاهر گردد و آن جرب قوبائى است و اين منازعت در اسم است و ما را در اين فائده نيست و سبب موجب فاعل او فساد رطوبت و خون است و اختلاط اين هر دو حتى كه خلط سوداوى حار محترق لذاع گردد و با اين نوع جرب خارش نبود الا بندرت بلكه درد او زياده بر خارش باشد و سبب مولد اين خلط آن است كه در نوع سابق از اين مذكور شد غير آنكه اين خلط در فساد شديدتر از آن خلط بود زيرا كه سوداوى شده و علاجش فصد باسليق است سه دفعه يا دو دفعه اگر قوت متحمل باشد و پرهيز مريض و اقتصار بر مزورات معمول و زيرباجات معمول بماش و آشاميدن ماء الشعير به سكنجبين و استفراغ او بمبطوخ افتيمون و مطبوخ مجموع كبير بعد از آن نظر به سوى صورت جرب كنند پس اگر بر حالت خود باشد و كم نشود . سفوف صبر مذكور در نوع سابق بسيار روزها دهند و پرهيز دارند . و هرگاه جرب كم گردد در غذاى مريض تيهو افزايند و اين طلا به كار برند بگيرند سيماب رجراج مقتول بخاكستر چوب انگور و سركه و روغن بعد از آن بگيرند از آن يك درم و از نوشادر يك دانگ و با روغن گل حل كرده طلا نمايند و سه روز متواتر به كار برند بعده در حمام داخل شوند و بگيرند آب چقندر مطبوخ مصفى و بدان همه بدن را به آهستگى بشويند بعد از آن مالش به اشنان و مغز خربزه اگر وقت او باشد و الا تخم او كوفته باشد بايد كرد تا بدن پاك گردد بعده از حمام برآيند و روغن گل بمالند هر روز يك بار تا پنجروز پس از آن به صورت جرب نگاه كنند اگر بتحشف و تناقص آغاز كند اين طلا به عمل آرند بگيرند برگ خرزهره و كندش هر واحد پنج درم و هر دو را در سركه بجوشانند تا اجراى آن مهرا گردد پس در هاون كرده سيماب مقتول ده درم بر آن ريخته حل كنند تا همه يك ذات گردد بعده يك بار در حمام و يك مرتبه در خانه طلا كنند و صبح در حمام داخل شوند كه به اين طلا فرو ريزد . و اگر دشوار گردد بر هر موضع از بدن او زلو بسيار اندازند و امر بشرب آب چشمهء كبريتى و بورقى و جلوس در آن نمايند و آنچه صاحب اين جرب را هنگام دشوارى آن بدهند اطريفل به ايارج سرشته است و هر وقت كه بمزاج او متغير شود تسكين بمطفيات نمايند تا به اعتدال باز آيد و گاهى تنقيهء بدن او بماء الجبن كنند كه بر آن هليلهء سياه و افسنتين و افتيمون هر واحد يك درم