محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

394

اكسير اعظم ( فارسى )

دارد بعده اين حب توتياى نواب علوى خان خورانند كه از آن جوشش دهن هم نشود مكرر به تجربه درآمده و گاهى تخلف نكرده توتياى سبز بريان يك توله هليلهء سياه سه توله كوفته در ظرف آهنى بدستهء چوب نيب كه بر سرش فلوس نصب باشد در آب ليموى كاغذى تا دوازده پاس بسايند و به قدر نخود حبها ساخته وقت صبح يك عدد در بالائى جغرات گاوى نهاده بلع نمايند و بالاى آن نان ميده به وزن سه توله دهمين قدر روغن گاو دهند و تا يك هفته برابر خورانند و بعد آن چهار روز فاصلهء داده اگر زخمى و يا دانه باقى مانده باشد بايد كه بار تا يك هفته به دستور بدهند و از اول بنوماش و گوشت بز پرهيز نمايند و ديگر همه چيزهاى ناخوردنى نخورند . و اگر به تدبير مذكوره به نشود اگر مناسب حال بيمار بود ماء الجبن و يا چوب چينى بنوشانند و بعد تنقيه بحب چيپال مداومت معجون سيماب و سفوف و بخور كه در قرابادين كبير مرقوم است به كار بردن عظيم الاثر است و همچنين حب سيماب و بلادر و رسكپور و غيره كه از آن دهن جوش مىآيد نافع آيد . و هرگاه دهن از خوردن حبوب مذكوره آمده باشد و ورم دهن درد به حدى بود كه تا دو سه روز يا زياد هيچ قسمى از آب و طعام در دهن نرفته باشد پس بايد كه فصد سرد كنند و خون وافر گيرند و غرغره به طبيخ كله پايچه بز كنند بكرات و مرات كه اثرى عظيم دارد و همچنين از برگ و گل پيابانسه . [ محمد اكبر ] محمد اكبر مىنويسد كه اگر از خون محترق باشد فصد كنند و بدفعات در اخراج خون مبالغه نمايند و بعد فصد هفت اندام يا باسليق فصد رگ سر رو يا صافن نفع تمام دارد و آن را كه جوشش در سر و روى بود فصد رگ پيشانى سودمند است و طفل و حامله را بجاى فصد حجامت فرمايند ميان هر دو شانه يا بر هر دو ساق و بعد فصد چند روز آسايش دهند و آب انارين و آب تمر هندى و شربت ليمو و رب ريباس و شربت زرشك به حسب تقاضاى حال بدهند و تا ممكن بود به تنقيهء بدن كوشند و ادويه بر آبله نهند و اين مطبوخ سنا فائده كلى دارد سناى مكى چهار درم شاهتره سه درم تمر هندى بيست درم پوست هليل درم پوست بيخ كبر يك درم عناب سپستان هر يك پانزده دانه عنب العثلب تخم كاسنى نيم‌كوفته گل سرخ تخم خطمى هر يك يك و نيم درم جلد را بجوشانند و شيرخشت به قدر حاجت داخل كرده نيم‌گرم بنوشند و كمى و زيادتى وزن ادويه موقوف بر رأى طبيب است و معجون شاهتره سه مثقال به طبيخ عناب هر صباح خورانيدن در بيست روز مادهء او را خشك مىسازد . و هرگاه جراحت در ذكر شود و بخصيه سرايت كند اين مرهم شادنج به كار برند شادنهء عدسى و كندر و انزروت هر يك يك مثقال روغن گل دوازده درم موم سفيد يك و نيم درم و اين ذرور انزروت به عمل آرند انزروت شادنه اقاقيا گلنار دم‌الاخوين زراوند جمله برابر باريك ساخته بر جراحت پاشند . و اگر به مرهم و ذرور آبله خشك نگردد اين طلا استعمال نمايند زراوند طويل دو درم كندش يك درم مغز زردآلو تلخ ده درم سيماب كشته دو درم همه را سائيده به سركه تر نمايند و به روغن گل حل كرده در حمام بمالند . و اگر از صفراى سوخته باشد جهت تعديل مزاج صفرا شربت نارنج و ليمو و آب انارين و تمر هندى و سكنجبين دهند و بعده اگر مانعى نبود فصد نمايند و الا حجامت فرمايند و اين مسهل در اينجا نفع دارد پوست هليلهء زرد سناى مكى شاهتره هر يك پنج درم تمر هندى آلو بخارا هر يك پانزده درم تخم كاسنى نيم‌كوفته تخم خطمى عنب العثلب زراوند نيم‌كوفته گل سرخ هر يك يك درم عناب سپستان هر يك بيست دانه شيرخشت يا ترنجبين بيست درم جمله را مطبوخ ساخته شير گرم بنوشانند و آب تمر هندى مكرر ساخته با يك دانگ سقومنيا صفراى سوخته مىبرآرد و نقوع صبر كه در علاج جرب ذكر يابد اينجا نيز جليل الاثر است و حب شاهتره مفيد است . و اگر جوشش در روى و سر پديد آيد گل ارمنى دو درم گل مختوم يك درم كافور نيم دانگ زعفران نيم درم مرداسنگ دو مثال همه را باريك سوده به گلاب و سركه طلا نمايند و آنچه جراحت از دو خشك سازد و گوشت در حال بروياند ذرور كندر و مر و انزروت و دم‌الاخوين است و طريق استعمال او آن است كه اول مريض را بحمام برند و جراحتها را نيك بشويند و بعده ذرور مذكور بر آن افشانند . و اگر از بلغم عفن عارض شود تنقيهء بلغم بحب اصطمخيقون و حب ايارج و حب قوقايا و مانند آن نمايند و در هر هفته يك بار قى فرمايند و غرغره به سكنجبين و آبكامه كه در آن عاقرقرحا سوده آميخته باشند نفع دارد و عدس گل سرخ حلبه شحم حنظل در آب بجوشانند و آب كرفس آميخته در حمام بمالند و از روغن گل و بابونه و مغز ساق گاو و پيه بط و موم قيروطى سازند و عاقرقرحا و قسط باريك ساخته در آن آميزند و بر مفاصل بمالند . و اگر جراحت شده باشد كندر و مر و انزروت و مرداسنگ و دم‌الاخوين و صبر هر يك برابر باريك سوده بر آن پاشند و هرچه بلغم افزايد خاصه گوشت گاو منع نمايند و اين طلا نفع دارد كندرش دو درم زراوند جرح دو مثقال زردچوب سه مثقال سيماب كشته دو درم مويزج يك مثقال همه را بسايند و به سركه و روغن كدو در حمام بمالند . و اگر از سودا پديد آيد اسهال سودا بمبطوخ افتيمون و حبوب مسهله سودا نمايند و مطبوخ و معجون شاهتره و هليلهء مربى و آملهء مربى نفع دارد و غرغره به سكنجبين عسلى كه در آن پوست بيخ كبر باشد يا ايارج فيقرا كه به عسل حل كرده باشند به آب گرم سودمند است و اين طلا فائده دارد كندش اقليمياى فضه مرداسنگ هر يك دو مثقال سفال تنور كهنه سه مثقال گوگرد يك درم زراوند دو مثقال سيماب كشته دو درم نرم سوده به سركه و روغن گل در حمام بمالند . و اگر جراحت باشد مرداسنگ و كندر و گل سرشو و گل سرخ و انزروت باريك ساخته بر جراحت بپاشند . تنبيه تا امكان بود داروى قوى نمالند و در تنقيهء بدن كوشند و اگر طفل بود يا حامله و دوا نتواند خورد بدين معجون مداومت فرمايند كه در بست و پنج روز