محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

385

اكسير اعظم ( فارسى )

و بيدمشك و گلاب نيم‌گرم تا بيست روز بخورانند و غذا آش جو و بجاى آب عرق چوب گز يا ديگر عرق مناسب بدهند و اگر قوىتر خواهند وزن عشبه بيست درم نمايند . و در نسخه ذكاء الله خان وزن عشبه چهار درم جو مقشر بيست درم و شاهتره و بنفشه هر يك دو درم است و چوب چينى چهار درم مغز تخم كدو و مغز تخم خربزه هر يك ده درم عوض چوب شيشم داخل . شربت پاوسات كه به زبان اهل فرنگ شيشم را گويند جهت اصلاح قروح خبيثه و آتشك و جرب و قوبا و غيره امراض سوداوى مجرب است و اين نسخه قوىتر و انفع از نسخه متعارف آن است [ صفت آن ] برادهء چوب شيشم پاو سر برادهء چوب چينى نيم پاو در آب گرم سه آثار يك شب و روز تر دارند بعده جوش داده ماليده صاف نموده عناب بيست و پنج عدد صندل سرخ صندل سفيد هر يك سه توله شاهتره پوست هليلهء زرد افتيمون بسفائج گل نيلوفر هر يك دو توله گل سرخ گل بنفشه هر يك سه توله در آب مذكور يك شبانه‌روز تر داشته بعده جوشانيده صاف كرده نبات سفيد يك و نيم آثار داخل كرده به قوام شربت آرند پس نصف آن جدا كرده دارند و در نصف باقى سناى مكى ده توله سورنجان شيرين دو نيم توله باريك سوده آميخته نگاه دارند و طريق نوشيدن اين هر دو قسم شربت آن است كه برادهء شيشم به قدر نيم دام يا يك توله در يك و نيم پاو آب بجوشانند تا نصف بماند صاف نموده شربت غير مسهل آن به قدر شش توله داخل كرده بخورانند وقت صبح و همين‌طور وقت شام و بعد پنج شش روز شربت مسهل آن به قدر ده توله همراه جوشاندهء مذكور وقت صبح مىداده باشند استعمال آن تا دو هفته يا بيست و يك روز و يا چهل روز مفوض بر رأى طبيب است غذا در حين استعمال اين قليه و نان و پلاو دهند و از حموضات و بقولات و لبنيات پرهيز نمايند و روز استعمال شربت مسهل از زنان هم اجتناب اولى است . شربت چوب چينى مسهل مواد آتشك [ صفت آن ] چوب چينى گل سرخ بسفائج سناى مكى صندل سرخ صندل سفيد باديان هر يك چهار درم نبات پاو آثار به دستور مقرر شربت مرتب سازند و هر روز دو توله بخوراند غذا اول خشكه و كهچرى . نوع ديگر قامع مواد سوداوى و قامع مادهء محترقه و نافع آتشك [ صفت آن ] چوب چينى دو توله عشبهء مغربى سه توله برگ شاهتره بادرنجبويه برادهء چوب شيشم گل مندى برگ گاو زبان تخم شاهتره افتيمون در پارچه بسته تخم كاسنى برادهء صندل سرخ هر واحد نه ماشه شب در آب چهار رطل بخيسانند و صبح بجوشانند كه يك و نيم رطل باقى ماند صاف نموده بقند سفيد يك و نيم رطل به قوام شربت آرند شربتى سه توله . عرق گل نيب كه دافع فساد خون و نافع بثور سوداوى و آتشك و شرى و جذام و مجرب است [ صفت آن ] برادهء صندلين عنب العثلب نيلوفر گل خيرو هر يك پاو آثار گل سرخ بنفشه گاو زبان هليلهء سياه نيم‌كوفته هر يك نيم پاو خس هندى نيم پاو و چهار دام تخم كاسنى يك و نيم پاو اسطوخودوس گل گاو زبان گل معصفر هر يك چهار دام الايچى خرد نيم‌كوفته دو دام شاهتره سرپهوكه هر يك نيم آثار گل كيوره از دو تا چهار عدد عناب سپستان هر يك پنجاه دانه مويز منقى دو صد عدد كشمش سبز سه عدد گل نيب از يك آثار تا دو آثار نبات پنج آثار همه را در آب هشت پاس تر كنند و هفت آثار عرق كشند خوراك روز اول چهار توله تا سه روز بعد پنج توله تا سه روز بعد هشت توله تا هفت روز بعده نيم پاو مدام بخورند . و اگر خواهند در اين عرق چاى خطائى جوش داده به طريق قهوه خورند . [ عرق شاهتره مركب دافع آتشك ] عرق شاهتره مركب دافع آتشك و اوجاع مفاصل و ريح و درد تمام بدن و رافع مواد امراض سوداوى مثل آتشك و خارش و قوبا و كلف و چهاجن و استعمال اين بعد تنقيه در امراض مذكوره همراه معجون عشبه يا چوب چينى يا اطريفل شاهتره معمول است [ صفت آن ] شاهتره پوست هليلهء زرد پوست بيخ نيب كه زير گل باشد امربيل درخت مكوه سرپهوكه هر واحد يك آثار چرائته نيم آثار بيخ ياسمين گاو زبان گل سرخ صندل سفيد و سرخ هر واحد پاو آثار به دستور معروف عرق كشند و شش توله با شهد دو توله بخورند بر ناشتا يك چله . عرق چوب چينى نافع شخصى كه عادى شراب بود و آتشك برآورده باشد و مفرح و مسكر است [ صفت آن ] برادهء چوب چينى گل سرخ برادهء چوب شيشم سر پهوكه شاهتره هر يك نيم رطل خارخسك يك رطل پوست هليلهء كابلى گل مندى هر يك يك و نيم رطل پوست مغيلان شش رطل قند سياه بيست آثار عناب صد عدد همه را در خم اندازند وقتى كه لاهن تيار شود عرق سبك كشند و وقت دوآتشه كردن گل سرخ نيم من برادهء صندل سفيد و سرخ هر واحد شش توله خس هندى ده توله عرق نيلوفر عرق گاو زبان عرق كيوره هر واحد يك مينا آميخته عرق كشند . منضج و مسهل كه در مرض آتشك معمول است بعد فصد باسليق يا هفت اندام و اخراج خون وافر به حسب طاقت [ صفت آن ] عناب آلوبخارا هر واحد پنج دانه سپستان يازده دانه تخم كاسنى تخم خيارين گل بنفشه گل نيلوفر تخم خطمى برگ بادرنجبويه مندى برمدندى برگ شاهتره چرائته سرپهوكه بيخ كاسنى بيخ باديان تخم خربزه بسفائج افتيمون در پارچه بسته هر يك شش ماشه گل گاو زبان برگ گاو زبان هر يك چهار ماشه مويز منقى يك توله شب در عرق كاسنى عرق شاهتره عرق مندى هر يك هفت توله تر داشته صباح ماليده صاف كرده گلقند دو توله داخل كرده بنوشند تا پانزده روز اما اگر حرارت مفرط نباشد آلوبخارا گل نيلوفر تخم كاسنى خيارين حذف كنند و هميسان افزودن بعض ادويه به حسب مزاج مريض محول بر فكر معالج است بعد از آن تمر هندى پنج توله گل سرخ مغز خسكدانه حب النيل ريشه خطمى