محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

378

اكسير اعظم ( فارسى )

اول رگ زنند و خون بسيار بيرون كنند چندان كه نزديك غشى رسد و گاهى بر جايگاه مرض شرط بايد زود خون ردى بيرون كردن و ضمادها چنان بايد كه در آن با قوت برودت قوت تحليل و تجفيف باشد چون ضماد برگ بارتنگ و غيره كه در قول شيخ گذشت همه را بپزند و ضماد كنند و طعام چيزى بايد كه بسردى و ترشى ميل دارد . [ سعيد ] سعيد گويد كه اگر خون غالب باشد فصد مريض كنند و اصلاح مزاج بشرب ماء الشعير و سكنجبين نمايند و شيره تخم خرفه و جلاب بدهند و عضو را به آب حى العالم و آب عنب العثلب و شياف ماميثا طلا كنند . و اگر صفرا غالب باشد تنقيهء بدن بمبطوخ فواكه نمايند و ماء الشعير نوشانند و بعد دو ساعت سكنجبين رمانى دهند و تعديل طبع نمايند اگر قبض گردد به آب تمر هندى شكر و عضو را به گل ارمنى و آب بارتنگ و گلاب و آب گشنيز طلا سازند . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه هر صبح جلاب از نيلوفر و تخم كاسنى هر واحد سه درم و شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم يا آب انارين بشحم آنها افشرده هر واحد بيست درم به شكر و ترنجبين به مقدار سابق بنوشانند و غذا ماء الشعير دهند و تليين طبيعت به مطبوخ فواكه يا بنقوع مشمش يا به مطبوخ هليلهء مقوى بسقمونيا كنند و باقى علاج او به علاج نمله و جمره نمايند ليكن در اطليهء اين دواى شديد الردع و التبريد نشايد و از خاص ادويه كه بدان معالجهء اين نمايند اين است كه دردى سركه بر گل بريزند تا بجوشد و بر آن اقاقيا پاشيده طلا كنند . [ خضر ] خضر گويد كه فصد و استفراغ صفرا كنند و مراعات سودا نمايند و بايد كه بعد تنقيه بر چيزى كه ترقيق خون و ترطيب آن نمايد و رمائيت آن افزايد مثل حساى شعير مبرد بعناب و تخم خيارين بشربت نيلوفر مشغول شوند و از اغذيه بر مزورات مثل اجاصيه و قراصيه و ملوخيا اقتصار نمايند . و چون تشنه شوند آب آلو و آب خيار و آب هندوانه و لعاب اسپغول بنوشند و شربت آلو به شيره تخم خيار دهند . و چون مرض به انحطاط آيد چوزهء مرغ بجو مقشر و لحم بچهء بز بدهند و از ادويهء موضعيه بر مسكه و آب گشنيز اقتصار ورزند و بر موضع جميع ريم نهند تا بگشايد پس بر دهن قرحه اندك مسكه به روغن گاو بنهند و حوالى آن خرقهء مبلول به گلاب و آب گشنيز سبز گذارند . و چون پاك شود به مراهم مثل مرهم سفيداب يا مرهم نوره علاج كنند تا مندمل گردد نگذارند كه ماده البته جمع شود . و اگر ريم باقى باشد و حرارت معاودت كند بر آن پارچهء مبلول به گلاب و گل ارمنى نهند و بحضض و كافور و لعاب اسپغول طلا سازند . [ انطاكى ] انطاكى در تذكره مىنويسد كه اولا بداءت به شرط واجب بود و عميق زنند براى خروج ماده بنوعى كه مستاصل گردد بعد از آن آنچه ارخا و ترطيب و جذب نمايد چون حرام مغربيه ماده به سوى باطن منعكس نگردد . و اگر ماده نزد شرط بر جامد صحيح سيلان كند بر آن بثور پيدا كند . و اگر قبل شرط فصد كنند جذب ماده به سوى داخل نمايد بعد از آن اين حب هر روز دو مثقال بدهند كه آن سريع العمل حسن الفعل مشتمل بر صحت از تراكيب مجربهء من است . صنعت آن صبر يك اوقيه بسفائج نيم اوقيه سقمونيا پوست هليله مصطكى هر واحد سه مثقال حجر ارمنى يك مثقال به آب كاسنى حبها سازند . و چون تنقيه ظاهر گردد وضعيات نهند و بهترين آنها در وى سركه است به گل خالص و سفيداب سرشته بعد از آن انار ترش و مازو هر دو به سركه پخته و همچنين عدس مقشر پس اگر سوزش و گرمى اشتداد نمايد و از انعكاس ماده امن گردد و مورد و كافور با شيل سوده برنهند . و اگر در آنجا دور كردن لحم فاسد واجب گردد شكر تنها نهند اگر لحم فاسد بسيار نباشد و الا به اندكى زنگار نهند بعده صبر و مرداسنگ به روغن گاو و اين همه مع اصلاح اغذيه حتىالامكان مىبايد و همه آنچه در اكله و در نمله مذكور است در اينجا مستعمل بود و از ادويهء ناحجه در علاج اين قبل از شكافتن اكثار وضع مسكه است و همچنين بعد آن براى تطفيه به آب گشنيز نزد قوت لهيب و شرب آب سيب بعنبر و آلو به شيره تخم خيار و مرواريد محلول شرباً و طلاءً آن را به سرعت صحت بخشد . و در نزهة گويد كه خون خروس و برگ بيد انجير و پوست انار و اجزاى سرو را بجمره اختصاص عظيم است . [ بهاء الدين ] بهاء الدين گويد كه اگرچه غلبهء خون نباشد فى الجمله خون كم كنند به فصد يا حجات خصوص بر حوالى جمره اگر مانعى نباشد و بعد از آن تنقيه صفرا و سوداى احتراقى كنند به مسهلى كه در آن ترياقيتى نيكو بود . و چون تقليل خون را مانعى باشد بر مسهل اقتصار لازم بود و گاهى احتياج افتد به آن‌كه محل مرض را شرط زنند و نافع بود و زلو چسپانيدن بسى مفيد آيد . و اگر كسى را طاقت سوزش داغ به آهن نباشد اولى آن است كه از تيزاب فاروقى آن را داغ كنند و چندان تيزاب گرم كرده بر آن نهند كه در آن محل سوراخ شود و به حركت آيد و آنجا كه اين مرض از بحران انتقالى افتد اين عمل واجب بود و مرهم كوزه فقاع طلا كردن عظيم مفيد آيد و بر محل ورم حوالى مرض گل ارمنى در سركه حل كرده طلا كردن سخت مفيد باشد و پوست تازهء خرگوش همواره بر محل مرض بستن عظيم نافع بود و غلامى را بر زنخ جمره پيدا شد و تمام زنخ و حلق او ورم كرد با درد و سوزش عظيم و تب كرد حضرت استادى او را از چربيها و گوشت پرهيز فرمودند و غذاهاى ترش دادند و بوقت خواب معصور انار ترش شربتى تام و بالاى آن حب الشفاى بزرگ مىدادند و جدوار به آب بارتنگ سوده در شبانه‌روزى چندين نوبت بر محل مرض و حوالى آن طلا فرمودند به همين علاج اعراض آن در سه روز بر طرف شد بعده به مرهم سفيداب جراحت آن را به اصلاح آوردند و اين علاج بسيار به تجربه پيوست و انفع