محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

365

اكسير اعظم ( فارسى )

و يا بيم حدوث اسهال باشد مزيدن بهى ترش و رب آن و مزيدن اناردانه و زرشك موافق بود قبل از غذا و بسيار را ديدم كه در يخ و ترشى مبالغه كردند و حصبه بخير گذشت اما گرانى در زبان و يا در گوش پيدا كردند و بر آن ماندند و آنجا كه گرانى سر و صداع و يا بيهوشى و غفلت بسيار شود و امتلاى خون باشد و فصد نشده و حصبه نيز هنوز بروز نكرده اگر ممكن بود تقليل دم غير از آن هيچ تدبيرى مفيد نيايد . و اگر امتلاى دم نباشد و يا فصد در اوائل شده باشد ماده را از دماغ باز بايد داشت بحقنه و شياف و بپاشويه و بويانيدن كافور و لخلخه بارد و ماليدن تيزاب بر كفهاى دست او و بعد بروز آن را كه ضعفى باشد و غذاى قويتر خواهد چوجهء مرغ بايد داد پخته يا كباب كرده و بفايزى اندر رى هواى مولد حصبه شد در اطفال و كودكان و چنان بود كه سرفهء سخت و تململى پيدا كردند و بعد يك روز تب مطبقه قوى پديد مىآمد و بوقت شب هنگام سرفه تب بيشتر مىشد و اكثر را آواز گرفته بود و روز پنجم حصبهء سرخ بر تمام بدن ظاهر مىشد و چنان تجربه شد كه انجير جهت سرفه مىدادند نافع بود و بروز حصبه را نيز مدد مىكرد و ترشىها مضر بود هم سرفه را و هم تب را و غذاى نافع بعضى را شوربا برنج بود و گوشت گوسفند اندر آن جوشيده و حليم گندم گوشت اندر آن جوشيده و بعضى را آش جو ساده و بعضى را نوغان برنج و بعضى را ماش برنج و ديگر چربيها و ترشىها و سرديها و شيرينيها هيچ نمىدادند و بعضى كودكان معتاد ميوه را انار ملسى اندكى مىدادند و بدين نوع تدبير جمله صحت يافتند اكثر در هفت روز در يازدهم بحران تام به عرق بود . و چون مرض هوائى و ضعيف بود حاجت به تنقيه نمىشد و بيشتر احتياج به تنقيهء كودكان سخت مرطوب و مردم رسيده را باشد جهت قوت سبب بتخصيص كه تدابير اكل و شرب ايشان بد بوده باشد و حضرت استادى هيچ محصوب را نمىگذاشتند كه جامهء پاك بپوشد جهت آن‌كه گزيدن شپش براى بروز حصبه نيكو باشد . بعضى متأخرين مىنويسند كه اگر صفرا در كمال غلبه و زيادتى و در طبيعت نيز قبض باشد به زودى طبع را نرم نمايند بملينات مناسبهء دافع صفرا مثل ماء الشعير يا شربت آلو يا تمر هندى يا آب انارين معصور با شحم و شيرخشت يا به اين نقوع فواكه حامض تمر هندى پنج توله آلوى بخارا و زردآلوى ترش هر يك پانزده دانه سپستان عناب هر يك سى دانه در عرق كاسنى يا آب مروق آن به قدر پادسير تر كرده ماليده دو توله تا چهار توله شيرخشت حل كرده بنوشند يا مغز خيارشنبر و تمر هندى در آب كاسنى مروق يا عرق آن حل كرده صاف نموده يا شيرخشت و روغن بادام بخورند اگر سرفه نباشد و الا اين نقوع حلو بدهند عناب سپستان هر يك بيست دانه خوبانى مويز منقى هر يك پانزده دانه در عرق نيلوفر يا مكوه تر كرده با چهار توله شيرخشت بخورند يا مغز فلوس و سپستان را در آب هندوانه خيسانيده صاف كرده با شيرخشت و روغن بادام و يا مغز فلوس را در لعاب بهدانه و اسپغول و ريشه خطمى ماليده با شيرخشت و روغن بادام دهند پس بنگرند اگر خون نيز كمال غلبه داشته باشد جوان محرور المزاج را فصد اكحل يا باسليق و غيره نمايند بعد از آن مطفيات و مسكنات صفرا خون بدهند مثل اشربهء كه سابق مذكور شد و شربت نارنج و ترنج و ليمو و ريباس و غوره و توت و آلو و زرشك و سكنجبين هركدام كه مناسب باشد با عرق كاسنى يا آب برگ كاسنى و خاكشى سنگ شود يا اسپغول پاشيده پس اگر غليان و حدت ماده قوى و رقيق باشد متوجه بتغليظ آن شوند بمبردات مغلظه به مقدارى كه غليان و حدت آن كم گردند بسيار از حد مانند شيره تخم خيارين يا مغز تخم كدو يا مغز تخم هندوانه بشربت عناب يا نيلوفر يا كاوى يا جمار نخل و از اين همه بهتر قرص كافور است به آب انار ترش يا شربت آن يا شربت بهى ترش و سماق و مانند آن اگر سرفه نباشد . و اما اگر غليان و حدت چندان نداشته باشد احتياج بتغليظ نيست كه آن بسيار ضرر دارد بلكه اگر ماده غلظتى داشته باشد ترقيق آن نمايند و اعانت طبيعت بر به روزى به مثل آب برگ باديان و برگ كاسنى و برگ عنب العثلب با خاكشى سنگ‌شو و عرق كادى يا جمار نخل و شربت آن كنند . و اگر برگهاى مذكوره نباشد شيره تخم آنها با خاكشى و شربت كادى و عرق گل و بيخ آن بدهند و محافظت بعض اعضاى شريفه بتدابيرى كه در جدرى گذشت بايد كرد و از ماليدن روغن بر بدن اجتناب نمايند . اين همه تدابير قبل از بروز حصه است اما بعد بروز مغلظات و مبردات البته نبايد داد و ملاحظهء غلبهء صفرا و حدوث ثوران آن را نيز از دست ندهند و معينات بر بروز مىبايد خورانيد مثل آب باديان و غيره مسطوره يا نقوع يا مطبوخ تخم آنها باضافهء بيخ كاسنى و بيخ باديان و گل نيلوفر هر يك يك درم تا يك مثقال با يكى از شربتهاى مناسبه و سه درم خاكشى سنگ‌شو . و اگر حصبه در بروز ديرى كند سه عدد انجير و سى عدد سپستان و ده دانه آلوى بخارا در آن مطبوخ اضافه نمايند تا آنگاه كه دانه‌ها تمام بروز كنند . و اگر اين كفايت