محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
351
اكسير اعظم ( فارسى )
يك من آب تا به نيمه آيد صاف نمايند و يك دانگ زعفران در آن حل كنند و ده استار بسه شربت دهند نافع باشد . [ ابن هبة الله ] ابن هبة الله گويد كه آنچه خراج جدرى سهل نمايد بنوشانند مثل عدس مقشر جوشانيده به اندك باديان و قليلى طباشير و يا قدرى آب عنب الثعلب و آب انار بنوشانند و در بعض اوقات آب سرد جرعه جرعه بدهند اگر التهاب اشتداد نمايد و زير چارپائى او ظرف بزرگ كه در آن آب گرم باشد بنهند تا جسم او را بخار صاعد از آن برسد . [ ابن نوح ] ابن نوح گويد كه اگر جدرى بخروج ابتدا كند فصد نكنند و قرص كافور و چيزى از مبردات قويه ندهند و ليكن تن او را بجامه بپوشند تا اندك عرق كند پس اگر عسر الخروج باشد و كرب و غشى به مريض اشتداد نمايد تا آنكه گاه گاه او را خفقان به هم رسد انجير سه عدد مويز ده دانه و عدس مقشر و باديان و عيدان لك هر واحد يك كف گرفته در آب بجوشانند و در روزى چهار مرتبه بنوشانند و چيزى از آب باديان و عنب العثلب و كرفس بنوشانند و يا اين دوا بنوشانند عدس مقشر ده درم كتيرا پنج درم باديان سه درم در يك و نيم رطل آب بجوشانند تا نيم رطل ماند صاف كرده اندكى زعفران در آن حل كرده بدهند و از لينت طبيعت او حذر كنند و اكثر در آن بعد هفت روز شكم نرم شود از آنچه در جوف بماند . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه چون جدرى بروز كند فصد و اسهال و تحريك طبيعت نشايد بلكه معالجه به چيزى نمايند كه در آن تقويت مع ردع و تطفيه به غير قبض و تغليظ خون باشد به اينطور كه هر صبح جلاب از عناب ده عدد از خاكشى سه درم بنوشانند و غذا مزورهء عدس به مغز بادام دهند و اگر جدرى در بروز دير كند و قلق و كرب پيدا كند و گاهى غشى احداث نمايد اعانت طبيعت در اخراج او به اينطور كنند كه بگيرند انجير خشك شيرين ده عدد و باديان يك درم و با عدس پخته بدان غذا سازند و مريض را بجامه بپوشند و جلاب از مويز سرخ و انجير سفيد بنوشانند و طبيخ عدس به انجير و مويز در اخراج او سرعت نمايد و حوالى او به چوب لك و گل سرخ و چوب انار و انجير و انگور تدخين نمايند . و چون جدرى بتمامه بيرون آيد دو سه روز از تدبير و تسخين حذر نمايند تا ضيق النفس و غشى ايشان را عارض نگردد . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه چون خروج جدرى ابتدا كند از خوردن ملين حذر كنند چه جاى مسهل به سبب جذب او ماده را به سوى باطن بعد توجه او به سوى جلد پس دفعهً هلاك كند بلكه اگر خروج او سريع و فصل گرم و بدن تازه باشد بر مرق عدس و خوردن عناب و مزورهء رجله و كدو اسفاناخ و اطريه تا روز هفتم اقتصار ورزند . و اگر شروط ثلاثهء مذكوره يا بعض او معدوم باشد مساعدت او به چيزى كه خروج او از بدن به سرعت نمايد واجب گردد مثل باديان به شكر و آب كرفس به انجير و بهتر از اين آب طبيخ انجير و لك مغسول و عدس و كتيراست پس هرگاه از روز هفتم تجاوز كند و متنكس مائل بسياهى باشد بكزمازج و چوب تازهء او و برگ او بخور كنند و گاهى در آن حاجت به خوردن چيزى شيرين غير عسل و خرما داعى بود چون فصل بارد باشد تا خون به جوش آيد و فاسد او دفع گردد و در بلاد ما بيشتر طعاميكه در آن و بس انگور با اليه باشد مىخورانند به سبب كثافت ابدان پس ارخا و تفتيح مىنمايد و در آن مطلقاً ترك حوامض واجب بود و بعد هشتم ترك حلو . [ مير بهاء الدين ] مير بهاء الدين نوشته آنجا كه آبله دير بروز كند و بمدد احتياج باشد ترشىها و سرديها را باز بايد داشت و به دستورى كه در حصبه بيايد رعايت كنند و عناب و انجير خشك و خرما اندكى گاهى تنقل فرمايند زنان و سردمزاجان را نيكو است و غذائى كه از اينها پخته باشند بىروغن و گوشت بهتر باشد . و اگر ناپخته با غذا خورند هم نافع بود و طبيخ انجير و عناب به اندكى باديان خوردن سخت قوى بود و گرم مزاجان را به آب آلو بايد داد اگر طبع نرم باشد . و اگر لك مغسول و غيره كه در قول بوعلى گذشت در يك رطل آب بپزند تا به نيمه آيد و از آن بدهند ماده را زود بيرون فرستد و آنجا كه خارش رنج دهد بلتهء نرم و يا پر مرغ بايد خاريد و دستهاى مريض را در كيسههاى نرم بايد كرد تا به ناخن بثور را زخم نكند و بچيزها مشغول بايد داشت تا خاريدن را لختى فراموش كند . [ مير عوض و غيره ] مير عوض و غيره مىنويسند كه استعمال فصد و تبريد و مغلظات خون و ملينات طبع تا همان وقتست كه جدرى و حصبه ظاهر نشده باشد زيرا كه چون ظاهر شود احتراز از مبردات و مغلظات و ملينات واجب است كه اين همه مخالف ارادهء طبيعت است . و هرگاه بثور بر سينه و نواحى آن بيشتر برآيد و با وجود انقضاى سه چهار روز آبله بتمامه بروز نكرده باشد نشان غلظ ماده است . و اگر جلد درشت بد و عرق كمتر آيد بر بستگى مسام دلالت كند در اين هر دو صورت از تلطيف مادهء غليظ و تفتيح مسام بسته چاره نباشد و اين چنان است كه كيفيت حرارت مريض را ملاحظه فرمايند و بنگرند اگر نبض و نفس بر حال بود و غشى و حرارت اندر باطن كمتر باشد و زبان سياه نگشته هواى خانه را مائل بحرارت سازند و آب سرد ندهند و چيزى سرد بنويانند و آشاميدن آب تازه مقرر نمايند و گاه گاه آب گرم مىداده باشند يا آب باديان تر و آب كرفس تر به آب عنب العثلب و قند سود دارد و اين دوا به غايت