محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
28
اكسير اعظم ( فارسى )
پنج درم سنا چهار درم سقمونياى مشوى گل بنفشه هر يك سه درم و نيم كتيرا يك درم شربتى سه درم به همين نهج سه چهار مسهل دهند تا نوبت روز بيستم برسد پس اگر دردى باقى ماند وقت شب اين حب دهند پوست هليلهء زرد سناى مكى گل سرخ تربد سفيد سورنجان هر يك پنج درم صبر مغسول به آب كاسنى سبز يك و نيم درم سقمونياى بريان چهار درم ايارج فيقرا دو درم كوفته بيخته به مغز تمر هندى حبها سازند شربتى از دو درم تا سه درم و صبح در شيره قرطم سه توله و مغز بادام شيرين پانزده عدد خيارشنبر بيست درم شربت ورد سنا پانزده درم روغن بادام هفت ماشه اضافه نموده بنوشانند و فرداى آن تبريد دهند بدين نوع طباشير دو ماشه در شربت سيب يك توله آميخته بليسانند و بالاى آن شيره تخم خربزه و قرطم هر يك هفت ماشه شربت بزورى معتدل سه توله تخم ريحان هفت ماشه و بفاصلهء دو روز به همين نمط هر شب حبها خورانند و صبح شيره قرطم و غيره دهند چهار پنج مرتبه تا تنقيه كامل حاصل شود و درد رفع گردد . و اگر اندكى درد باقى ماند و ضعف بسيار بود اين دواى علوى خان دهند سورنجان يك ماشه زهرمهره خطائى عود صليب گشنيز خشك گل كاسنى هر يك سه حبه مرواريد به عرق كيوره سوده طباشير هر يك چهار حبه زعفران يك حبه در شربت بزورى بارد دو توله آميخته بليسانند و شيره تخم خرفه و خيار و گشنيز هريك ماشه در گلاب و كيوره و عرق بيد مشك هر يك شش توله شربت سيب سه توله تخم فرنجمشك پنج ماشه پاشيده ديگر قويترسورنجان يك و نيم ماشه دانه هيل گشنيز طباشير عود صليب دارچينى هر يك سه حبه مرواريد و زمرد مسحوق هر يك چهار سرخ زعفران يك حبه در شربت غوره دو توله بليسانند و شيره تخم كاسنى تخم خربزه و باديان هر يك پنج ماشه در گلاب و كيوره هر يك شش توله شربت فواكه سه توله بدهند و روغن گل بادامى ماليدن انفع اشيا است و همچنين سورنجان دو ماشه در جوارش عود ترش و يا جوارش فواكه ترش علوى خان نه ماشه خوردن و بدرقه به گلاب شش توله نمايند . علاج اوجاع مفاصل بلغمى در ابتدا به طبيخ شبت و اصل السوس عسل آميخته قيء كنانند بعده نضج ماده بمنضج بلغم نمايند و يا از اصل السوس تخم كاسنى مويز منقى تخم خربزه تخم خطمى سورنجان بوزيدان جوشانيده گلقند داخل كرده منضج دهند و انيسون بادرنجبويه پرسياوشان فوه الصبغ نيز به حسب حال در منضج مىافزايند و بعد نضج از مسهل بلغم و حب سورنجان تنقيه نمايند و يا در منضج مذكور سنا تربد زنجبيل برنگ كابلى خيارشنبر افزوده مسهل دهند و در مسهلات اين ادويهء مخرج بلغم و مخصوص به مفاصل مثل لحم حنظل و سورنجان و بوزيدان و تربد و ماهيزهرج و قنطوريون و حجر ارمنى و حب النيل داخل كنند . و اگر وجع مفاصل نزلى باشد و بعد خواب و تحريك نزله اشتداد نمايد با مسهل حب ايارج استعمال نمايند و اسطوخودوس و گل بنفشه كه منقى دماغاند ضرور داخل كنند و بعد تنقيه استعمال معجون سورنجان به نسخه يحيى ابن خالد همراه مدرات و مالش روغن تاتوره و روغن حنا و روغن اوراق معمول است و معجون عشبه و ازاراقى و سفوف سورنجان نيز مفيد و سورنجان حضض حلبه تخم خطمى عنب الثعلب و غيره و در انتها محللات چون گل بنفشه و آرد جو و بابونه و اكليل الملك و جدوار و غير آن ضماد كنند و ديگر اضمدهء محلله مرتب از اكليل الملك و بابونه و شبت و خطمى و ميعه و مر مكى و صبر و جندبيدستر و فرفيون و لعاب حلبه و بزر كتان و مانند آن آنچه جامع تليين و تحليل باشد ضماد كنند و روغنهاى گرم مثل روغن بيد انجير و ناردين و قسط و بادام تلخ بمالند و روغن موم و يا چربى شير به روغن بابونه آميخته ماليدن نيز خيلى سودمند است . ذكر ادويهء مفرده مفيد وجع مفاصل بارد : سويدى مىنويسد كه ظيان كه آن ياسمين برى است و اختلاط مرى شعير بطعام صاحب اوجاع مفاصل بلغمى و خوردن تخم ماهودانه نيم درم به عسل و ضماد زيت كه در آن پوست نارنج پخته باشند و شرب مرقهء ضبع و جلوس در طبيخ آن و شرب تربد و طلاى روغن تخم حرمل و كذا روغن تخم عود القرح مخلوط به موم زرد و شرب و تضميد و تكميد به اسطوخودوس و تدهين به روغن تخم نارنج يا گل آن و اكل نارجيل و طلاى روغن آن هر واحد مجرب من است . و اطباى ديگر نوشته كه شرب روغن بيد انجير دو درم به ماء العسل و اكل خردل مطبوخ به مغز بادام و شرب برگ ماهودانه در شورباى خروس پير پخته و كذا راسن مربى به سركه و كذا فاغره و كذا اسارون و كذا سنا كه انفع الادويه در اوجاع مفاصل است چه اخراج مواد از عمق اعضا مىكند و كذا غاريقون سه اوثولوثات با سكنجبين و كذا شورباى خروس پير به شبت و مصطكى و دارچينى و يا به قرطم و بسفايج پخته و كذا اكل ثوم و كذا سكنجبين عسلى و كذا حلتيت نيم درم سكبينج نيم درم صبح و وقت خواب تا پنج روز و كذا عصارهء چقندر يك اوقيهء عراقى و يك مثقال غاريقون از پشت غربال بيخته و كذا فرفيون ربع درم با سكبينج و مقل ازرق هر يك نيم درم و كذا طبيخ بيخ اذخر تا ايام كثير و ضماد برگ بيد انجير كوفته به آتش پخته و كذا ميعه سائله و كذا سندروس محلول به روغن كتان و كذا سرگين كبوتر و كذا پياز نرگس تنها يا با عسل و كذا بيخ قصب فارسى كوفته به سركه سرشته و كذا جاوشير و مويز سرخ منقى سوده و كذا بيخ قثاء الحمار مطبوخ در ميفختج و كذا قثاء الحمار و مثل او سورنجان و كذا عصارهء او به سركه و كذا بيخ او به سركه پخته و كذا تخم سداب به مثل آن كندش و يا به عسل و كذا حنظل سبز و كذا عصارهء حندقوقا و كذا روغن آن و كذا قنبيط دو جزو باديان يك جزو به آب صبر تازه