محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

300

اكسير اعظم ( فارسى )

عسل نرم گردانند و باقى ادويه كوفته بيخته بدان آميزند و پيوسته ضماد نمايند . ديگر مجرب ايرسا زراوند زفت هر يك جزوى در مرهم دياخليون مثل هر سه ممزوج كرده بر خنازير گذارند . و اگر سم اسپ سوخته داخل كنند اولىتر است . ديگر مجرب اسحاق زفت بر آتش نرم بگذارند و بيخ كلم سوخته برابر آن بياميزند و ضماد كنند . ديگر منضج و مفجر تخم كتان تخم كنوچه بيخ سوسن كبود تخم حلبه در شراب پخته سرگين كبوتر قدرى كوفته آميخته طلا كنند . اقوال مهره : [ شيخ الرئيس ] شيخ الرئيس مىنويسد كه اصل معول عليه در علاج صاحبان خنازير استفراغ و تلطيف تدبير است و از استفراغ فاضل قى است و از اسهال بلغم غليظ و خصوصاً بحب واصلى چاره نيست . و ايضاً بگيرند از تربد و زنجبيل و شكر مساوى و تا دو درم بخورند كه اين با وجود اسهال بلغم غليظ غير مسخن است و مسحج هم نيست و فصد نيز نافع است و لازم است كه لا محاله از قيفال باشد . و اما تلطيف تدبير چنان بايد كه اجتناب نمايند از اغذيهء غليظ و شرب آب بر آن و تخمه و امتلا و مهما امكن گرسنه مانند و هرآنچه امتلاى سر از ماده نمايد ترك نمايند و واجب است كه حفظ سر نمايند از آنچه مواد را به سوى آن مائل گرداند از منتصبات ماليه مثل سجود و ركوع طويل دو سادهء پست و از افعالى كه جذب مواد به سوى سر كند مثل كلام بسيار و آواز قوى و ضجر است و حجامت ارباب خنازير را در اكثر امر موافق نيست و بسيار باشد كه خنازيرى كه در ذبول و تحلل آغاز كند به سوى حال اول عود نمايد و جمله تدبير خنازير مشاكل تدبير سقيروس از جهت نفس مرض بود و خنازير چون بزرگ شود جراحان علاج او به آهن و به دواى حاد مىكنند و اين مؤدى بتقرح و فساد او مىگردد پس در امثال اين لابدست از استفراغ و تنقيه و تلطيف تدبير در غذا و استعمال ادويهء محللهء بملايمت بر آن و مرهم رسل منسوب به حوارين را در خنازير قادحه اثر عظيم يافته‌ايم و ليكن برفق و مدارات و از مرهم نيك براى خنازير مثل دياخليون است و گاهى به اين مرهم ادويهء ديگر كه آن را قوىتر كند مخلوط مىسازند مثل بيخ سوسن خاصه به سبب خاصيتى كه اندر آن است و مثل پشك گوسفند و بز و مثل حرف و بيخ قثاء الحمار و مويز كوهى و انجير كه قبل از پختن بيفتد و خشك شود و يا آرد باقلا و بادام تلخ و مقل بدان آميخته استعمال نمايند . و از مراهم جيده اين است صفت آن بگيرند آرد جو و باقلا و پيه مرغابى يك يك جزو بيخ حنظل شب يمانى بيخ سوسن زفت رطب هر واحد نيم جزو با زيت كهنه بعد گداختن پيه و زفت ادويهء سوده جمع كنند . مرهم جيد كه صلب را در هفته و كم صلب را در سه روز تحليل كند و جالينوس در قاطاجانس ذكر كرده بگيرند خردل و تخم انجره و كف دريا و زاروند و مقل و اشق و زيت كهنه و موم و از ادويهء كه بر آن نهند زفت است آرد بدان سرشته يا با عنصل يا بيخ كرنب سوده بدان سرشته و بيخ كبر مع مقل و ترمس به سركه و به عسل و يا بسكنجين و يا بسرگين گاو مجموع يا مطبوخ به سركه و اين همه با پيه خوك يا به زيت جمع كنند . دواى جيد حلبه چهار جزو آهك و نطرون يك يك جزو به عسل آميند . و ايضاً بيخ قثاء الحمار و برگ غار سوده با علك البطم يا خاكستر آن هر دو بدان سرشته . و ايضاً آرد كرسنه و پشك بز و گوسفند و خصوصاً كوهى به بول كودك آميخته لطوخ ساختن . و ايضاً اين دوا مرمكى ده جزو اشق هفت آرد بلوط بيخ قنه كه آن بارزدست و چرك خانهء زنبور عسل يك يك همه را بسايند . و ايضاً در هاون دبق ممضوغ و راتيانج هر واحد يك رطل قنه سه اوقيه جمع كنند و آن لطوخ بجيدست و از ادويهء جيده موم صمغ صنوبر بر پيه خوك بى نمك فراسيون زنگار اجزا مساوى است از آن لطوخ بسازند . و ايضاً راتينج يك جزو قشور مس دو يك جزو شب يمانى زرنيخ هر واحد چهار جزو از آن لطوخ سازند و از ادويه نيك دواء القطران و دواى قثاء الحمار و دواى الكندش و دواى مسمى سندوسن و ادويه مرتب از حيات است و دواى ساده از حيات اين است كه بگيرند مار مرده و در ديگ مطين به گل حكمت و در تنور خاكستر كنند بعده به سركه مخلوط به عسل بالمناصفه به سرشند و از ادويهء جيد دوا از قردمانا و حرف و سرگين كبوتر به زيت است و همه مفردا نيز نافع است و همچنين آرد كرسنه به آنها و تنها به سركه و عسل يا بزفت و زفت و موم . و ايضاً بگيرند مويزج كوهى و نطرون و راتيانج و آرد كرسنه و با عسل و سركه آميزند و يا بگيرند بيخ سوسن و تخم كتان و در شراب جوش داده بعده سرگين كبوتر به قدر مناسب آميخته مثل ضماد بسازند كه آن عجيب است و بول شتر اعرابى و منجمد از آن ضمادا و مرهما و مخلوطا به ادويهء خنزيريه تجربه كرده شده و نافع يافته و مغاث از اضمدهء عجيب است و بعضى از اطبا يعنى كندى زعم كرده كه مشاش شاخ بز چون بسوزند و تا يك هفته هر روز دو درم بخورند آن را به سازد و بايد كه در هر ماه يك هفته به عمل آرند . و بدان كه نوعى از خنازير آن است كه در آن سرطانيتى باشد و در مثل آن واجب است كه ادويهء حارهء مذكوره را به روغن گل به سرشند و سه روز ترك نمايند پس استعمال كنند و خنازيرى كه مزاج آنها حارتر بود لازم نيست كه بر آنها افراط ادويهء جاذبه كنند بلكه آن را مثل سويق گندم به آب گشنيز كفايت باشد و قويتر از آن مربا دو چند آن حضض مخلوط به آب گشنيز است و تدبير غالب داشتن آب گشنيز و تغليب دواى ديگر به حسب مشاهده و موجب شدت