محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
22
اكسير اعظم ( فارسى )
كفايت كند بعد قى كردن دواى مسهل دهند و اول نطولات و اضمدهء مسكنه به كار برند . و اگر دفع مسهل تا ظهور اثر نضج در قاروره ممكن بود دفع بايد كرد و مسهل بعد ايام بحران دهند و در مسهل دادن آن وقت مدافعت كنند كه حركت ماده سخت قوى نبود و درد مقلق نباشد و الا فلا و ضماد حار و مخدر در ابتداى مرض هر روز زيان دارد و استعمال آب گرم بسيار عصب و مفاصل را نرم و تر و ضعيف كند و اول نگاه كنند كه ماده بتمامه در مفاصل ريخته شد و از حركت ساكن شد يا هنوز در انصباب است پس اگر متحرك باشد و حركت او قوى بود استعمال ادويهء رادعهء قويه به كار نبرند از بهر دو سبب كه در قول بوعلى گذشت . و اگر اين خطا كرده شود و درد زياده گردد و يا اعراض داله بر ميل ماده به سوى اعضاى رئيسه پديد آيد زود ادويهء ملينه بر آن گذارند تا آنچه از ماده فرود آمدنى است فرود آيد و ريختن آب گرم و نيمگرم در اين حالت سود دارد خاصه كه بابونه و بنفشه در آن پخته باشند و مفرحات ياقوتى بخورانند و صوابتر آن باشد كه هرگاه ماده بسيار بود و هنوز در حركت باشد و حركت او قوى بود زود به استفراغ مشغول شوند و اگر علامات صفرا ظاهر شود اول قى فرمايند پس هرگاه آثار نضج ظاهر گردد به مسهل قوى تنقيه كنند و در علاج صفراوى ميل به چيزهاى سردتر بايد كرد و در علاج دموى به اشياى يا رد كنند و ترى كمتر از آن بايد كه در صفراوى و در امراض دموى و صفراوى سكنجبين سود دارد ليكن در اين مرض سكنجبين ترش جائز نباشد از بهر دو امر يكى آنكه ترشى سركه مضعف عصب است دوم آنكه قوت ترشى تلطيف و تحريك مادهء ساكن نمايد و به ماده مرض بياميزد و در رگها جارى گرداند و بجايگاه درد رساند و در اوجاع مفاصل و نقرس دموى اول استفراغ به مطبوخ هليلهء زرد و غيره كه در قول مسيحى گذشت بايد كرد و آن مطبوخ مبلغ تام ننوشانند چنان كه استفراغ تمام كند . و اگر با اين اوجاع تب بود آبهائى كه در همان قول مذكور شد بدهند . و اگر حرارت كمتر باشد ده درم هليله زرد در صد درم هم جلاب يك شبانه روز تر كرده ماليده صاف نموده ده درم لعاب اسبغول با وى بياميزند و بدهند . و اگر مزاج سالم بود يعنى از اعتدال خارج نشود استفراغ به مطبوخ سورنجان و بوزيدان و حب سورنجان بايد كرد و بعد مسهل ادويهء مدر بول سخت سودمند بود از بهر آنكه مادهء اين مرض فضله هضم ثانى و ثالث است ادرار بول آن را پاك كند باقى همان است كه در قول بوعلى مسطور شد . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه اگر دموى باشد اولا فصد كنند به دستورى كه در قول ايلاقى گذشت و بر موضع درد خرقه كتان به آب برف سرد كرده نهند و يا اين طلا به كار برند صندل سفيد شياف ماميثا فوفل سفيد آب ارزيز گل ارمنى بوش ترگل گل سرخ همه را در سركه و گلاب سوده و طلا كنند و هر گاه چيزى از اين حاضر نباشد طحلب در سركه تر كرده ضماد نمايد و برگ قصب تر در سركه سوده ضماد كردن نفع كند و يا آب سخت سرد بر آن ريزند كه فى الحال تسكين بخشد و هر صبح جلاب از عناب ده عدد عنب الثعلب تخم كاسنى هر واحد ده درم به شكر سفيد ده درم بنوشانند و غذا مزوره بنوماش به شيره بادام دهند . و اگر با وى تب و التهاب باشد غذا ماء الشعير تخم كاسنى و جلاب و يا آب انارين معصور بشحم آن سه اوقيه با شكر سفيد ده درم بدهند و بر موضع درد نرد به صندل سفيد و سرخ و گلاب و آب خرفه و آب حى العالم و آب كاهو طلا كنند و بر مفصل آب گشنيز تر و آب حى العالم و پوست خربزه و پوست خشخاش و پوست خيار ضماد كنند و يا اسبغول را به سركه خوب با هم زنند و بر موضع ضماد نمايند و بعد ظهور نضج در قاروره تليين طبيعت به اين مطبوخ نمايند سناى مكى پنج درم عنب الثعلب بنفشه خشك يا تر نيلوفر تخم كاسنى تخم خبازى و خطمى هر واحد سه درم سورنجان سفيد دو درم هليله زرد و سياه هر واحد هفت درم گل سرخ پنج درم همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد و در آن خيارشنبر پانزده درم ترنجبين ده درم ماليده صاف كرده بنوشند و تا آخر روز صبر كنند بعد به مزوره بنوماش و شيره بادام غذا سازند . و اگر درد سخت باشد چندان كه مريض متحمل آن نباشد تضميد عضو به اضمدهء مخدره مثل اين ضماد كنند بيخ لفاح تخم خشخاش سياه هر واحد دو درم افيون يك درم زعفران نيم درم اسبغول سه درم همه را باريك سائيده با آب برگ كاهو يا آب برگ حى العالم ضماد سازند . [ خجندى ] خجندى گويد : كه اولًا فصد كنند به طريق مسطور و به رادعات طلا نمايند مثل خرقهء مبلول در گلاب سرد كرده و يا اقاقيا و غيره ادويه كه در قول ابن الياس گذشت هرچه از آن حاضر باشد يا مجموع مساوى به گلاب و آب كاسنى و اندك سركه ضماد نمايند و يا بزرقطونا مضروب به ماست و سركه يا به آب خرفه يا حى العالم و هر صباح شربت و خيار يا عناب يا شربت انار و سكنجبين رمانى بنوشانند و از آنچه صاحب اين علت را نفع مىكند آب عنب الثعلب و آب كاسنى است و غذا مزورات مطبوخ به شيره خشخاش و به ماش كه به آب انار ميخوش و به تمر هندى ترش تر كرده باشند يا زيرباج دهند . و اگر تب باشد ماء الشعير بدهند و تليين طبيعت بحقنه لين به مثل بنفشه و عناب و سپستان و سنا و ترنجبين كنند . و چون آثار نضج در قاروره پديد آيد اسهال به اين مطبوخ بعد مراعات ايام بحران نمايند پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه هر يك ده درم سناى يكى پنج درم سورنجان سفيد مثقال تخم كاسنى دو درم ريوند چينى يك درم گلقند بغدادى پانزده درم فلوس خيارشنبر ده درم ترنجبين پانزده درم به دستور مقرر مرتب ساخته سحرگاه بنوشند . و گفتهاند سزاوار آن است كه در اضمده همه اوجاع مفاصل حار و بارد و در مسهلات آن نيز سورنجان داخل كنند به سبب خصوصيت آن به اين