محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
254
اكسير اعظم ( فارسى )
و از صندل و تخم خرفه و تخم مورد و گل سرخ هر يك نه ماشه در آب برگ مورد و سيب و بهى ترش سرشته بر فم معده ضماد نمايند و بشياف نرم ماده را به اسفل مائل ساختن نيكو است . و اگر بقى سودا برآيد اكثر هلاك مىسازد شربت سيب و سكنجبين مقطرى هر يك دو توله در آب برف نوشانند . شيخ مىفرمايد كه قى بحرانى را نيز قطع نكند مگر نزد ضرورت يعنى خوف سقوط قوت و در اكثر اوقات قى و غثيان ايشان بقى منطقع مىشود و بمعونت چيزى كه استخراج خلط موذى بدان كنند مثل سكنجبين ساده و آب گرم و گاهى احتياج افتد بقوى كردن تدبير پس بدل سكنجبين ساده سكنجبين بزورى كنند . و اگر خلط متشرب در طبقات معده و غليظ باشد بهتر آن است كه اسهال به مثل صبر مغسول و ايارج كنند و اگر متشرب نباشد اكثر ايارج و صبر نفع كند . و اگر متشرب غير غليظ باشد سكنجبين به آب گرم آن را پاك كند و بعد از آن تعديل او بشرب آب انارين نمايند . و اگر آن را قى كنند بار ديگر بنوشانند تا اعتدال و تسكين يابد و همچنين شربت نعناع به اناردانه و گاهى تسكين او تبريد معده نمايد اگر قى صفراوى باشد و واجب نيست كه اشياى عفص مسكن قى بعفوصت و حموضت قابضهء او از خلط متشرب قريب نمايند زيرا كه آنها ردى است در تشرب خلط افزايند و اما خلط غير متشرب را گاهى اشياى عفص بقى دفع كند و اگرچه خلط مائل به اصل باشد و گاهى معده را بر قى كردن آن از فوق قوى نمايد اگر خلط رقيق باشد و اما چون قى از صفرا دوام كند و از قبيل متشرب نباشد استعمال قوابض و خصوصاً اضمده نافع بود مثل ضماد مرتب از پوست بيخ انار و مازو و مانند آن چون اقاقيا و گلنار و گل سُرخ به شراب ممزوج يا به سركه ممزوج و براى قى سوداى مفرط اسفنج در سركه تر كرده بر معده نهند . و اگر حاجت به ادويهء قوىتر افتد ادويهء مذكوره در باب قى استعمال نمايند . ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه هرگاه ماده تب در حوالى فم معده باشد غثيان و تهوع و كرب قوى بود و قى كمتر كند پس اگر ارادهء قى كردن باشد به سكنجبين و آب گرم صواب باشد . و اگر ماده متشبث به معده غليظ باشد ايارج فيقرا كه صبر مغسول در آن باشد سودمند بود يا حب صبر بايد و او و بعد آن آب انار ترش و شيرين دهند تا حرارت ايارج را تلافى كند پس اگر قى امتداد كند و از افراط آن ضعف گردد شربت انار كه در آن پودينه پخته باشند و آب سيب ترش با آب بهى كه پوست بيرون بسته در آن جوشانيده باشند آن را باز دارد . مجوسى گويد كه اگر با تب قى عارض شود شربت انار منفع يا رب ريباس يا رب بهى يا رب غوره بدهند و پوست سيب يا آب سيب ميخوش با پوست بيرون پسته بنوشانند و بر معده ضماد صندل و گلاب و آب سيب و آب مورد و آب بيد به اندكى رامك و لادن نمايند تدبير اسهال كه صاحبان تب را عارض شود طباشير گشنيز بريان كتيرا گل ارمنى اسپغول مساوى سفوف ساخته و دو درم با شيره تخم خشخاش و خرفه هر يك هفت ماشه لعاب بهدانه بسباسه شربت خشخاش دو توله بدهند . و اگر به اسهال خون هم يار باشد قرص كهربا سه ماشه با شيره گشنيز خشك و خرفه و خشخاش بريان هر يك نه ماشه شيره بهدانه سه ماشه لعاب ريشه خطمى چهار ماشه شربت خشخاش دو توله شربت حب الآس دو توله سبوس اسپغول پنج ماشه دهند و غذا بنوماش مقشر با برنج بدهند . بوعلى مىنويسند كه علاج اين در باب اسهال گفتهايم بدان رجوع نمايند و آنچه به طريق اغذيه نفع كند ماش بريان و عدس بريان بگشنيزست هر كدام از اين هر دو بعد جوشانيدن و ريختن آب از آن به اناردانه ترش كرده بخورند . ابن عباس گويد كه اگر با تب طبيعت نرم باشد آب پوست جو بصمغ عربى و گل قبرسى هر واحد يك درم بدهند و اگر در آن حب الآس يا قطعات بهى بجوشانند بهتر باشد و شربت سفرجل و شربت ريباس بنوشند و سفوف معمول از اسپغول و تخم ريحان اندك بريان كرده با اندكى صمغ عربى و گل قبرسى و طباشير بدهند و غذا بمزورهء زيرباج بزيب و اناردانه يا بخرفه يا حماض معمول بسماق يا غوره يا زرشك سازند . و اگر صلاح نيابد آب پوست جو نوشانند پس قرص طباشير قابض بشربت سفرجل بخورانند . و اگر لين طبيعت با خون باشد سفوف الطين يا سفوف كهربا به آب سماق يا آب خرفه و غيره كدر علاج آن مذكور است بدهند و مع هذا بايد كه نظر كنند اگر اسهال به سبب بحران حادث شده باشد قطع او سزاوار نيست بلكه آن را ترك نمايد مادام كه قوت متحمل باشد مگر آنكه اسهال اسراف نمايد و قوت ضعيف گردد پس آنچه حبس طبيعت كند استعمال نمايند تدبير عطش مفرط شيرهء بز و ربارده مانند خيارين و مغز تخم كدو و هندوانه هر يك نه ماشه شربت نيلوفر چهار توله و يا افشرهء تمر هندى به گلاب دهند و يا لعاب بهدانه و اسپغول هر يك سه ماشه در گلاب نيم پاو و مدام بهدانه و يا آلو و يا يخ در دهن داشتن و مضمضه به اينها كردن نفع كثير دارد . شيخ مىفرمايد كه واجب است چرب كردن سر به روغنى بارد مثل روغن تخم كدو و كاهو بسيار سرد كرده و بر سر ريزند و بر تارك او نهند اگر مانعى مثل نزله و غيره نباشد . و ايضاً آبهاى مبرده مثل جرادهء كدو و خرفه و كاهو به كار برند و در دهن گرفتن لعاب بهدانه مخلوط به روغن گل اعلى با نقوع آلو و حب مغز خيار و بادرنگ و كدو و خشخاش سياه اصل السوس و حب مرقوم در قرابادين براى عطش و از اشياى خائيدن و مكيدن