محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

243

اكسير اعظم ( فارسى )

تسكين حرارت او كنند و اما ازالهء يبس او البته ممكن نيست و علامات وقوع در ذبول اين است و آن در تشخيص مذكور شد پس هرگاه بدن در لاغرى و ضعف به آن حد رسد البته علاج او نيست و اما مادامىكه در بدن خون و گوشت و تازگى و رونق و قوت باقى وافر بود علاج او ممكن و صلاح او مرجو باشد و در اكثر امر علت زائل گردد و موافق‌ترين اشيا براى ايشان تبريد و ترطيب است و چيزى نافع‌تر در اين از حمام نيست در هواى او ننشينند بلكه در آب شيرين معتدل الحراره مدتى صالح نشينند بعده در آب سرد يك بارگى درآيند بعد از آن بيرون آمده روغن بنفشه بمالند و ماء الشعير بنوشند و غذا بماهى رضراضى و بقول رطب سازند و راحت و سكون لازم گيرند و در نرمى بستر ايشان مبالغه كنند و روغن بنفشه و كدو استنشاق نمايند و تا ممكن باشد خواب را طول دهند و از بيدارى و فكر و غضب و تعب و جماع حذر كنند و تدبير مبرد مرطب استعمال نمايند و مصابرت بر گرسنگى و تشنگى و همچنين امتلا از طعام ايشان را مضر بود . و اگر حمام و آبزن هر روز دو يا سه مرتبه استعمال كنند افضل باشد خصوصاً كسى را كه در آن اين تب اثر كرده و نقصان ظاهر شده باشد و لازم است كه حمام چنان باشد كه عرق نيارد و كرب ننمايد و در آن حرارت بدن البته نيفزايد و نه چنان باشد كه از آن در بدن فراشا افتد و مسام بند گردد و ماء الشعير صبح بنوشند و بعد دو ساعت در آبزن داخل شوند پس از آن خارج شده روغن بمالند بعده صبر كنند تا آن‌كه ماء الشعير از معده منحذر گردد بعد از آن باز در آبزن اندر حمام درآيند و در آن آن‌قدر صبر نمايند كه بدن منتفخ و سرخ گردد به اعتدال پس از آن بيرون آيند و در آب سرد يك بار فرو روند و از آن خارج شده روغن بمالند و طعام تناول كنند . و اگر حرارت قوى نباشد و نكايت يبس زياده‌تر بود شير بسيار موافق باشد و موافق‌ترين البان شير زنان است پس شير خر پس شير بز و در شير اندك شكر اندازند تا در معده بسته نگردد پس شير بدل ماء الشعير نوشند و بعد از آن بخوابند . و اگر شير در آن مستحيل گردد و يا بدن بعد تناول آن گرم زياده از اول شود بايد كه بدل او دوغ ترش كه مسكهء او خوب دور كرده باشند بنوشند و يا به ماء الشعير عدول نمايند . قرشى مىنويسد كه علاج دق در ابتدا سهل است اگرچه معرفت او صعب بود چرا نباشد كه در آن نه احتياج به انضاج است و نه به استفراغ و نه بتقدير غذا مگر به حسب احتمال قوت معده و در آن كفايت مىكند تبريد و ترطيب به ادويه و اغذيه و مشروبات چنانچه در غب ليكن از مرخيات معده احتراز كنند زيرا كه ضرر ضعف آن عظيم است و چرا نباشد كه اينجا طبيب محتاج به تكثير بدل‌ما تحليل است تا مقابلهء فرط تحليل كند . و چون با دق تب عفنى باشد به چيزى علاج كنند كه نفع آن مشترك باشد و برفق اسهال نمايند تا حمى عفنى زائل شود و علاج دق سهل گردد . و هرگاه قريب ذبول شود محتاج به علاج قوى گردد و طريق نيك اين است كه در ربع اخير شب شيره تخم خرفه به سكنجبين قليل الحموضت يا به شكر سفيد و به قدر شعيره كافور بدهند . و چون آفتاب طلوع كند قدح از ماء الشعير مبرز به شكر دهند و بعد دو ساعت اندر آبزن كه در آب او خيار و كدو و خرفه و كاهو و تربوز و گل نيلوفر و بنفشه و جو مقشر همه يا آنچه از اينها حاضر باشد جوشانيده داخل كنند و تا دو ساعت در آن نشينند به‌طورىكه سر آن بلند در هواى سرد باشد . و چون از آن بيرون آيند روغن بنفشه يا كدو بمالند و در گوش و بينى چكانند بعد از آن يك ساعت آرام نموده بشورباى گوشت بزغاله يا بره يا ماكيان فربه يا بر شتا يا بگندم يا به شير تازه يا بماهى نهرى بريان اگر شير استعمال نكنند غذا سازند يا زردى بيضه گرم كرده يا نيمبرشت بدهند و در طعام ايشان نمك كم اندازند . و هرگاه قريب هضم شوند شراب ابيض كه شش ساعت قبل از شراب او به آب بسيار ممزوج كرده باشند و بر آن تنقل بقرص ليمو يا به مغز خيارين يا بقرص كافور يا بتخم خرفه و شكر يا حلوا از شكر و نشاسته يا روغن بادام بماء القرع و هندوانه و تخم خشخاش و تخم خرفه و مغز تخم كدو و مغز بادام نمايند و گاهى در اين اندك كافور افزوده مىشود بعد از آن بر فرش كتان نرم پر از پنبهء بردى خواب كنند و گاهى براى ايشان فرش برشياك موضوع بر حوض مىسازند و وقت عشا به اغذيهء مذكوره غذا سازند و مجلس ايشان قريب آب و فضاى سرد كه در آن هواى سرد بسيار آيد اختيار نمايند و فرحت و آرام فرمايند و روبروى ايشان گلها و ملونات و مشمومات فرش كنند و نزديك آنها تكثير غناى ملايم و اوتار و از فواكه سيب و خيار و امرود سازند و بشفتالو و خوبانى و آلو و هندوانه و انگور كه بسيار شيرين نباشد تنقل نمايند و خوشبوهاى سرد لذيذ بسيار ببويند . ابن الياس گويد كه هر صبح جلاب از شربت خشخاش ده درم و شربت عناب ده درم و يا از شيره تخم خرفه بيست درم با شكر سفيد ده درم يا از آب هندوانه و يا از ماء الخيار هر كدام كه باشد ده درم بنوشانند و غذا ماء الشعير يا بچهء كوچك ماكيان و ماهى حر و رضراضى يا هاربا دهند و آبزن و تمريخ بدن به عمل آرند و بعد خروج از حمام به ماء الشعير كه در آن بچهء مرغ پخته باشد غذا سازند و پارچهء كتان به صندل و گلاب و كافور رنگين كرده بپوشانند و بر سينهء ايشان به صندلين و گلاب و كافور ضماد كنند و گاهى بدوغ و رائب مسئلهء آن دور كرده غذا دهند . و اگر با وى تب ظاهر نبود شير تازهء بز جوان و شير خر معلوف بخشايش رطب بدهند و از اسهال و عرق حذر كنند و از آب سرد باز ندارند الا اگر معده و جگر ضعيف باشد . و اگر حدوث دق از اعراض نفسانى مثل غم و غضب وهم باشد تسكين نفس به چيزى كه فرحت او نمايد از الحان و حكايات خوش و مزيل هم و حزن و كلفت غم به اقسام كلام و حيلها و ملاهى و لعب عجيبه و اوخال آبزن و استحمام به آب نيم گرم نمايند و هر صبح جلاب از شربت خشخاش يا از شربت سيب شيرين به گلاب هر واحد ده درم و مفرح ياقوتى بارد يك مثقال بدهند و غذا ماء الشعير به اسفاناخ و كدو و تضميد صدر به صندل و كافور و گلاب كنند . و اگر حدوث او از سهر مفرط باشد علامتش تقدم بيدارى و غائر بودن چشمها مائل به نيكى و انتفاخ جميع بدن و بودن نبض صغر ضعيف و بول سفيد رقيق است و علاجش خواب و راحت و استحمام و تمريخ به روغن بنفشه و بادام و كدوست و هر صبح شربت خشخاش ده درم