محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
228
اكسير اعظم ( فارسى )
مزاج و لائق تناول نمايند و هر روز خوردن نيم درم تا يك درم از اين دوا مفيد صبر سقوطرى مرمكى زعفران كشميرى مساوى كوفته بيخته به عسل كف گرفته معجون سازند و ليكن هنگامى كه هوا سرد بود و سردى بر مزاج غالب باشد نه گرمى كه در آن مضر است و خود را از غم و هم و غضب محفوظ دارند . و اگر تشنگى غالب باشد جرعه جرعه آب بنوشند و گاهى بر مضمضه تنها اكتفا نمايند . و اگر سركه به مقدارى كه تغير فاحش در مزه ننمايد به آب آميخته بنوشند بهتر است از آب خالص زيرا كه سركه بهترين مصلحات آب و نافعترين اشيا در وباست . و اگر سركه نباشد آب را جوش دهند . و اگر توانند كه آب آن بلد و خصوصاً آب چاه و حوض و تالاب را ننوشند اولى است و آب جارى را چندان مضرت نيست و با وجود اين تدابير اميدوار فضل پروردگار و فسكر و انديشهء باطل را به خود راه ندهند زيرا كه واهمه خلاق است . انتباه : شيخ الرئيس حماى جدرى و حصبه را از جنس حميات وبائى شمرده و آن در امراض اورام و بثور مسطور خواهد شد حميات اطفال بدان كه تپها كه بصبيان عادت مىشود اكثر تب خلطى مىباشد بسيط بود و يا مركب و نوع آن را به طورى كه در طريق تشخيص حميات خلطيه مسطور شد مشخص نموده علاج آن سبكتر از علاج تب بزرگان كنند ليكن طفل شيرخواره را چون تب عارض شود اصلاح شير دايه كنند تا استعداد عفونت از آن مندفع گردد و نيز قوت طفل به سبب ضعف قادر بر احالهء ادويه و اصلاح آن نيست و غرض از اين آن نيست كه آن در علاج كافيست بلكه اين جمله شرائط است گاهى اصلاح شير به پرهيز مىكنند نه به ادويه بالجمله اگر تب دموى حادث شود و طفل زياده از شش ماه باشد بعد از سه روز بايد كه سرهاى گوش او را شرط زنند و قدرى خون گيرند . و اگر در اينجا زلو چسپانند نيز جائز است . و گفتهاند كه اگرچه اخراج خون از ديگر مواضع معروفه نيز سودمند است ليكن خون سر گوش موافقتر و در ازاله غشى و ضعف قوىتر به تجربه رسيده و گاه باشد كه خون بعد از شرط زود بيرون نيايد . و چون گردن و گوشهاى او را سخت بمالند خون آمدن گيرد . و اگر طفل صغير و مرضعه جوان دو موى مزاج باشد بلاتوقف مرضعه را فصد كنند و استعمال كافور نشايد و از مسخنات پرهيز فرمايند و مطفيات خون همچون عناب و گشنيز و شاهتره و امثال آن كه در حماى دموى مذكور شد استعمال نمايند و عناب جوشانيده صاف نموده سرد كرده در شبانه روز بكرات نوشانيدن در ازالهء تب مطبقه و حصبه قوى الاثر است و در آنجا كه با وجود اين تب صداع نيز رنج دهد و از اخراج خون تسكين نپذيرد پاشويه كنند و طبيعت را بشافهء نرم فرود آورند و شموم و طلاى مناسب به كار برند و بدان كه لازمهء اين نوع حمى است كه عرق نمىآيد مگر روزى كه تب مفارقت مىنمايد و لهذا تعريق در اين بسيار مفيد است و تدبير معرقه اين است كه بگيرند نى تازه و تر و آن را كوفته بيفشارند و بر تارك سر و كف و دست و پاى مريض بمالند و بدن را بپارچهها گرم دارند كه عرق بسيار خواهد آمد . و اگر تب صفراوى باشد تليين طبيعت مرضعه بماء الفواكه و ديگر ملينات مناسبه نمايند . و اگر طفل تناول غذا نموده باشد قدرى او را نيز بنوشانند و الا تدبير مرضعه كافيست . و اگر در مزاج مرضعه غلبهء خون دريابند او را فصد نمايند و جهت تسكين صفرا و كسر حدت آن سكنجبين با عرق كاسنى و خاكشى سنگ سود يا ديگر اشربه و ادويهء مسكنهء موافقه بخورانند و از اشياى مؤلد صفرا طفل و مرضعه را بازدارند . و اگر طبع او قبض باشد بشيافات لينه آن را منحل سازند . و اگر حناى تر را نرم سوده بر كف دست و پا و تارك سر كودك بمالند حرارت قوى را فرو نشاند و آب انار شيرين و آب خيار با طباشير بدهند كه سودمند است . و اگر بتعريق احتياج باشد همان تدير معرقه كه در تب دموى مذكور شد به عمل آرند و پاشويه نيز مفيد است . و اگر صداع نيز به آن باشد و از اين تدبير تسكين نيابد به اضمده و اطليه و شمومات پردازند و به قول شيخ در اين نوع تپها طفل را آب انار با سكنجبين و مانند آن بخورانند ليكن استعمال حموضات وقتى بايد كه معدهء طفل از شير خالى باشد و بعد از تناول حموضات به زودى شير به او ندهند تا از ضرر تجبن و فساد و سميت شير محفوظ ماند و پاشويه كه در تپهاى گرم به جهت ازالهء صداع و جذب حرارت سود دارد اين است گل بنفشه گل خطمى برگ بيد برگ كنار سبوس گندم هر واحد به قدر حاجت جوشانيده استعمال نمايند و بعضى چقندر نيمكوفته و بعد جوش آب هندوانه مىافزايند و شافهء لينه كه در تپهاى گرم به كار برند و سريع العمل است اين است كه گل بنفشه سه درم گل خطمى دو درم سنا پنج درم مغز خيارشنبر هفت درم نمك سنگ يك درم شكر سرخ هفت درم كوفته به قدر حاجت شياف سازند و به روغن بادام چرب كرده استعمال نمايند . و اگر تب بلغمى باشد برنجاسف در آب جوشانيده يا نقوع ساخته گاه گاه ميداده باشند . و بعضى گفتهاند كه اين دوا بعد از سه هفته طفل و مرضعه را چند روز دادن فائده تمام مىكند و در ابتدا هر بامداد مرضعه را آبى كه در آن و بيخ كاسنى و اصل السوس جوشانيده باشند با گلقند بدهند و طفل را نيز قدرى از آن بخورانند و آب سرد كمتر دهند و بر تشنگى و گرسنگى صبر فرمايند و بعد از نضج ماده از گرضعه را مسهل بلغم دهند مناسب است و سائر تدابير و ادويهء مجربه كه در تب مركب بايد هرچه انسب دانند به كار برند و از هرچه مرخى و مضعف معده است پرهيز كنانند . و اگر تب سوداوى باشد و اين كودكان را نادر افتد پس به جهت نضج ماده اول مرضعه را طبيخ مويز منقى و باديان و اصل السوس و سپستان با گلقند بدهند و غذا