محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
184
اكسير اعظم ( فارسى )
پس به استقصا قى نمايند كه اين تدبير تجفيف در نوبت و تقليل از مادهء مرض مىكند و عقب او نفى بليغ حاصل مىشود . قرشى در شرح قانون نوشته كه حاجت در علاج حمى ربع بترطيب در اشربه و اغذيه بيشتر است از آنچه در جميع حميات مادى باشد كمتر از حاجت تب دق و اين بهر آن است كه مادهء آن شديد اليبوست است و اما حاجت او تبريد كمتر بود و صاحب اين تب بمسخنات خفيفه كثير الرطوبت انتفاع يابد و حاجت در اين تب به انضاج ماده زيادهتر از ديگر حميات است زيرا كه ترقيق مادهء يابس ارضى دشوارتر است از ترقيق خلط رطب و لهذا نضج آن در مدت درازتر مىشود و ادرار قوى بساست كه اخراج رقيق ماده كند و غليظ آن بگذارد پس اقدام بر آن نبايد كرد مگر بعد نضج تام و بايد كه در اين تب حقنهها بسيار لين كثير الدهن باشد براى تليين امعا و ترطيب آن و ازالهء ضرر يبس ماده و در اين تب منع از آب سرد بيشتر از آن است كه در تب صفراوى و دموى و كمتر از تب بلغمى و منع آن در غير وقت نوبت اولى است و اين بهر آن است كه حرارت نوبت مضرت برودت آن را اندك تدارك مىنمايد علاج ربع دموى از فصد و مسهل و غيره هرچه در علاج ماليخولياى دموى مسطور شد به عمل آرند اما اگر در فصد خون سرخ و صاف برآيد بند كنند . و بدانند كه ماده از شدت غلظ بر نمىآيد پس آن را بحمام و ديگر تدابير مرطبه به اصلاح آورده فصد نمايند و بعد فصد شورباى مرغ و تيهو و گوسفند جوان كه در آن بنوماش مقشر و نخود نيمكوفته پخته باشند با فتق آب تمر هندى و آب انارين سود دارد . و ايضاً اسهال سودا بماء الجبن مقوى به افتيمون و مانند آن آنچه مخرج سودا به غير تسخين باشد مثل بنفشه و شاهتره و هليلهء كابلى و بسفايج و مغز خيارشنبر و ترنجبين نمايند و براى ادرار سكنجبين و ماء الشعير بنوشانند . و اگر بعد فصد باسليق يا صافن تا چهل روز گلقند و سكنجبين ساده يا افتيمونى هر يك دو توله آميخته بليسانند و بالايش گلاب كهنه هفت توله بنوشانند بعد تنقيه سودا به مطبوخ افتيمون فواكهى حكيم علوى خان نمايند نيز سودمند است . اقوال حكما : [ شيخ ] شيخ مىفرمايد كه اگر سودا دموى باشد به فصد رگ باسليق انتفاع يابند بعد از آن استفراغ لطيف كنند بمسلهى كه در آن منقيات خون از قواى شكاعى و بادوارد بسفايج و شاهتره و هليلهء كابلى و عناب و آلو و گلقند افتد و اين نوع ربع سريع القبول براى علاج است . [ مجوسى ] مجوسى گويد كه در اول حدوث او نظر كنند پس اگر نبض عظيم بود و در آن اندك سرعت باشد و بول سرخ غليظ بود و سن منتهاى شباب باشد بايد كه مبادرت به فصد باسليق يا هفت اندام از دست از دست چپ نمايند و نگاه كنند اگر رنگ خون سياه دردى باشد خون به مقدار حاجت خراج نمايند اگر قوت مساعدت كند . و اگر خون سرخ بود بايد كه بند كنند و چيزى از آن بيرون نيارند . و هرگاه فصد به طريق صواب واقع شود بايد كه تغذيهء مريض بغذاى محمود الكيموس مثل لحم بچهء مرغ و ماكيان و تيهو و خروس خصى فربه و بيضهء نيمبرشت و گوشت بزغاله و بره نيك پخته مثل زيرباج و طبايج و اسفيدباج و مطنجنه كه در آن دارچينى و كرويا و شبت افتد بايد ساخت و از اغذيهء مولد خلط غليظ سوداوى مثل بز بزرگ و بقر كامل و كواميخ و البان و كرنب و عدس و سائر حبوب مانند اينها منع كنند . [ ايلاقى و جرجانى ] ايلاقى و جرجانى مىنويسند كه علاج ربع دموى كه از كثرت درد خون طبيعى تولد كند آن است كه اول رگ باسليق يا اكحل از دست چپ گشايند اگر خون تيره و سياه برآيد مقدار حاجت بيرون آرند و رگ فراخ بزنند تا دردى خون بيرون تواند آمد . و اگر سرخ جيد باشد به هيچ بيرون نكنند و فصد و استفراغ روز نوبت نشايد كرد بلكه روز سوم از آن مثلًا اگر روز شنبه نوبت باشد روز دوشنبه فصد كنند . و اگر روز دوم از نوبت در حمام معتدل داخل شوند و چندان بنشينند كه رطوبت حمام در رگها و اعضا اثر كند و قبل از آمدن عرق بيرون آيند نفع كند و خلط نرم و پخته گردد و بعد فصد غذا دراج و غيره دهند كه در قول مجوسى گذشت و در اول مرض عنايت بجگر و طحال مصروف دارند و سكنجبين و ماء الشعير به ترتيبى كه مذكور شد سود دارد . و اگر به مسهل حاجت آيد اين مطبوخ شاهتره موافق باشد : صفت آن شاهتره ده درم عناب آلوبخارا مويز منقى هر يك سى عدد تخم كاسنى پنج درم پوست بيخ باديان و بيخ كرفس هر يك دو درم جوشانيده صاف نموده چهل درم ترنجبين در آن حل كرده باز صاف نمايند . و اين مطبوخ هليله نيز نافع بود : صفت آن هليله زرد و كابلى مقشر هر يك هفت درم گل سرخ تخم كاسنى هر يك پنج درم مويز منقى آلوبخارا سپستان هر يك سى عدد پوست بيخ كرفس پوست بيخ باديان انيسون هر يك يك درم برگ كرفس تر برگ كاسنى هر يك دستهء كوچك پودينهء ترده شاخ بنفشه پنج درم تمر هندى بيست درم همه را در سه رطل آب بجوشانند تا يك رطل بماند و در نيم رطل از آن سى درم ترنجبين حل كرده صاف نموده بنوشند . و اگر قوىتر خواهند هفت شاهتره و پنج درم سناى مكى و پانزده درم فلوس خيارشنبر زياده كنند و تا بيست روز از مرض نگذرد از اين مسهلات هيچ ندهند و شربت بعيد مسهلات آب كاسنى و سكنجبين دهند و با آب انارين و يا آب آلو و سكنجبين . و اگر حرارت قوى نباشد سكنجبين به آب باديان تر صواب باشد و قى كردن در جميع