محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

175

اكسير اعظم ( فارسى )

حركت مفرط و تدبيرش در ذيل تدارك اعراض حميات حاده مسطور گردد . انطاكى گويد كه از حميات مركبه تپى است كه آن را مغشيه نامند به سبب وقوع غشى در نوبت آن و اين حادث شود به سبب كثرت تحلل مادهء فاسد به سوى فم معده و قلب پس قوتها و حركات ضعيف شود و وحش غالباً برود و با وى عجز قوت به سرعت و سقوط نبض ظاهر گردد و اين گاهى از بلغم غليظ مرارى باشد و بنوبت آن آيد و با وى علامات آن ظاهر شود و گاهى از صفرا بود و بنوبت غب آيد و در هر دو حال وفاى او بهر مرتبه شرط نيست بلكه اكثريه است و گاهى صفراوى آن نعل محرقه كند كند و انواع اين تب عسر بعيد البرء است بلكه اكثر اطبا گفته‌اند كه صفراوى قطعاً هلاك كند و چرا نكند كه شرب دوا به حركت خود جذب اخلاط به زيادتى طرف لب و معده كند و ترك آن نيز موجب تراكم آن گردد و غذا مختلط بصفرا شود و فاسد گردد و ترك آن سقوط كلى قوت واجب كند پس از اين جهت عسر گشت . پنجم حماى نهارى و آن تپى باشد كه نوبتهاى در روز عارض شود و فترهاى او بشب و اين تب درازتر و ردىتر بود از تب ليلى زيرا كه مادهء او از مادهء ليلى غليظتر است و الا به سبب حرارت روز تحليل مىشد و بسيار باشد كه به سبب طول خود و عروض او در گرمى روز در تب دق اندازد . و اگر اين خبيث نبودى عروض از وقت انفتاح مسام و تحلل بخار نگرديدى پس عارض نشود مگر به سبب كثرت ماده و قوت آن و مع ذلك طبيب محتاج بود كه صاحب آن را غذا بشب دهد و نگذارد كه بر امتلاى معده خواب كند پس تكليف به بيدارى خواهد داد و آن قوت را ساقط مىكند و مقامات حمى در گرمى روزه بيدارى در سردى شب ضرور در دق اندازد . و بالجمله اين از حميات عسر العلاج است . ششم تب ليلى و اين تپى باشد به عكس نهارى كه بشب آيد و بروز رها كند و اين نيز مثل نهارى روى است و طويل المدت بليد الحركت غليظ الماده عسر الانفعال از فعل طبيعت و مادهء اين هر دو تب بلغم زجاجى لزج است كه در بدن منتشر گردد ليكن عفونت بسيار نيافته باشد علاج انفيالوس علاجش مثل علاج تب بلغمى نمايند و اول سكنجبين و گلقند با عرق كاسنى و باديان و عنب الثعلب و خاكشى دهند بعده مطبوخات مناسبه از اصول و به زور و ادرار مناسبه استعمال كنند و بعد از يك هفته و يا زياده از آن چون ماده نضج بايد در همان مطبوخات سنا و تربد و غاريقون و خيارشنبر و گلقند و روغن بادام افزوده مسهل دهند و در استعمال ادويهء منضجه و مسهله و غير آن و اختيار اغذيه و جز آن همان قاعده كه در علاج مواظبه و لثقه گذشت مرعى دارند و اين تب نيز مثل جميع حميات بلغمى محتاج بتقويت معده بود و گلقند با مصطكى و انيسون جهت تقويت معده در سائر حميات بلغمى نفع تمام دارد . و انطاكى گويد كه در علاج اين تب نزد من لا بد است امتزاج چيزى از علاجات سودا . و بعضى گويند كه علاجش خفيف از شطر الغب نمايند بلكه به علاج حماى غشيه بلغميه پردازند چنانچه دلك متمادى و گرم داشتن بدن در اينجا مفيد است . و صاحب خلاصه التجارب نوشته كه علاج اين به علاج حماى غشيهء خلطيه و مواظبه نزديك است و ليكن دلك و گرم كردن ظاهر بدن در اينجا جائز نباشد و در وقت نوبت بيك بار اندر آب سرد غوطه خوردن اگر از فصل و سحنه و عمر مانعى نباشد علاجى نيكو بود و نفس گرفتن به مقدار امكان و تخويف مفيد است و فلفل سياه كوفته در عسل و سير غالب در طعام بتفاريق و جندبيدستر به عسل آب نافع بود . شيخ مىفرمايد كه علاج انفيالوس و ليفوريا قريب از علاج حماى بلغمى است كه سابق مذكور شده نائبه و لازمهء بلغميه نيز هر دو در طريق علاج متقارب‌اند و لازم است كه اولا ابتدا به سكنجبين عسلى و شكرى كنند . و ايضاً گاهى در اين هر دو برب غوره مطبوخ به عسل و شربت ورد امر كرده مىشود اگر عفونت شديد و حاجت به تسكين بسيار باشد بعد از آن تدريج از طريق نوشيدن به زور مثل باديان و كرفس و آب اوراق آنها تا نقوع صبر و قرص ورد بمصطكى و حب صبر و ايارج فيقرا و حسب غافث نمايند و در هر دو اعتنا به معده فرمايند و قى به آب لوبيا و ترب و شبت و پودينه و مدرات استعمال كنند و از مسهلات نافعه در اين هر دو تب آن است كه از هليلهء سياه و زرد و تربد و شكر سازند و از آنچه نفع بليغ دارد حقنه‌هاى مائل به حدت است كه در آن مغز قرطم و قنطوريون دقيق و شبت و بابونه و خارخسك و اكليل الملك و مرى و عسل افتد . مجوسى گويد كه ابتدا نمايند اولًا در علاج انفيالوس به استعمال گلقند در هر روز بخائيدن نيك به وزن هفت درم و بالايش آب نيم‌گرم بنوشند و بعد دو ساعت از آن دو اوقيه سكنجبين بزورى بياشامند . و اگر سردى شديد يا بول خام باشد گلقند و سكنجبين هر دو عسلى به كار برند و غذا بچهء مرغ بطور اسفيدباج يا زيرباج يا مطنجن بدارچينى و زيره و كرويا و مانند آن پخته بخورند و بعد هفت روز اين دوا دهند : صفت آن تربد يك درم غاريقون چهار دانگ صبر سقوطرى نيم درم كوفته بحرير بيخته به سكنجبين به سرشند و سحرگاه خورده بالايش آب گرم بنوشند و بعد اسهال فرداى آن صبح قرص گل با گلقند بدهند . و اگر در معده ضعف باشد اندك مصطكى و عود بدان اضافه سازند . و اگر در معده ضعف نباشد و در آنجا حرارت