محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

172

اكسير اعظم ( فارسى )

كه در آن بيخ باديان پخته باشد يا جلاب و اندك باديان به آب كرفس جوشانيده تجاوز نكنند و از قرص گل نيز تجاوز نكنند . و از بهر اين بقراط گفته است كه تب مردم پير را نرم و آهسته‌تر باشد و بر نرمى و آهستگى تب ايشان غره نشايد كرد و بر چيزهاى گرم دادن دليرى نبايد كرد و الا بعد احتياط تمام و اگر دماغ قوى باشد و صداع نبود و تب آهسته باشد بعد نضج تنقيهء بلغم بحبها كنند كه در آن شحم حنظل باشد و ادرار بول بماء الاصول نمايند و قرص غافث و قرص افسنتين سودمند بود . صفت قرص غافث : بگيرند غافث سى درم گل سرخ شصت درم طباشير چهل درم شربتى دو درم . نوع ديگر عصارهء غافث شش درم گل سرخ سنبل طباشير ترنجبين هر يك دو درم شربتى يك مثقال . و صفت قرص افسنتين در قول شيخ گذشت يك مثقال از آن يا پنج درم گلقند و يا پانزده درم سكنجبين ساده بدهند و نسخه قرص گل نيز در قول مذكور مسطور شد ليكن در اينجا عوض رب السوس اصل السوس نوشته و شاهتره و انيسون مطروح است و شربت آن يك مثقال . و چون اكثر اين تب در آخر مؤدى به استسقا مىگردد پس هرگاه علامات آن پديد آيد به علاج آن مشغول بايد شد و نسخه ماء الاصول كه ادرار بول نمايد و مزاج را به اصلاح آرد همان است كه در علاج حماى مواظبه در قول ايلاقى بحوالهء قول صاحب كامل مذكور شد . [ مصنف حاوى صغير ] مصنف حاوى صغير نوشته كه در تب لثقه هر صبح جلاب از تخم كاسنى سه درم و پوست بيخ آن پنج درم و از شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشانند و غذا ماء الشعير به اندك نخود پخته بدهند و يا جلاب از سكنجبين ساده ده درم در آبى كه گلقند شكرى ده درم در آن ماليده باشند داخل كرده بنوشند و از آب شديد البرد منع كنند و در غذا تقليل بايد كرد و اقدام بملطفات قويه در اينجا به تدريج و حذر كنند . و هرگاه اثر نضج در قاروره ظاهر شود تليين طبيعت به اين مطبوخ نمايند سناى مكى پنج درم تخم كاسنى اصل السوس مقشر نيم‌كوفته باديان گل سرخ بنفشه نيلوفر هر واحد سه درم مويز سرخ طائقى ده درم آلوى سياه عناب هر واحد بيست عدد همه را در سه رطل آب بپزند تا بيك رطل آيد و در آن فلوس خيارشنبر و ترنجبين هر واحد پانزده درم ماليده صاف كرده سحرگاه بنوشند و تا آخر روز بر آن صبر نمايند هرگاه اسهال خوب نمايد جلاب بارد از شكر سفيد و عرق گاو زبان هر واحد ده درم و تخم ريحان دو درم بنوشند و در آخر روز غذا به ماء الشعير كه در آن نخود و لوبيا پخته باشند بدهند و دو يا سه روز راحت دهند پس قرص بنفشه مقوى بسقمونيا و تربد و يا معجون خيارشنبر پنج مثقال در آب گرم حل كرده بنوشانند و با قى علاج و تدبير او مثل علاج مواظبه باشد غير آن‌كه قرص غافث دلك در اين تب لائق نيست . [ ابن نوح و خجندى ] ابن نوح و خجندى بعد بيان امتناع به اقدام مسخنات مىنويسند كه توجه بر تقويت معده به گلقند و قرص ورد نمايند . و اگر دماغ صحيح باشد و تب آهسته بود مدرات قويه مثل ماء الاصول و به زور و ماء العسل و دواء الكركم و كمونى و فلافلى دهند و از قى بمقطعات مثل سكنجبين و آب گرم بازنمانند و نان به عسل و كامخ كبر يا مرقهء معمول به انجدان و صعتر بخورانند . [ بقراط ] بقراط گفته كسى را كه تب به غير صفرا باشد ريختن آب گرم بر سر او به مرات كثير سود دارد . و شرك هندى گويد كه افضل علاج حماى بلغمى قى كردن است و ليكن بعد روز هفتم تا معدهء او درم نكند . و اهرن گويد كه اطبا حماى بلغمى را تشبيه داده‌اند به چوب تركه در آتش انداخته باشد پس دخان او بسيار برخيزد و سوختن او كم باشد . و ابن سرافيون گفته كه صاحبان تب بلغمى را اجازت حمام ندهند مگر بعد ظهور نضج چه او ايشان را ضرر دهد . و على بن زين گويد كه در اين تب از مالش روغن حذر كنند كه ابطاء تحليل او مىكند . و محمد زكريا مىفرمايد كه در اين تب اعتماد بر ادرار بول غليظ باشد به مثل غافث و شاهتره و باداورد و شكاعى و اشق و كندر و مانند آن و جوع طويل و خواب بر آن . [ انطاكى ] انطاكى گويد كه علاج حماى مواظبه بعينه علاج حماى لثقه است ليكن در لثقه مزيد اعتنا بتسخين واجب است زيرا كه خلط در قعر عروق است . و ايضاً بدلك خشن و خوردن چيزى كه مفتح باشد مثل ماء العسل و كرفس براى انضاج . و ايضاً بتعريق زيرا كه عرق در آن نمىآيد مگر در اقلاع كلى . [ مير عوض ] مير عوض گويد كه اگر در اين تب دماغ ضعيف و رنجور باشد استعمال مسخنات جائز نيست و باعث احداث ليثرغس مىگردد و معرقات در اين باب فائده تمام دارد . صفت سفوفى كه در اين كار آزموده است بيارند حلزون چند آن‌كه خواهند و يك شب در سركه تر كنند آنگاه آنچه اندر آن از گوشت باشد بيرون اندازند پس آن حلزون را بسوزانند چندان كه سپيد گردد و بعد از تنقيهء خلط فاسد به قدر ثلث درم تا دو ثلث با شراب يا روغن گاه بوقت نوبت يا ظهور اشتداد بدهند و بدن بيمار را بپوشانند كه از عجاب تجارب است و كم ديده شد كه حاجت به تكرار عمل افتاده باشد . صفت مطبوخى كه على بن زين در حميات مزمنهء بارده مىسايد صعتر گل سرخ زنجبيل هر يك سه درم گشنيز خشك چهار درم پودينهء نهرى پنج درم مويز منقى هفت درم همه را در دو رطل آب بجوشانند تا به نصف آيد صاف نموده ثلث رطل نيم‌گرم بنوشند . و دواى مجرب صاحب داراشكوهى در ذيل ادويهء مفرده نافع حماى مواظبه مسور شد . [ مؤلف اقتباس ] مؤلف اقتباس مىنويسد كه در اينجا بيشتر از مواظبه در ادرار كوشند و به استفراغ كمتر متوجه شوند و از استعمال مسخنات شديده در ابتدا سخت اجتناب نمايند