محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
166
اكسير اعظم ( فارسى )
ماء الاصول كه بعد ظهور اثر نضج نافع است و ادرار بول كند بگيرند بيخ كرفس و بيخ باديان و بيخ اذخر و پرسياوشان و انيسون هر واحد يك مشت مصطكى تخم كرفس هر يك دو درم جمله را در يك من آب بپزند تا به نيمه آيد صاف نموده هر صبح چهل درم گرم كرده ده درم گلشكر در آن ماليده صاف كرده بنوشند . صفت مسهلى كه تنقيهء بدن از مادهء تب بلغمى كند و از تركيب محمد زكريا است ايارج فيقرا نيم درم تربد يك درم شحم حنظل يك دانگ غاريقون نيم درم عصارهء افسنتين يك و نيم دانگ مصطكى يك دانگ جمله را سائيده و با سكنجبين عسلى بخورند . و اگر فصل سرما و مريض بارد المزاج باشد ترياق اربعه به آب باديان بدهند . و اگر ماء الاصول كه در قول شيخ گذشت و در آن قنطوريون دقيق سه درم داخل است اجزاى آن در دو من آب بپزند تا نصف بماند و هر صبح سى درم با گلقند هفت درم بدهند نافع بود . و اگر سه درم مصطكى در آن داخل كنند بهتر باشد . و اگر با وى صفر باشد اين ماء الاصول دهند و نسخه آن همان نسخه طبيخ ديگر است كه در قول صاحب كامل گذشت ليكن در اينجا پوست بيخ كرفس و حاشا و سنبل الطيب و هليلهء كابلى مطروح است و عوض آن بيخ اذخر هفت درم انيسون سه درم است و وزن مصطكى دو درم و باداورد پنج درم و هليلهء زرده درم و هليلهء سياه هفت درم نوشته و اين حب تنقيهء دماغ و معده كند و نسخه آن همين مطبوخ است كه در قول شيخ گذشت و در آن ايارج هفت درم است ليكن در اينجا وزن ايارج فيقرا هشت درم و عصارهء غافث چهار درم است و گل سرخ چهار درم مقل سه درم افزوده مقل را در آب كرفس حل كرده ادويه سرشته حبها سازند شربتى يك و نيم درم تا دو درم . و اگر از مسهل مانعى باشد اعتماد بر ماء الاصول و اشياى ملطفه بايد كرد كه هم عرق آرد و هم ادرار بول كند و قرص گل در اين حالت و بعد ظهور اثر نضج سخت نافع باشد . صفت قرص گل به نسخه ابن زكريا گل سرخ ده درم اصل السوس عصارهء غافث هر يك شش درم عصارهء افسنتين سه درم مصطكى اسارون سنبل الطيب عود خام فقاح اذخر هر واحد يك درم شربتى سه درم بماء الاصول و گلقند . نوع ديگر اگر مرض طول كند و ماده سخت غليظ باشد نافع بود انيسون تخم كرفس باديان هر يك سه درم پودينهء خشك قاقله خير بود هر يك دو درم عصارهء غافث عصارهء افسنتين فقاح اذخر ريوند چينى سنبل الطيب فطراساليون مصطكى زعفران هر واحد يك درم گل سرخ ده درم شربتى سه درم بماء الاصول . و اگر بر پشت پاى و پشت چشم و روى تهبج و ورم ظاهر شود اين قرص گل به ايارج فيقرا بايد ساخت و نسخه آن همان است كه در قول شيخ براى تهيج وجه و اطراف گذشت ليكن در اينجا پودينهء خشك چهار درم ريوند چينى شش درم عوض مرماحوز نوشته و جمله را به آب عنب الثعلب سرشته قرصها سازند و هر صبح يك و نيم درم بماء الاصول بدهند . صفت قرص گل به نسخه جالينوس كه در تپهاى كهنه كه با لرزهء سخت و آماس پشت پاى و روى باشد سود دارد انيسون گل سرخ صبر هر يك چهار درم ساذج هندى اسارون افسنتين مغز بادام تلخ عصارهء غافث هر يك سه درم تخم كرفس يك درم به آب كرفس سرشته قرص سازند و به آب باديان و سكنجبين بدهند . و اگر نانخواه سوده به عسل سرشته سه درم بدهند در آخر تپهاى كه با لرزهء شديد باشد و بدير گرم شود نافع بود . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه در تب مواظبه اول آنچه مىبايد كرد تلطيف بلغم بجلابات ملطفه و ماء الشعير مركب با ملطفات است و هر صبح جلاب از سكنجبين ساده ده درم گلقند شكرى ده درم در آن ماليده بنوشانند و غذا ماء الشعير كه در آن باديان سه درم پخته باشند به مقدار چهل درم بدهند . و اگر حرارت قوى باشد و مريض لهيب و كرب و عطش دريابد هر صبح جلاب از تخم كاسنى سه درم و شكر سفيد ده درم بنوشانند و غذا ماء الشعير با نخود و باديان پخته دهند و در نيمروز چون حرارت و تشنگى اشتداد نمايد سكنجبين ساده ده درم به آب سرد بنوشند و يا هر صبح جلاب از تخم كاسنى و اصل السوس هر واحد سه درم و شكر سرخ يا گلقند ده درم بياشامند . و هرگاه آثار نضج در قاروره از قوام و رسوب بينند . تنقيهء بدن به اين مطبوخ كنند : صفت آن سناى مكى پنج درم اصل السوس سه درم بادرنجبويه گاو زبان هر واحد چهار درم تربد خراشيدهء كوفته دو درم گلقند عسلى ده درم باديان افسنتين روى تخم كاسنى حاشا پوست بيخ كبر هر واحد سه درم سنبل رومى يك و نيم درم هليلهء زرد و كابلى هر واحد هفت درم مويز طائفى ده درم حب القرطم پنج درم همه را در چهار رطل آب بجوشانند تا بيك رطل آيد فلوس خيارشنبر پانزده درم در آن ماليده صاف كرده بر آن سردارد از ايارج فيقرا يك مثقال انداخته سحرگاه بنوشند و تا آخر روز بر آن صبر كنند تا تنقيه نيك نمايد و در آخر روز به آب كشك جو كه در آن دراج و تيهو پخته باشند غذا سازند اگر قوت ضعيف باشد و الا ساده بدهند بعده دو يا سه روز راحت داده اين حب سحرگاه بخورانند و نسخه آن حب تربد و مغز قرطم است كه در قول صاحب كامل گذشت . و اگر وقت نوبت مقى كه تلطيف بلغم نمايد و قى آورد بدهند نافع باشد مثل آنكه ترب را در آب خوب بپزند و صاف كرده در آن آب سكنجبين ساده دره درم و نمك طعام يك درم و انداخته بنوشانند و طبيب را مىبايد كه در معالجهء اين تب ملول نشود زيرا كه بطيء البرء و عسر الانقلاع كثير العود است و در هر هفته يك دو بار بحسب