محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
155
اكسير اعظم ( فارسى )
مىبايد كه راحت و سكون استعمال كند تا خلط ساكن ماند در موضع خود تا آنكه نضج يابد و از حركت و تعب اجتناب نمايد كه اين اذابت خلط و انتشار او در بدن گرداند و به اخلاط جيده بياميزد و آن را فاسد كند و احالهء آن بعفن نمايد و در مادهء تب افزايد و مكث آن طول كند بهر آنكه جالينوس ذكر كرده كه اين تب به مردى جوان عارض شده و بر آن شش ماه قيام نمود و من شخصى را ديدم كه آن را اين تب در آخر فصل تابستان حادث گرديد و تا فصل ر بيع مكث نمود با وجود آنكه تدبير او نيك كردم . بالجمله سزاوار آن است كه در اين تب تدبيرى كه ذكر نمودم استعمال كنند و از ماسواى آن اجتناب ورزند . [ جرجانى و ايلاقى ] جرجانى و ايلاقى مىنويسند كه بعد اين تب از غب خالصه به مقدار طول نوبت تب باشد پس به مقدارى كه از دوازده ساعت افزون باشد بعد او از غب خالصه بدان مقدار بود و علاج به اندازه درازى آن متغير سازند پس اگر بخالصه نزديك باشد علاج او اندكى بگردانند . و اگر از آن دور تر باشد علاجش بيشتر متغير سازند . و اگر قاروره غليظ و رنگين باشد نخست فصد اولىتر بود . و اگر اتفاق فصد نيفتد از تليين طبع بحقنه يا شربت چاره نباشد و حقنه نافعتر بود و بر اشربه و اغذيهء بارده چندان دليرى نشايد كرد كه در غب خالصه بايد كرد . و اگر در هر چند روز طعام لائق قى بخورند و قى كنند سخت سودمند باشد و بعد از نضج مسهل معتدل بايد داد و كشكاب كه از جو و نخود نيمانيم بپزند نافعتر باشد و اما آنچه اعانت بر نضج نمايد سكنجبين بزورى است يا گلقند با سكنجبين سرشته يا آب باديان گلقند در آن ماليده . و اگر گلقند را در آب گرم بدست بمالند و اندكى باديان در آن جوشانيده صاف كنند و سركه آميخته سكنجبين سازند شربتى لطيف منضج باشد . و چون اثر نضج پديد آيد به آهستگى تدبير استفراغ بايد كرد و چيزى كه بعد نضج بدان تنقيه كنند گلقند گداخته است كه سكنجبين آميخته قدرى خيارشنبر در آن حل كرده به اندكى تربد تركيب داده باشند و شربت افسنتين مسهل موافق دابغ معده و مقوى آن است تا غذا هضم كند و از آن بلغم تولد نكند . هرگاه قادر بر هضم اغذيه نبود دوم آنكه افسنتين ادرار بول كند بتلطيف خلط بل صفت شربت افسنتين بگيرند افسنتين رومى پنج درم تربد سفيد تراشيده نيمكوفته دو درم سنبل الطيب يك درم گل سرخ پانزده درم در سه من آب بجوشانند تا يك من بماند صاف نمايند و هر صبح چهل درم با ده درم شكر يا به يك درم صبر بنوشند . نوع ديگر افسنتين هفت درم مصطكى اذخر ساذج هندى سنبل صبر غاريقون گل سرخ هر يك دو درم زعفران نيم درم جمله را دارد و من آب بپزند تا به نصف آيد صاف كرده يك من عسل يا شكر يا ترنجبين آميخته به قوام آرند و در بعضى نسخهها يك درم بيخ باديان و يك درم بيخ كرفس و انيسون و نانخواه يا باديان و اسارون هر يك نيم درم و نعناع يك درم زياده كرده و قرص بنفشه در اين مرض مسهلى نافع است و نسخه آن در قول صاحب كامل گذشته ليكن در اينجا وزن سقمونيا دانگى نوشته و تا اثر نضج خوب ظاهر نباشد اين مسهل نبايد داد و گاهى در آن قرص يك دانگ پودينه و انيسون زياده كنند و دانگى كتيرا در آب كرفس يا آب كاسنى يا گلاب حل كرده ادويه بدان به سرشند و حبها سازند و به كار برند نافع بود . و مطبوخ شيخ بوعلى سينا كه در قول او مسطور شد به قدر صد درم با نيم دانگ سقمونيا مسهل موافق است ليكن ده درم تخم كرفس در آن بسيار است گمان بر خطاى ناسخ است اگر چنان بزرگى فكر بليغ كرده باشد از دو درم تا پنج درم كفايت بود و بعد تنقيه قرص طباشير و قرص گل و مانند آن موافق باشد و نسخه قرص طباشير همان است كه در ذيل علاج اين تب مسطور شد . و نسخه ديگر كه در تپها كه با تشنگى و سرفه بود سودمند باشد اين است : صفت آن طباشير گل سرخ صمغ كتيرا هر يك چهار درم مغز تخم خيار و خيار بادرنگ تخم خرفه اصل السوس هر يك هشت درم زعفران دو درم نشاسته سه درم كافور يك درم سائيده و بلعاب اسپغول به سرشند و قرص سازند شربتى يك مثقال . صفت قرص ورد براى غب غير خالصه كه در آن صفرا بر رطوبت غالب باشد نافع گل سرخ ده درم سنبل الطيب سه درم اصل السوس پنج درم تخم كاسنى مغز تخم خيار هر يك چهار درم قرصها سازند از هر يك مثقالى نسخه ديگر در تب غب غير خالصه كه صفرا و رطوبت برابر بود نافع است گل سرخ ده درم سنبل دو درم مصطكى يك درم تخم كاسنى پنج درم شربت يك مثقال . صفت قرص بنفشه اگر با تب سرفه باشد سودمند بود بنفشه گل سرخ هر يك پنج درم مصطكى يك درم مغز بادام مقشر پنج درم گل ارمنى نشاسته رب السوس هر يك سه درم صمغ عربى مغز تخم كدو مغز تخم خيار هر يك پنج درم شربتى يك مثقال . صفت قرص بنفشه اگر با تب و سرفه طبع قبض باشد نافع بود بنفشه ده درم تخم خشخاش تخم كاسنى مغز تخم خيار هر يك پنج درم كتيرا رب السوس هر يك چهار درم قرص سازند و هر صبح يك مثقال با جلاب بخورند . و اگر احتياج به اسهال شود چهار درم سقمونيا و هفت درم تربد زياده كنند و شربت دو درم نمايند . صفت قرص غافث كه در آخر تپهاى كهن نافع و خداوند يرقان و درد جگر را مفيد بود عصارهء غافث پنج درم گل سرخ سنبل الطيب هر يك دو درم طباشير سفيد سه درم ترنجبين ده درم شربتى يك مثقال . صفت قرص ماذريون كه در غب غير خالصه كه با تشنگى و دردسر بود و صبع قبض باشد سودمند بود ماذريون هفت روز سركه تر كرده خشك