محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

122

اكسير اعظم ( فارسى )

كرد . و بعضى طبيبان گفته‌اند كه فصد در ابتداى مرض بايد كرد و در تزيد و نزديك انتها فصد نشايد كرد خاصهً اندر انحطاط و بسيار كس اندرين تب به فصد واقع در غير وقت او هلاك شدند زيرا كه قوت در تزايد مرض و در انتها و انحطاط مساعدت نكند چنان كه در ابتدا كند بدين سبب طبيب را با وصف ضعف قوت در فصد دليرى نشايد كرد اگرچه همه اسباب ديگر موافق باشد . و اگر قوت ضعيف بود در ابتدا نيز فصد جائز نباشد . و اگر قوت قوى باشد و احوال ديگر موافق نبود اعتماد بر قوت كند و فصد يا حجامت به عمل آرد . و هرگاه كه قوت مساعد باشد مضرت ناموافقت اسباب ديگر اسهل باشد و بيمار خلاص يابد و بعد فصد آب هنداونه يا آب ليمو بجلاب دهند و شربت ريباس به شكر موافق است اگر فصل گرما باشد اين اشربه به آب سرد يا برف سرد كرده بايد داد الا شربت ريباس كه آن را بىبرف دادن صواب‌تر است زيرا كه سردى آن سردى يخ و برف معده را برنجاند . و اگر اندر احشا ورم باشد پنج درم فلوس خيارشنبر و سى درم ترنجبين و ده عدد عناب و ده عدد آلوى سياه در يك نيم من آب بجوشانند تا سوم حصه بماند ماليده صاف نموده بدهند و فلوس خيارشنبر و ترنجبين در آب عناب و آب عنب الثعلب و آب كاسنى حل كرده صاف نموده هر بامداد موافق باشد و ماء الشعير به آب انار شيرين دهند و پست و اسبغول و شكر در آب انار دهند و بر موضع ورم در ابتدا صندل و فوفل و گل ارمنى و آب كاسنى و آب عنب الثعلب و آب گشنيز تر ضماد كنند و در آخر صبر و زعفران به آب گشنيز ضماد سازند و يا برگ خطمى و اندكى اسبغول در آب عنب الثعلب و آب كاسنى تر نهند و در فصد تأخير نكنند . صفت ضمادى كه در اين موضع سودمند باشد موم روغن از موم سفيد و روغن گل يا روغن بنفشه و آب كاسنى و گشنيز تر و آب ساق و برگ خرفه و دو سه قطرهء سركه با هم بزنند و بر خرقهء كتان طلا كرده بر آن موضع نهند . و اگر ورم در جگر يا معده يا در فم معده باشد از آميختن چيزى مقوى به اين اشيا چون مصطكى و آب به و اندك سنبل چاره نباشد . و اگر فصل تابستان باشد ضماد سرد برنهند . و اگر زمستان باشد نيم‌گرم نهند و اندرين تپها اين قانون نگاه بايد داشت كه نخست فصد كنند پس كشكاب دهند . و اگر صفراى عفن با خون آميخته باشد و تب تيز سوزان باشد و همچون تب محرقه بنوبت غب گرفته شود و اعراض قوىتر پديد آيد هم اولىتر آن باشد كه اول فصد كنند ليكن در فصد اعتماد بر قوت بايد كرد و در تسكين حرارت بموجب قانون و اندازهء حرارت مباغله بايد كرد باقى همان است كه در قول صاحب كامل در علاج حماى محرقه خواهد آمد . [ ابن الياس ] ابن الياس گويد كه بعد فصد يا حجامت هر صبح جلاب از تمر هندى و شكر سفيد يا ترنجبين هر واحد ده درم در آب سرد حل كرده بنوشند و يا بگيرند آب انارين بشحم آنها افشرده هر واحد سه اوقيه و شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم و يا ربوب قامع خون مثل رب حصرم و ريباس و ليمو و به هر كدام كه باشد ده درم و گلاب ده درم بر برف سرد كرده بنوشند و غذا ماء الشعير سازند و تليين طبيعت برب آلوى سياه و به نقوع مشمش يا به نقوع فواكه مع ترنجبين و شيرخشت و ماء الفواكه نمايند . و اگر قوت ضعيف گردد و به سبب استفراغ خون و اخراج آن غذا ماء الشعير بچوزهء مرغ دهند و استفراغ بدن به اين مطبوخ كنند : صفت آن سناى مكى پنج درم بنفشه نيلوفر تخم كاسنى گل سرخ هر واحد سه درم تمر هندى ده درم آلوى سياه عناب هر واحد بيست عدد سپستان آلوى كوهى هر واحد چهل عدد همه را در سه رطل آب بجوشانند تا به يك رطل آيد و شيرخشت و ترنجبين هر واحد پانزده درم ماليده صاف كرده سحرگاه بنوشند و تا آخر روز بر آن صبر كنند تا استفراغ صالح نمايد بعده در آخر روز به ماء الشعير بيست درم غذا سازند . و اگر حرارت قوى و تشنگى شديد باشد لعاب اسبغول و لعاب بهدانه هر واحد ده درم به روغن بادام پنج درم و طباشير نيم درم بدهند و زبان و دندان را در هر روز سه مرتبه به سركه و گلاب بشويند و بعده بر زبان او هر دو لعاب مذكور به روغن بنفشه مسح كنند و نفع مىكند ايشان را شربت عناب اگر با تب سرفه باشد . و اگر نباشد شربت ريباس و حصرم و ليمو و ترنج و غذا ماء الشعير مع عدس و سركه دهند و زير او برگ خلاف يا كدو فرش كنند و حوالى او كدو و خيار و به و سيب و ظروف پر از آب بنهند و مسكن او در مهب شمال يا زير بادكش مبلول به گلاب باشد و بايد كه بدن را بپارچها پوشيده دارند تا استنشاق هواى سرد نمايند و سردى هوا مسام را بند نسازد . و اگر با اين تب سرفه و درد و پهلو و سينه باشد هر صبح جلاب از بنفشه و نيلوفر هر واحد سه درم عناب و سپستان هر واحد ده عدد و از شكر سفيد و ترنجبين هر واحد ده درم بنوشانند و تليين طبيعت بشريت بنفشه و ترنجبين و شيرخشت يا فلوس خيارشنبر