محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
120
اكسير اعظم ( فارسى )
براى آن است و ليكن در حالت نرمى طبع و بهترين اوقات نوشيدن آن وقت شدت غليان و كرب و اشتعال و تواتر خفقآن است . و بدانند كه اقتصار بر تبريد و ترك فصد و اسهال در سدد حقن مىافزايد و عفونت حرارت در ثانى الحال زياده مىشود و اما تنقيهء آن به مثل مسهلات صفرا به حسب اختلاف وجوب قوت و ضعف بايد كرد . و اما منضجات خلط خام كه با خون باشد مثل عناب و سپستان و بنفشه و شاهتره و باديان و گل سرخ و تخم كاسنى و كشوث و مويز منقى و آلوى بخارا دهند زيرا كه گاهى خلط خام سبب عفونت خون مىگردد و در آخر تب مثل قرص كافور و قرص طباشير خورانند و اين قرص نيكو است بگيرند طباشير صمغ عربى كتيرا نشاسته هر واحد سه درم تخم خرفه بيخ درم مغز تخم چنار چهار درم مغز تخم كدو شش درم رب السوس هفت درم و از آن قرص سازند . نسخه ديگر و خصوصاً نزد ضعف جگر بگيرند گل سرخ درم عصاره زرشك دو درم مغز تخم بادرنگ و خيار و خربزه و تخم خرفه و طباشير هر واحد يك درم صمغ و نشاسته و كتيرا هر واحد نيم درم ريوند چينى و زعفران و كافور هر واحد ربع درم قرص ساخته استعمال نمايند . و اما اغذيه پس عنابيه و عدسيه ترش كرده و رمانيه و سماقيه دهند . و اگر از چيزى از اين خوف قبض شكم باشد كسر حموضات و به شيرخشت يا شكر كنند و به آلو و بقرعيه و حماضيه و فواكه امرود چينى و انار و سيب شامى و بقول كدو و خيار و بادرنگ و كاسنى و بقله مباركه و حماض و گشنيز و مانند آن دهند پس اگر صداع يا خفقان يا سهر يا سبات يا رعاف مفرط مضعف قوت و غير آن از اعراض صعب عارض گردد بدان چه در موضع آن در آخر اين بحث مذكور شود معالجه نمايند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل مىنويسد كه رأس و افضل چيزى كه احتياج به سوى آن در علاج تب دموى در اول حدوث آن اعنى در روز اول و دوم و سوم مىشود آن است كه صاحب او را فصد اكحل و باسليق كنند اگر قوت و سن و فصل مساعدت كند و از خون مقدار كثير برآرند تا آنكه او را غشى عارض شود زيرا كه اگر اين به عمل آرند يا تب قلع گردد و يا خفيف شود و مدت او كوتاه و صاحب او از خوف ايمن گردد اما آنجا كه قوت و سن و مزاج مريض و فصل اخراج خون بسيار يك بارگى واجب نكند بايد كه به حسب وجوب حال اخراج خون اندك اندك نمايند كه اين تخفيف تب كند و بعد فصد آب انار شيرين و ترش به اندك سكنجبين ساده يا آب تمر هندى بجلاب يا رب غوره درب آلو ميخوش يا رب ترشى ترنج و مانند آن به آب سرد يا ببرف اگر فصل گرما باشد استعمال بايد كرد و غذاى او روز فصد اگر قوت قوى باشد بمزورهء معمول از كدو و اسفاناخ يا بيخ كاهو يا شاخ خرفه يا مغز با درنگ يا مغز خيار به آب غوره يا آب انار ترش يا آب ترشى ترنج يا آب عصارهء زرشك بعدش دماش سازند . و اگر قوت ضعيف باشد بايد كه مريض را روز فصد شورباى بچهء مرغ و تيهو و دراج و مانند آن دهند و روز دوم از فصد بايد كه نظر كنند كه آيا اين مرض از امراض در غايت حدت است و يا از حادهء مطلقه و يا از حاده كه بطى باشد پس اگر از امراض حاده در غايت بود كه از روز چهارم تجاوز نكند و قوت قوى باشد بايد كه صاحب او بر جلاب يا شربت بنفشه و آب انار ميخوش يا رب غوره اقتصار نمايد . و اگر قوت ضعيف باشد ماء الشعير به اندك آب انار ميخوش دهند . و اگر از امراض حادهء مطلقه باشد كه از روز هفتم تجاوز نكند و قوت قوى بود مريض در اوقات روز بر آب انار ميخوش به شكر يا بجلاب يا آب ترشى ترنج به شكر يا به آب غوره اقتصار كند و با وى چيزى از قبض نباشد و بعد دو ساعت ماء الشعير چهل درم باده درم نبات سفيد بدهند و بعد چهار ساعت پانزده درم سكنجبين ساده به آب سرد دهند و وقت خواب شب لعاب اسبغول و لعاب بهدانه بجلاب يا به آب انار بدهند . و اگر بر اين شربت خواب نمايند منعفت بين يابند : و صفت آن اين است بگيرند آلو شيرين بزرگ سى عدد دو تمر هندى نيم رطل و هر دو را در سه رطل آب بجوشانند تا يك رطل باقى ماند صاف كرده بر آن آب انار ميخوش و ترشى ترنج هر واحد يك رطل انداخته به آتش معتدل بپزند تا به نصف بازآيد و بر آن يك رطل نبات و ربع رطل گلاب اندازند و جوش داده كف بردازند و از آتش فرود آورده سرد كنند و از آن هر شب پانزده درم تا بيست درم يا دو درم تخم خرفه باريك سوده بخورند . و اگر حرارت قوى و تشنگى شديد باشد بايد كه اندك لعاب اسبغول به وزن نيم درم طباشير اضافه كنند . و اگر مريض ضعيف باشد يا در صحت خود معتاد بكثرت تناول طعام بود يا در هر روز و باز عادت غذا داشته باشد بايد كه ماء الشعير دو مرتبه در هر روز بدهند پس اگر نفس مريض به چيزى از اين مائل نباشد مريض را در آخر روز كعك باريك كوفته به شكر و آب سرد يا پوست جو يا پست گندم مغسول به آب گرم و سرد كرده با نبات بدهند . و اگر اين واجب نبود سركه و زيت به مغز بادرنگ و خيار و روغن بادام و شكر طبرزد كه بر آن برف انداخته باشند و مانند آن دهند . و اگر مرض از امراضى باشد كه از شان او انقضا در چهارده روز يا هفده روز باشد صاحب او را قبل طلوع آفتاب آب انار يا شربت مذكور